راه باستانی دزپارت

   کوتاه ترين و نزديک ترين راه ارتباطی خوزستان با مناطق مرکزی ايران ، راه موسوم به بختياری می باشد که از مناطق صعب العبور بختياری می گذرد. این جاده که با نامهای « دزپارت» ، « دسپارت» و « دسفارد» نیز شناخته  می شود و بخشی از آن سنگ فرش بوده ، جاده ای باستانی است که از دوره ي ایلامی  ساکنان دو سوی رشته کوه را در سرزمین فعلی بختیاری به هم متصل می کرد. در دوره هخامنشي ، اصفهان را به خوزستان (شوشتر – ايذه – اصفهان) مرتبط می ساخت. شاید هم وجه تسمیه آن از « پارتها – اشکانیان» گرفته شده و پادشاه اشکانی از همین مسیر به حوزه حکمرانی «الیمایی ها » نفوذ کرده و آنها را مطیع خود ساخت یا بعد از سرکوب الیمایی ها از همین جاده  رهسپار فلات مرکزی ایران شدند و عبور سپاه پارت از این جاده سبب گردید که نام پارت بر آن اطلاق گردد. در مقاطع تاریخی بعدی  با چنین نامگذاری هایی مواجه می شویم که عبور شاه و سپاهش از یک ناحیه در بختیاری سبب گردید تا آن ناحیه یا مکان به نام شاه مشهور گردد. مانند: « کول شاه»و... شاید هم در کنار این جاده دژ یا قلعه ای بود که زیر نظر و فرمانبر شاه پارت بود و به همین دلیل این جاده ، دزپارت نام گرفت. اين جاده در متون مختلف  با نام هاي «نردباني » ، « سلطانی» ،« اتابکي» ،«لينچ» و« بختياري» ياد شده است.

  در دوران اسلامی به دلیل سازماندهی قیامهای بسیاری درکوههای بختیاری  و آسیب هایی که به این جاده وارد گردید ، از اهمیت این جاده کاسته شد. به عنوان مثال در سال 295 هجری قمری «عبدالله بن ابراهيم مسمعی» در حوالی اصفهان عليه خليفه ی عباسی قيام نمود، حدود ده هزار کرد و غير کرد او را ياری دادند وی ساليان زيادی با عمال خليفه جنگيد و برای اينکه از پيشروی ارتش خليفه به فرماندهی «بدرالحمامی» از طريق جاده ايذه – اصفهان جلوگيری نمايد، پل معروف «خر زاد» در حوالی ايذه را تخريب کرد. ( ابن مسکویه «تجارب الامم» ، 1376 :295  ؛ سفرنامه ابودلف با تعلیقات مینورسکی» ، 1353 : 151 )
وقتی آل بویه به قدرت رسیدند در قبال خدمات لرها،  در عمران و آبادانی مناطق بختياری و شهر مهم آن ايذج بسيار کوشيدند و پل مزبور را تعمیر کردند و دوباره این جاده باستانی رونق خود را بازیافت. در کتاب «سفر نامه ی ابودلف» آمده است: «پل مزبور (پل ايذج) به دست مسمعی خراب شد ... ساليان دراز اين وضع ادامه داشت تا آنکه ابو عبدالله محمد بن احمد القمی معروف به شيخ وزير آل بويه (حسن رکن الدوله) آنرا تعمير نمود . . . و پس از چند سال کار توانستند تاق پل را بسازند و می گويند هزينه ساختمان مجدد اين پل بجز اجرت کارگران که بيشتر از دهات ايذج و اصفهان جلب شده بودند، 350000 دينار برايش تمام شد» (ابودلف «سفرنامه» ،1353  : 93 ؛  قزوینی ، 1373  : 302، 303 )
ابن بطوطه که در قرن هشتم  چند روزی در ایذه توقف داشت و از همین جاده به اصفهان مسافرت کرد از رونق این راه باستانی می گوید که به دستور اتابک در منازل مختلف کاروانسراهای ساخته شده بود که « مدرسه » نامیده می شد و اسباب راحتی مسافران فراهم بود. وی در این باره مي نويسد : « در هر يك از منازل اين كوهستان زاويه اي است كه مدرسه مي نامند و مسافر كه به آنجا مي رسد غذاي او و علوفه مركبش را حاضر كنند و احتياجي به مطالبه دادخواست خود مسافر نيست .  . . و اين جمله از محل اوقاف اتابك تامين مي گردد.» (ابن بطوطه ، 1371 :241) به همین دلیل در این دوره این جاده ، به راه « سلطانی » و « اتابکی » شهرت دارد.
با ورود انگليسی ها به مناطق جنوبی کشور و تسلط آنها بر سلسله قاجار ، علاقمند گردیدند تا از طريق خاک بختياری به بازارهای داخلی ايران دسترسی پيدا کنند. برای رسيدن به اين هدف مهم بسيار کوشيدند. اما خوانين بختیاری  نگران بودند که انگليسی ها از طريق اين جاده به منطقه بختياری نفوذ کنند و آنها را  کنترل و برايشان ايجاد محدوديت ومزاحمت کند. برای رفع اين نگرانی، در سال 1895 ميلادی « پريس » کنسول انگليس در اصفهان به بختياری اعزام گرديد تا ضمن مذاکره با خوانين به آنها اطمينان داده و آنها را از نگرانی خارج سازد.  وی ابتدا يکی دوبار بصورت خصوصی با اسفنديار خان و حاجی علی قلی خان ديدار و گفتگو کرد. بخصوص علی قلی خان از احداث جاده بسيار استقبال کرد.  پريس سپس با خوانين به مذاکره نشست  ، علی قلی خان سردار اسعد که نقش سخنگوی خوانين را ايفا می کرد علاقمندی خود را به ايجاد جاده کاروان رو  نشان داد.  « سرانجام قرار داد اعطای امتياز جاده شوشتر – اصفهان بوسيله کلنل پيکوت وابسته نظامی سفارت انگليس در تهران تنظيم و با موافقت مشيرالدوله وزير امور خارجه و اسفنديارخان سردار اسعد ، محمد حسين خان سپهدار و حاجی علی قلی خان در بيست و سوم آوريل 1897 به امضاء رسيد. امتياز اين جاده به برادران « لينچ » داده شد( اگرچه به ظاهر خوانين بختياری صاحب امتياز بودند) که صاحب شرکت  « کشتيرانی در دجله وفرات بغداد و بصره » بودند و بسيار تمايل داشتند که مجوز کشتيرانی در رودخانه کارون را اخذ نمايند و از طريق جاده بختياری مال التجاره ی خود را به اصفهان و فلات داخلی ايران حمل کنند.  قرارداد  احداث ، بهره برداری و نگهداری جاده در ده ماده  در تاريخ 21 ماه مه 1898 ميلادی بوسيله پريس کنسول انگليس  در اصفهان تنظيم و تحرير گرديد و  نماينده شرکت لينچ و چارلز هاردينگ شارژ دافر سفارت انگليس در تهران آن را امضاء و به مهر اسفنديار خان سردار اسعد ، محمد حسين خان سپهدار و حاجی علی قلی خان ممهور گرديد. بر اساس اين قرارداد  تمام کارهای بازسازی جاده و ايجاد کاروان سرا و تاسيسات مورد نياز به برادران لينچ واگذار گرديد و خوانين بختياری نيز موظف شدند علاوه بر تامين کارگر ، تامين امنيت جاده را نيز بر عهده گيرند. و در پايان هرساله شش درصد از درآمد حاصله را به کمپانی لينچ بپردازند. بدنبال آن کار بازسازی جاده و احداث تاسيسات مورد نياز آن آغاز گرديد و در 14 دسامبر 1899  کار نصب پل معلق روی رودخانه کارون به پايان رسيد. و جاده مورد بهره برداری قرار گرفت (  گارثويت ، 1375 : 122 )
مسير جاده از شوشتر آغاز و با طی کردن گل گير ، مورد فل ، ايذه ، پل شالو ، دهدز ، مرواری ،گندمکار ، دوپلان و ناغان به اصفهان منتهی می شد. بنابر نوشته گارثويت « قرارداد بختياری – لينچ نقطه عطفی در روابط بريتانيا و عشاير جنوب غربی ايران بود .... بريتانيا موفق شد که نفوذ خود را به طور گسترده ای در مناطق بختياری و قبايل عرب تحت نفوذ شيخ محمره  توسعه و گسترش دهد.» ( گارثويت ، 1373: 188 )   در حقیقت قرارداد لینچ سبب گردید تا خوانین بختیاری بطور رسمی با انگلیسی ها رابطه برقرار کنند. در این دوره راه باستانی دزپارت با نامهای « لینچ » و « بختیاری » شناخته می شود.
دزپارت ، یکی از ایل راههای اصلی ایل جلیل بختیاری شاخه هفت لنگ نیز می باشد  كه از حوالي شهر كرد آغاز و به حدود ايذه در گرمسير به طول 250 كيلو متر منتهي مي گردد. مدت زماني كه هفت لنگ ها ، ايل راه خود را مي پيمايند بين 16 تا 25 روز محاسبه نموده اند. اين‌ راه‌ ، نقاط‌ عشايري‌ شهرستان‌هاي‌ اردل ، بروجن ، شهرکرد و فارسان در استان‌ چهار محال‌ و بختياري وشهرستان‌هاي‌ ايذه‌، رامهرمز و قسمتي‌ از مسجد سليمان‌ و حومه‌ اهواز در خوزستان را به‌ يكديگر مرتبط ‌مي‌سازد. طول‌ راه‌ مزبور از چغاخور تا مناطق عشایری غرب و جنوب ايذه‌ حدود  250 كيلومتر است‌. مناطق و روستاهاي‌ مهم‌ اين‌ مسير عبارتند از:چغاخور، گلوگرد، ناغان‌ دهنو، دوپلان‌، گندمکار ، سرخون‌، شليل‌ ، پل و عمارت مرواری در استان‌ چهار محال‌ و بختياري‌ و چات‌، دهدز ، پل شالو ، سراک و شهرايذه‌ در استان‌ خوزستان‌. عشایر طوایف دورکی به خصوص زراسوند و اسیوند و طوایف چهراز ی ، مشایخ ، شاخه دینارانی  و گله داران چهارمحالی از این مسیر استفاده می کنند. در دوپلان دو شاخه اصلی جاده یعنی مسیر جونقان – تنگ درکش ورکش(خان اوی ) - اردل – بهشت آباد – تنگ گورمیرزا  –  دوپلان و مسیر ناغان – دوپلان با هم تلاقی پیدا می کنند.
در دهدز شاخه ای از این ایل راه به کوه سفید و دشت منتهی می شود.در سرخون شاخه ای از این جاده به هلوسعد(هلیساد) ، بوگر ، ارمند و لردگان و خونمیرزا  می رود.در نزدیکی گندمگار شاخه ای از این جاده از طریق «کاسه کاسه » ، «سرتنگ » به دامنه های شمالی کوه کره و دیناران می رود.در دوپلان شاخه ای از این جاده به سمت شرق و ارتفاعات سرتنگ ، چهراز به سبزه کوه ادامه پیدا می کند.
بعد از پیروزی انقلاب در سالهای 1368- 1367 جاده ماشین رو ایذه و شهرکرد به بهره برداری رسید و مجدداً این جاده باستانی پررونق و تبدیل به یکی از محورهای مهم ارتباطی گردید. در سال 1388 با بهره برداری از جاده لردگان – ایذه و آبگیری سد کارون 4 بخش عمده ی این جاده نقش و جایگاه خود را از دست داد و مسیر ایذه ، لردگان و بروجن جایگزین گردید و برای عشایر بختیاری دشواری های ایجاد گردید.

 

موضوع مرتبط: پل شالو ،قدیمی ترین، معروف ترین و بزرگ ترین پل بختیاری

دیدگاه‌ها   

 
0 # هلوسعدی 1392-04-20 04:26
دست مریزاد آقای علیزاده عزیز
پاسخ دادن
 
 
0 # داود بهادری 1394-03-08 08:46
با درود دوست گرامی میشه بفرمایید شما از کجا متوجه شدید که اشکانیان الیمایی ها رو سرکوب یا مطیع خود کردند یا بهتره بگوییم مهرداد از همین منطقه برخواست و... لطفا اگر غیر از ایذه اثاری از اشکانیان موجود هست رو عنوان کنید البته بجز فرضیه و داستان بافی با تشکر
پاسخ دادن
 

نوشتن دیدگاه

* نمایش نظرات به منزله تائید آنها نمی‌باشد.
* مسئولیت نظر با کاربر می‌باشد.
* ایمیل فعال خود را وارد نمایید.
* در صورت امکان نام و شهرت خود را کامل وارد کنید.


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

درباره ما

تازه‌های کتاب

 کتاب «نخستین جرعه از این جام» میزبانی و قهرمانی تیم ملی فوتبال ایران در جام ملت های آسیا (۱۳۴۷-۱۹۶۸) را از زوایای سیاسی-اجتماعی و ورزشی با نگاهی تازه مورد کنکاش قرار داده است.
 شیمبار (شیم بار) جلگه گرمسیری شیمبار در شمال خوزستان واقع گردیده و تقریباً نزدیک به نقطه صفر مرزی بین استان خوزستان و چهار محال بختیاری قرار دارد. این منطقه گردشگری از توابع بخش چلو شهرستان اندیکا می باشد که در 45 کیلومتری شهر قلعه خواجه  و یکصد کیلومتری مسجدسلیمان و220 کیلومتری اهواز است.  
 «فراز و فرود ایل کیان ارثی با تاکید بر ظهور و سقوط محمدتقی خان بختیاری» عنوان کتابی است که توسط مصطفی علیزاده گل سفیدی به نگارش درآمده و آماده چاپ شده است. در این کتاب با استناد به منابع مختلف تاریخی به بررسی ایل کیان ارثی و روسای آن از دوره صفویه تا 50 سال پیش پرداخته و شامل 5 فصل به شرح ذیل است: