سروده های بختیاری،فراز یا فرود

سروده های بختیاری ، فراز یا فرود

سروده های بختیاری را می توان به دو دسته کلی تقسیم کرد نخست: اشعار فولکلوریک یا همان ادبیات عامیانه که در بین بختیاری ها اصطلاحاً « بیت » نامیده می شوند ، سراینده و زمان رواج این سروده ها بر کسی معلوم نیست ، سینه به سینه و نسل به نسل منتقل شده تا به زمان حال رسیده است. این اشعار به مانند «برزگری» گاهی شرح هجران و دوری عزیزان است  یا به مانند «صیادی » زبان حال « پازن »و یا صیاد آن  است و شرح حال طعمه و صیاد را بازگو می کند. گاهی نیز شادمانه است و به وقت بزم و جشن با هلهله و شادی ابراز می شود. این سروده ها وقتی «غمانه » می شود بسیار سوزناک وجان کاه است که در سوگ عزیزان خوانده می شود و « گاگریوه» نامیده می شود. ایلیاتی  که نوع معیشتش اقتضاء می کند  به سختی با طبیعت خشن پیکار نماید، برای تقویت نیرو و توان خود شیفته اشعار «حماسی» است و به همین دلیل عاشق شاهنامه خوانی است. گاهی نیز برای تخلیه درونی خود ، گشودن  سفره دل و بر ملا ساختن رنج و درد درون ، یا رها ساختن خود از گرفتاری و یا رفع خستگی ، بر حسب حال خود ، غمانه یا شادمانه می خواند. گاهی نیز به هنگام انجام کار ، دل شوره ها و دلواپسی های خود را در قالب سروده هایی پرمعنی بیان می کند و به کار و فعالیت خود ریتم و آهنگ خاصی می بخشد.

 دسته دیگر سروده هایی است که سراینده آن مشخص است ، در گذشته ای نه چندان دور ، رنگ و صبغه و شکل و محتوی  غالب این اشعار  دینی و مذهبی بود ، گاهی نیز توصیف طبیعت یا  بیان حالات درونی سراینده بود و یا پند و اندرزهای گوناگونی بود که سراینده لازم می دید به مخاطبان خود عرضه نماید. گاهی نیز چالشی بود ، چالش با خدا ، زمانه ، محیط پیرامون و...
زمزمه ها و نغمه های موزون و شعرگونه از یک جهت به منزله به تصویر کشیدن و تجلی ساختن نوع نگاه و نگرش ، جهان بینی ، آرزوها  ، آرمانها ، ارزشها  و از طرفی دیگر بیانگر منش و شخصیت فردی و جمعی ، نوع روابط فردی و اجتماعی  و ویژگی های ساختارهای مختلف جامعه است. بطورکلی می توان گفت ادبیات عامیانه تا حد زیادی هویت گروهی و اجتماعی افراد را بازگو می کند و به نمایش می گذارد. بنابراین تولید و ترویج سروده ها ، فقط و فقط به معنی ابراز دلنوشته ها ، دل گفته ها ، حس ، ذوق و شور نهفته فردی نیست بلکه ارائه تصویری از خود و گروه و جامعه ای که به آن تعلق داریم ، به دیگران است که می توان مبنای قضاوت و ارزیابی دیگران باشد. بنابراین ما متعهد هستیم که جامعه و گروهی که به آن تعلق داریم ، درست و صحیح معرفی کنیم ، مبلغ خوبیها و زیباییها باشیم نه مروج  بدی ها و زشتی ها و پلیدی ها .
از این روست که می گویند نویسنده و هنرمند به خودش تعلق ندارد بلکه متعلق به جامعه است زیرا آنچه وی تولید و عرضه می کند در پیشرفت یا انحطاط جامعه نقش آفرین است. وی می تواند امید ، نشاط ، میل به پیشرفت و همه زیباییها ، خوبیها و پاکیها را در جامعه تقویت وترویج نماید همچنین می تواند یاس ، نومیدی ، ولنگاری ، عبث انگاری ، پوچ گرایی ، بدیها و زشتی ها را تبلیغ کند و گسترش دهد.
 وقتی  در آثار گذشتگان مانند: ملا ذولفعلی کرونی ، سرحدی ، میرزای بختیاری ، داراب افسر و... کنکاش می کنیم ، امید ، نشاط ، تلاش و کوشش ، عرفان و معنویت ، زندگی ، زیبایی و بزرگمنشی را به عیان می توان دید ، خواننده دچار آرامشی معنی دار اما سرشار از نشاط ، امید و معنویت می شود. تصویری که ناخودآگاه از جامعه این بزرگان به ذهن خطور می کند ، تصویری پاک و روشن است.
اما امروزه آسیب ها و آفتهایی گریبان گیر سروده های بختیاری است که نه تنها کمکی به رشد شعر و موسیقی در بختیاری نمی کند بلکه باعث بی مغز و محتوی شدن ، انحطاط و بیراهه رفتن آن می شود ، نه تنها تصویری غلط و نادرست از ما بختیاری ها ارائه می دهد بلکه مبنای قضاوتهای نادرستی می شود که می تواند خسارت هایی به هویت اجتماعی و گروهی ما وارد سازد. برخی از این آسیبها عبارتنداز:
1- رواج برخی اشعار خاص که سراینده و هدف مشخص دارد   ، به عنوان بخشی از ادبیات عامیانه و تعمیم آنها به کل جامعه بختیاری در مواردی دیده می شود. این اشعار که حاصل تخیلات و توهمات فردی است با نام سروده های یک جمعیت بزرگ معرفی شده است که به پیکره این جمعیت آسیب رسانده است.
2- اسطوره سازی نادرست بر مبنای تحریف و وارونه جلوه دادن حقایق : برخی اشخاص به جای اینکه از قوه خیال و خلاقیت خود استفاده کنند و داستانی جدید خلق و ارائه نمایند ، برای واقعی نشان دادن خیال پردازی خود و تاثیرگذاری بر مخاطبان ، آشکارا به تحریف تاریخ و انعکاس نادرست برخی حوادث و وقایع نموده اند.
3- ترویج برخی احساسات قوم گرایانه و طایفه گرایانه و تاکید نادرست و نابجا بر آنها: متاسفانه عده ای قلیل با تاکید بر اندک سروده هایی خاص ، احساسات و روحیات قوم مداری را تحریک می کنند که می تواند به وحدت ملی و حتی انسجام درون گروهی بختیاری ها لطمه وارد سازد.
4- برخی از خوانندگان محلی سروده ها نیز علاقه زیادی به ارائه های کارها و آثار بیشتری دارند ، از طرفی همواره نگران هستند که مبادا با استقبال مخاطبان مواجه نشوند ، پس برای بازار گرمی بیشتر به شکل و فرم کار پرداخته اند و از توجه و پرداختن به جنبه های هنری و محتوایی این آثار غفلت ورزیدند. حتی به تقلید از الگوهای غربی نیز روی آوردند و پاپ خوانی نیز در بین برخی از آنها که هیچ سنخیتی با موسیقی اصیل بختیاری ندارد ، رواج پیدا کند. بالا رفتن کمیت کارهای ارائه شده به شدت کفیت این آثار را  تحت تاثیر قرار داد و باعث گردید که آثار کم محتوی و بی مغزی ارائه گردد.
5- با توجه به تغییر اوضاع و شرایط ، دست اندرکاران موسیقی نتوانستند سبک های جدیدی در  موسیقی بختیاری ابداع نمایند که بتواند مخاطبان این موسیقی را جذب نماید و رضایت آنها جلب کند. عده ای برای پاسخ گویی به این نیاز به سراغ تقلید از موسیقی های غربی رفتند ، فقدان مهارت و تخصص در این افراد باعث گردید تا آنها نیز به موسیقی بختیاری لطمه وارد سازند.
6- انگیزه های مادی و تجاری به ویژه در خوانندگان غمانه ها و گاگریوها  سبب گردید که شخصیت سازی ها ی کاذب ، مبالغه و اغراق و حماسه سازی های نادرست در سوگ سروده ها رواج پیدا کند و موجبات حیرت و شگفتی شنودگان را فراهم سازد.
7- متاسفانه در ادبیات عامیانه بختیاری انگیزه های مادی یا اغراض خاص سبب گردید که ادبیات « دون کیشوتی » ترویج گردد تا جایی که اغراق و مبالغه بخشی از این ادبیات گردید و ارائه تصویری نادرست از اشخاص به ویژه برخی از خوانین رسم و عادت شود. دو مورد اخیر سبب می گردد تا محافل علمی و فرهنگی با دیده تردید به ما بنگرند و رفتار ما برای اهل نظر و قلم عجیب و غریب باشد.
8- غنایی بودن بیش از اندازه ی  برخی از تصنیف هایی که در آثار تولید شده  ، ارائه گردید ، سرو صدایی زیادی ایجاد کرد و به موسیقی بختیاری لطمات زیادی وارد ساخت.
9- متاسفانه در بررسی محتوایی بسیاری از تصنیف های ارائه شده توسط خوانندگان بختیاری به جز محدود آثاری مانند: مال کنون ، مندیر ، تش دل ، کربختیاری ، دزپارت و برخی آثار قزلباش و رنجبری( که آنها هم بدون اشکال نیستند) نمی توان به جرات گفت که این آثار از کیفیت و محتوای خوبی برخوردار هستند و تهیه کنندگان و سرایندگان آنها به وظیفه اجتماعی خود به خوبی عمل کرده اند.
10- در حال حاضر موسیقی و هنر بختیاری به سمتی می رود که ممکن است محدود به طنز ، خنده و لودگی گردد و در نتیجه بتدریج مضمحل گردد.
برای هر کدام از موارد فوق می توان دهها مصداق و مثال ارائه کرد.  به نظر می رسد در کنار صدها شاعر خوش ذوق بختیاری که سروده های بسیار ارزشمندی ارائه کرده اند و مورد بی مهری و کم توجهی قرار گرفته اند ، وضعیت شعر و موسیقی به ویژه نوارهای کاست ، دوران کسالت و بیماری را سپری می کند ، صرف نظر از چند کار ارزشمند ارائه شده ، سروده ها و تصنیف های ارائه شده در بازار ، فرود ، در این عرصه را به نمایش می گذارند.
برای ارتقاء سطح کیفی و محتوایی این آثار لازم است که اهل نظر و قلم وارد صحنه شده وبرای تولید آثار ارزشمند همت گمارند از طرفی تشکیل انجمن یا کانونی که بتواند بر کار تولید این آثار نظارت کند ، ضرورت تام دارد. ما بختياري ها مي توانيم اين هنر ، تصنیف ها و سروده ها را حفظ کنیم و ارتقاء ببخشیم اما از طریق توجه و تاکید بر کیفیت  ، محتوی و جنبه های هنری ، با اجراهاي قوي، آهنگسازي صحيح ، با استفاده از علم و تخصص روز.
 
 

 

نوشتن دیدگاه

* نمایش نظرات به منزله تائید آنها نمی‌باشد.
* مسئولیت نظر با کاربر می‌باشد.
* ایمیل فعال خود را وارد نمایید.
* در صورت امکان نام و شهرت خود را کامل وارد کنید.


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

درباره ما

تازه‌های کتاب

 کتاب «نخستین جرعه از این جام» میزبانی و قهرمانی تیم ملی فوتبال ایران در جام ملت های آسیا (۱۳۴۷-۱۹۶۸) را از زوایای سیاسی-اجتماعی و ورزشی با نگاهی تازه مورد کنکاش قرار داده است.
 شیمبار (شیم بار) جلگه گرمسیری شیمبار در شمال خوزستان واقع گردیده و تقریباً نزدیک به نقطه صفر مرزی بین استان خوزستان و چهار محال بختیاری قرار دارد. این منطقه گردشگری از توابع بخش چلو شهرستان اندیکا می باشد که در 45 کیلومتری شهر قلعه خواجه  و یکصد کیلومتری مسجدسلیمان و220 کیلومتری اهواز است.  
 «فراز و فرود ایل کیان ارثی با تاکید بر ظهور و سقوط محمدتقی خان بختیاری» عنوان کتابی است که توسط مصطفی علیزاده گل سفیدی به نگارش درآمده و آماده چاپ شده است. در این کتاب با استناد به منابع مختلف تاریخی به بررسی ایل کیان ارثی و روسای آن از دوره صفویه تا 50 سال پیش پرداخته و شامل 5 فصل به شرح ذیل است: