امامزاده سید میر احمد کیست؟ + سند

امامزاده سید میر احمد کیست؟ + سند

فرمان شاه صفی

به مناسبت برگزاری همایش بزرگداشت امامزاده سید میر احمد علیه السلام
                   
   همایش بزرگداشت امامزاده سید میر احمد علیه السلام روز پنجشنبه مورخ 20/7/1391 با حضورب هزاران نفر از اهالی شریف شهر باباحیدر و روستاهای اطراف برگزار گردید. در این همایش  حجت الاسلام نکونام نماینده محترم ولی فقیه در استان چهارمحال و بختیاری و امام جمعه شهرکرد و حجت الاسلام شرفخانی معاونت فرهنگی سازمان اوقاف و امور خیریه کشور با ایراد سخنانی از این امامزاده بزرگوار تجلیل کرده و حضار را به غور و تفکر پیرامون شخصیت امامزاده و پیروی از سیره ایشان دعوت کردند.برای معرفی بیشتر این امامزاده عظیم الشان بخشی از سخنرانی مصطفی علیزاده گل سفیدی جهت استحضار کاربران محترم ارائه می شود.
 
آرامگاه این امامزاده جلیل القدر در شمال شرقی شهر باباحیدر بر بالای تپه ای در دامنه کوه «چوبین» و آرمگاه پدر بزرگوارشان امامزاده عبدالله معروف به شاه قطب الدین نیز در منطقه اندیکا قرار دارد.جناب سید میراحمد بدون تردید از نسل امام موسی کاظم(ع) می باشند و بنابر روایتی با پنج واسطه به امام موسی کاظم(ع) می رسند که شرح آن چنین است:

سید میر احمد بن عبدالله بن جعفر بن محمد ابن موسی بن عبدالله بن امام موسی بن جعفر علیه السلام.

مطابق بررسی های انجام شده امامزاده عبدالله دارای چند فرزند پسر بودند که تعدادی از آنان عبارتند از:
 
1-  سید میر احمد: جد بزرگوار سادات بابا حیدر، سادات گوشه دزفول، سادات شاهزاده عبدالله اندیکا و سادات پیر سهرابی ایذه و  سادات موسوی دنباله رودخانه کارون دهدز و سادات ساکن در دنباله رودخانه کارون در منطقه مشایخ معروف به سادات مونگشتی.این سادات خود را با 20 واسطه به امامزاده عزالدین معروف به احکم الحاکمین یا سید احمد می رسانند.
 2-  عالی یا علی: سادات بویر از نسل امامزاده برهان بن علی یا عالی هستند.
 
3-  سید سلیمان: احتمالاً در اصفهان یا مناطق اطراف آن فوت کرده و در همانجا مدفون است.
 
همه شواهد و دلایل حکایت از آن دارد که امامزاده سید میر احمد در قرن ششم هجری قمری می زیست و به احتمال زیاد در پایان همین قرن به رحمت ایزدی پیوستند. با توجه به اینکه پدر شریف امامزاده در منطقه اندیکا وارد شده و آنجا سکونت اختیار کردند. امامزاده سید میر احمد از جانب خوزستان و بنابر دعوت اهالی به منطقه میزده- که امروز میزدج نامیده می شود- مهاجرت کردند و در مکان فعلی که بقعه شریف ایشان قرار دارد سکنی گزیدند.
 
مقام و منزلت امامزاده
 
•  اسناد و مداراک گوناگون دلالت براین دارد که امامزاده سید میر احمد و پدر بزرگوارشان به لحاظ معنوی و علمی از جایگاه و منزلت بسیار والایی برخورد بودند .عنوان «میر» در نام امامزاده بیان می دارد که ایشان نقیب ،سرپرست و پیشوای سادات و همچنین پیشوای شیعیان منطقه بودند.
 
•  جناب سید میر احمد به دلیل جایگاه معنوی و علمی که داشتند در ترویج و گسترش تشیع در منطقه سهم زیادی ایفا کردند. اگر چه در اواخر قرن اول هجری قبیله ای شیعه مذهب «عنزه» در مناطق بختیاری نشین امروزی استقرار پیدا کرد و و اشخاص و گروههای دیگری نیز بتدریج وارد این منطقه شدند و در پناه کوههای سخت گذر سکونت اختیار کردند. اما اوج گسترش مذهب شیعه در استان چهارمحال و بختیاری در فاصله قرن سوم تا ششم هجری بوده و مدیون کوشش بزرگانی از سادات و شیعیان می باشد.امامزادگان و بزرگوارانی چون: آقا سید عیسی،سید عبدالله، سید ابوالحسن خراسانی، احمد بن فضایل(احمدفداله)، محمود بن فضائل(محمود فداله)،سید صالح(قصیر دوم)، سید میراحمد، سید بهاءالدین محمد و... سهم زیادی در نشر و گسترش مذهب شیعه در کوهستان های زاگرس میانی ایفا کردند و این منطقه را یکی از قطب های شیعه نشین تبدیل کردند. به گونه ای که از قرن هفتم به بعد اکثریت ساکنان این منطقه شیعه بوده اند.
 
•  جناب سید میر احمد بسیار با قرآن مانوس بود، صاحب کرامات زیادی بوده و در زهد و تقوی، عرفان و ساده زیستی یکی از سرآمدان عصر خویش بوده اند.
 
•  شکوه و عظمت این سید عظیم الشان را وقتی می توان درک کرد و فهمید که بدانیم:
 
1-  مردم و ساکنان منطقه این شخصیت والا مقام و پدر بزرگوارشان را با القاب و عناوین بسیار بزرگی مانند « میر» ،«شاهزاده» و «شاه» مورد خطاب قرار می دادند.ایرانیان بر اساس عادت ها و سنت های کهن خود برای ارج نهادن به اشخاص بی همتا و بسیار بزرگ ، عنوان شاه، شاهزاده و میر می دادند و چون امامزاده و پدر بزرگوارشان شخصیتی بسیار والا و ستودنی داشتند این عناوین را نیز در باره آنان بکار گرفتند.
 
2-  در تایید عظمت و مقام والای امامزاده همین بس که از قرن ششم تا قرن 11 هجری- یعنی هفتصد سال-  ،ده پادشاه از چهار سلسله، تسلیم شان و عظمت امامزاده شده و فرمان هایی را صادر یا تایید کردندکه طی آنها، اولاد امامزاده از مالیات سلطانی معاف و از حقوق و مستمری برخوردار گردیدند و حکومت اصفهان موظف گردید سالیانه مبلغ 100 تومان( هر تومان معادل ده هزار) به سادات به عنوان مستمری  بپردازد که خود بسیار کم نظیر است و چنین وضعیتی در باره امامزاده های با فصل بندرت دیده می شود.
 
   سه فرمان
 
مطابق بررسی های انجام شده برای یک دوره هفت صد ساله پادشاهان و حاکمان، فرمان های زیادی مبنی بر معافیت سادات از خراج سلطانی و برخورداری آنها از مستمری سالیانه صادر کردند. از آن همه فرمان امروزه تنها به محتوای سه فرمان دسترسی وجود دارد که عبارتند از:
 
1-  فرمان اول، فرمان اتابک معروف به شجرنامه اتابکی
 
•  این فرمان در سال 564 هجری  تنظیم گردید
 
•  به دستور اتابک تنظیم شده و  به شجره نامه یا تذکره اتابک معروف است
 
•  در متن فرمان،اشاره ای به نام اتابک نشده است. اما بعدها عده ای مدعی شدند که اتابک مورد نظر«اتابک سعد» بود.البته اتابک باید از اتابکان لربزرگ و به احتمال قوی «اتابک ابوطاهر» باشد که از سال 550 تا 600 هجری حکومت می کرد.
 
•  در متن شجره نامه، نام امامزاده «سید میر احمد» و نام پدر ایشان«عبدالله» معروف به شاه قطب الدین اقید شده و تاکید شده است ایشان از اولاد امام موسی الکاظم (ع) می باشند.
 
•  بر مبنای آن سادات از پرداخت مالیات معاف شده و اهالی منطقه و نواحی اطراف نیز موظف شدند سالیانه کمک هایی نقدی و غیر نقدی به صورت نذر و اعانه به سادات تقدیم نمایند. با توجه با سال نگارش شجره نامه، نسخه اولیه بایستی بر روی پوست نوشته شده باشد.
 
•  به نظر می رسد این شجره نامه تا اواخر دوره قاجاریه دوره قاجاریه وجود داشته و برخی از پادشاهان و شخصیت های دوران صفویه،افشاریه و زندیه آن را ملاحظه و تایید کرده اند اما در حال حاضر معلوم نیست، از بین رفته و یا در دست شخص یا اشخاصی می باشد که دارنده آن وجود آن را از دیگران پنهان می کند.  
 
•  حاج عبد الغفار نجم الملک که در سال 1299 قمری شبی را در روستای باباحیدر گذرانده بود، این شجره نامه را رویت کرده و در باره آن می نویسد:«و اما شجره نامچه این سادات باب حیدری که امیر اتابک نوشته و وظایف زیاد قرار داده به مهر شاه اسمعیل ،ملا محمد باقر مجلسی ، شیخ بهائی ، شاه سلطان حسین ، نادرشاه ، خلیل خان بختیاری و کریم خان زند،ممهور است».
 
•  نسخه بازنویسی شده شجره نامه بر روی پارچه حریر در اداره کل اوقاف و امور خیریه استان چهارمحال و بختیاری نگهداری می شود و البته دارای ایراداتی نیز می باشد
 
•  در حاشیه شجره نامه بیش از 20 نفر که بایستی اشخاص صاحب فضل و دانش بوده باشند، اصالت متن شجره نامه را تایید کرده و گوهی داده اند که سواد مطابق اصل است.
 
2-  فرمان دوم، فرمان شاه طهماسب صفوی
 
•  این فرمان در سال 948ه.ق. در زمان شاه طهماسب صفوی،به دستور و با مهر ایشان صادر گردید.
 
•  فرمان با درخواست یکی از سادات باباحیدر به نام «سید شهاب الدین بن سید صدرالدین» که سیدی بزرگوار و اهل فضل و دانش بود، صادر گردید.
 
•  در این فرمان نیز نام،عنوان،القاب و سلسله النسب امامزاده و پدر بزرگوار ایشان همانی است که در فرمان و شجره نامه امیر اتابک آمده است. و از وی به عنوان یکی از اولاد امام موسی کاظم علیه السلام یاد شده است.
 
•  اصل فرمان در دسترس نیست و از سرنوشت آن اطلاعی وجود ندارد به احتمال قوی گرفتار سرنوشت فرمان قبلی شده باشد.
 
•  در این فرمان نیز همانند فرمان قبلی،سادات از مالیات و خراج سلطانی معاف گردیده،به ساکنان روستاها و شهرهای منطقه و نواحی اطراف نیز توصیه شده تا به سادات اعانه و کمک نمایند. حاکم اصفهان نیز موظف گردید سالانه مبلغ یک صدتومان به سادات و اولاد سید میر احمد اعانه و مستمری بدهد
 
•  .این فرمان نیز بنابر نوشته نجم الملک به تایید چند تن از پادشاهان صفوی بعد از شاه طهماسب مانند: شاه صفی،شاه عباس اول و شاه عباس ثانی رسید.
 
3-  فرمان سوم، فرمان شاه صفی
 
•  این فرمان در سال 1044ه.ق در زمان سلطنت شاه صفی صادر شده باشد.
 
•  اصل فرمان در مرکز اسناد فارسی دانشگاه ماربورگ آلمان نگهداری می شود و تصویری از آن در اختیار می باشد.
 
•  در این فرمان نیز نام،عنوان وسلسله النسب امامزاده همان است که در دو فرمان قبلی آمده است و ایشان از نسل و اولاد امام موسی بن جعفر علیه السلام ذکر گردیده اند.
 
•  چنانچه در متن فرمان آمده است، خلیل خان بختیاری حاکم عربستان،بختیاری،چهارمحال و فریدن از سادات مطالبه مالیات می کند. سه تن از سادات ساکن باباحیدر به نمایندگی از سه اولاد سادات به نام های سید رمضان،سید جمال الدین و سید عبدالکریم به دربار شکایت برده و معترض شده اند که حاکم منطقه از آنان طلب مالیات می نماید. در حالی که با فرمان هایی که در اختیار دارند، از پرداخت هر گونه مالیات و خراج سلطانی معاف هستند. شاه صفی نیز که از شکایت سادات اطلاع حاصل پیدا کرد، در 15 رجب سال 1044ه.ق. فرمانی صادر و تمام مفاد و مواردی که در خصوص حق و حقوق سادات در فرمان های قبلی آمده بود را تایید کرد و مزاحمان سادات را مورد عتاب و سرزنش قرار داده و تاکید کرد که از این به بعد خاطیان را مورد سیاست و مجازات قرار خواهد داد.
 
•  شاه عباس دوم پسر شاه صفی در بالای متن فرمان این فرمان و فرمان قبلی را تایید کرد.
 
چند نکته مهم در باره فرمان هاَ
 
1-  صادر کنندگان و تایید کنندگان فرمان دوم و سوم فرمان های قبلی را رویت کرده و تایید نمودند.
 
2-  در متن سه فرمان هیچگونه تناقضی دیده نمی شود فرمان های بعدی ،فرمان قبلی را تایید کرده و بر محتوای آن صحه گذاشتند.
 
3-  نام و نسب امامزاده در هر سه فرمان یکسان است.این فرمانها در یک دوره هفتصد ساله تاکید کرده اند که امامزاده از نسل و از اولاد امام موسی کاظم(ع) می باشند که خود  پاسخ روشنی به برخی نظرات دیگر است که در باره نسب امامزاده مطرح شده است.
 
4-  مراحل صدور این فرمان ها به ویژه فرمان دوم و سوم چنین بود: ابتداء بزرگان سادات اسناد معتبر خود را به مقام صدر خاصه ارائه می کردند سپس مقام صدر خاصه(بالاترین مقام دینی در حکومت صفوی) به دقت انها را بررسی و پس از تایید به دربار پیشنهاد معافیت معالیاتی سادات را ارائه می نمود در مرحله سوم مستوفیان ومتولیان امور مالیاتی به دقت انها را بررسی کرده و در صورت تایید دربار اقدام به صدور فرمان معافیت مالیاتی می کرد. 
                                                                                               
 توضیحات فرمان شاه صفی
 
 این فرمان در زمان سلطنت شاه صفی(1044ق)صادر شده باشد اما در برخی منابع عنوان شده است که در زمان شاه عباس دوم یا شاید شاه عباس سوم(1144ق) صادر گردیده است.گارثویت سال صدور فرمان را 1144 قمری و مربوط به شاه عباس سوم می داند که طی آن به عبدالخلیل آقا فرزند خسرو حاکم بختیاری،محال اربعه،عربستان و فریدن دستور می دهد که سادات مذکور از پرداخت مالیات و خراج سلطانی معاف و مرفوع القلم هستند و کسی در این خصوص حق ایجاد مزاحمت برای سادات ندارد. عده ای نیز ضمن رد نظر گارثویت،سال صدور فرمان را 1044 قمری و مربوط به زمان پادشاهی شاه عباس دوم دانسته اند.
 
اگر سال نگارش فرمان 1144 قمری باشد که بعید به نظر می رسد و تاریخ مندرج در فرمان به نظر 1044 را تایید می کند نه 1144. و با توجه به اینکه علی صالح بیگ فرزند عبدلخلیل آقا در سال 1159قمری از طرف نادرشاه افشار، به لقب ریش سفیدی و کوهمالی بختیاری منصوب گردید، سال صدور فرمان همان 1144 صحیح می باشد و فرمان  توسط شاه عباس سوم به نام عبدالخلیل آقا فرزند خسرو تایید صادر شده است.
 
اما از آنجایی که عبد الخلیل آقا فرزند خسرو اولاً نامش به طوری که گفته شد«عبدالخلیل آقا» بود نه «خلیل» ثانیاً ایشان نه رتبه خانی نداشت و نه هیچگاه موفق گردید این رتبه را کسب نماید. پسرش علی صالح که در سال ه.ق.1159 موفق گردید فرمان ریش سفیدی و کوهمالی بختیاری را از نادرشاه اخذ کند به عنوان«بیگ» مفتخر گردید. ثالثاً تا قبل از حسین قلی خان ایلخانی،هیچکدام از اولاد حیدرخان ، نتوانستند فرمان حکم رانی بر منطقه ای به وسعت بختیاری،چهارمحال،عربستان و فریدن،از حکومت مرکزی اخذ نمایند. عبدالخلیل آقا حداکثر می توانست بر ایل دورکی فرمان براند. رابعاً مطابق نظر همه مورخان،شاه عباس سوم در سال 1145 ه.ق. هنگامی که طفلی شیرخواره و شش ماهه بود به مقام سلطنت رسید وایشان در هنگام صدور فرمان هنوز به دنیا نیامده بود.از طرفی در سال 1044ه.ق. شاه صفی پادشاه ایران بود و شاه عباس دوم در سال 1052 بر تخت شاهی نشست و تا 1077 سلطنتش ادامه داشت.
 
بنابر آنچه گفته شد،منطقی تر و پذیرفتنی تر است که گفته شود. فرمان توسط شاه صفی در سال1044ه.ق. و به نام خلیل خان استرکی فرمانروای بختیاری،عربستان،چهارمحال و فریدن صادر شده است. چون در سال 1037ه.ق. خلیل خان  بختیاری به ریاست ایل بختیاری رسید و تا حدود سال 1070 قمری در این سمت باقی بود،این فرمان به نام وی صادر گردید. اشتباه انتساب این فرمان به شاه عباس دوم و سوم از اینجا ناشی می شود که بعدها شاه عباس دوم در زمان سلطنتش در بالای فرمان( به تصویر اصل فرمان نگاه کنید)توشیحی نوشته و فرمان را  مورد تایید خود قرار داد.

موضوع مرتبط: امامزاده عبدالله، شاه قطب الدین

دیدگاه‌ها   

 
+4 # عباس صادقی 1392-03-23 10:07
باسپاس از محقق گرانقدر آقای علیزاده که درجهت شناساندن امامزادگان مدفون در مناطق بختیاری همت والایی دارند.
پاسخ دادن
 
 
+3 # جهانگیر زمانی جونقان 1392-04-13 05:40
درسته
پاسخ دادن
 
 
0 # افشین موسوی 1392-07-26 16:26
با سلام خواهشمنداست یک نسخه از اسناد معتبر بدانیم ایمیل کنید تا چاپ و در اختیار سادات امامزاده عبداله قرار گیرد با تشکر موسوی
پاسخ دادن
 
 
+3 # نویسنده کتاب 1392-07-26 20:46
با سلام به زودی کتابی با عنوان« امامزاده سید میراحمد در گذر تاریخ» منتشر میشود و میتوانید به اسناد مرود نظر دسترسی پیدا کنید
بادورد
پاسخ دادن
 
 
+2 # موسوي 1392-09-05 11:41
باسلام
لاقل هرموقع كتاب چاپ شد اطلاع رساني فرماييد
پاسخ دادن
 
 
+1 # موسوي 1392-09-05 11:49
سلام اين سند تاريخي را به فارسي روان بنويسيد خيلي بهتر است
باتشكر
پاسخ دادن
 
 
+1 # زهرا میراحمدی 1392-09-23 10:04
سلام با تشکر از محقق گرانقدر علیزاده که اطلاعات خوبی را از این امامزاده تهیه و اطلاع رسانی کردند
پاسخ دادن
 
 
+2 # امير ارسلان 1393-01-24 07:25
ميگم شما كه هيچ مدركي مستنذد نداريد فقط گفته ها را نوشتي و تاز ار شهادت امام مو سي كاظم تا سيد ميراحمد همش پنج نسلا گذشته است
پاسخ دادن
 
 
0 # احمدهاشمی باباحیدری 1393-05-02 10:03
سلام
کاملآدرسته اماکاش اسم پسرهاش هم می نوشتی بایه عکس ازمقبره ،امابازم دستت دردنکنه کارت بیسته
پاسخ دادن
 
 
0 # سی قدرت اله میراحمدی 1394-01-24 10:49
باتشکر ازمحقق بزرگوار آقای علی زاده که این اطلاعات مهم رابه تصویر کشید وسادات باباحیدر رو ازسردرگمی آزاد کرد،درضمن خیلی مشتاقانه منتظرشجرنامه فرزندان سیدمیراحمد هستیم اگراصلاعاتی دراختیارتان بأشد. باتشگروقدردانی از برادر ارجمند
سیدقدرت اله میراحمدی از شهر باباحیدر
پاسخ دادن
 
 
0 # قدرت اله میراحمدی 1394-01-24 10:58
باسپاس وقدر دانی از محقق بزرگوار جناب علیزاده، اگرشجرای از فرزندان سید میراحمد دراختیارمان قرار بدی ممنون میشم.
باتشکر از شما سیدقدرت اله میراحمدی باباحیدری
پاسخ دادن
 
 
0 # سیدمحسن میراحمدی 1394-07-12 11:12
باسپاس وقدر دانی از محقق بزرگوار جناب علیزاده،
پاسخ دادن
 

نوشتن دیدگاه

* نمایش نظرات به منزله تائید آنها نمی‌باشد.
* مسئولیت نظر با کاربر می‌باشد.
* ایمیل فعال خود را وارد نمایید.
* در صورت امکان نام و شهرت خود را کامل وارد کنید.


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

درباره ما

تازه‌های کتاب

 کتاب «نخستین جرعه از این جام» میزبانی و قهرمانی تیم ملی فوتبال ایران در جام ملت های آسیا (۱۳۴۷-۱۹۶۸) را از زوایای سیاسی-اجتماعی و ورزشی با نگاهی تازه مورد کنکاش قرار داده است.
 شیمبار (شیم بار) جلگه گرمسیری شیمبار در شمال خوزستان واقع گردیده و تقریباً نزدیک به نقطه صفر مرزی بین استان خوزستان و چهار محال بختیاری قرار دارد. این منطقه گردشگری از توابع بخش چلو شهرستان اندیکا می باشد که در 45 کیلومتری شهر قلعه خواجه  و یکصد کیلومتری مسجدسلیمان و220 کیلومتری اهواز است.  
 «فراز و فرود ایل کیان ارثی با تاکید بر ظهور و سقوط محمدتقی خان بختیاری» عنوان کتابی است که توسط مصطفی علیزاده گل سفیدی به نگارش درآمده و آماده چاپ شده است. در این کتاب با استناد به منابع مختلف تاریخی به بررسی ایل کیان ارثی و روسای آن از دوره صفویه تا 50 سال پیش پرداخته و شامل 5 فصل به شرح ذیل است: