اهمیت پیوستن بختیاری‌ها به مشروطیت + عکس و سند

به مناسبت 25 تیرماه 1288 شمسی- تصرف تهران و سقوط استبداد صغیر توسط طرفداران مشروطه

در دوره قاجاریه و به ویژه از اوایل سلطنت ناصرالدین شاه و با تاسیس دارالفنون و آشنایی ایرانیان با تغییرات و تحولات جهانی ، کوشش و تلاش روحانیون ، اندیشمندان و روشنفکران مختلف به خصوص سید جمال الدین اسدآبادی ، انتشار نشریه ها و مجلات مختلف و فساد روزافزون در دربار قاجار ، سسب گردید تا اندیشه آزادیخواهی ، لزوم تاسیس و استقرار حکومت قانون و پایان حکومت استبدادی در کشور ما رواج پیدا کند. به تدریج مبارزات و اعتراضات اقشار مختلف مردم گسترش بیشتری پیدا کرد ، روحانیون ، روشنفکران ، تجار و بازاریان با تشکیل مجالس مختلف ، تحصن و مهاجرت به شاه عبدالعظیم و قم بر تحقق خواسته ها و اهداف خود تاکید ورزیدند. با تشدید مبارزات و گسترش آن به تمام مناطق کشور ، بالاخره مظفرالدین شاه در 14 مرداد 1285 شمسی ، فرمان مشروطیت را امضاء کرد. در نتیجه حکومت استبدادی به حکومت مشروطه تبدیل، مجلس شورای ملی نیز تشکیل و اولین قانون اساسی نیز تصویب شد. کمی بعد از صدور فرمان مشروطه و تصویب قانون اساسی ، مظفرالدین شاه فوت کرد. ولیعهد او محمد علی میرزا بر تخت سلطنت نشست. وی از همان ابتدا به مخالفت با مشروطه پرداخت.

سواران بختیاری در روز فتح تهران

در مراسم تاجگذاری خود نمایندگان مجلس را دعوت نکرد. اختلاف و دشمنی شاه که از حمایت روسیه برخوردار بود با مشروطه و مشروطه خواهان روز بروز بیشتر می‌شد. وقوع حوادثی سبب شد تا شاه دستور حمله به مجلس را صادرکند. کلنل لیاخوف فرمانده بریگاد قزاق مامور این کار کرد. در 23 جمادی الاول 1326 قمری نیروی قزاق ، مجلس را محاصره و ساختمان مجلس و مدرسه سپسالار را به توپ بستند. در این حمله تعدادی از مدافعان مجلس کشته شدند. نمایندگان و مشروطه خواهان تحت تعقیب قرار گرفتند. تعدادی از آن‌ها کشته و گروهی نیز زندانی یا تبعید شدند. انتشار خبر حمله به مجلس و سرکوب آزادیخواهان ومشروطه طلبان ، شهرهای مختلف ایران را به کانون مبارزه با محمدعلی شاه تبدیل کرد. مردم تبریز وارد جنگ با نیروهای دولتی شدند. عشایر فارس با طرفداران استبداد درگیر شدند ، مجاهدان شمال برای حمله به تهران مهیا گردیدند. مردم اصفهان بر مبارزات خود با عمال حکومت قاجار افزودند. ایل بختیاری به طور مشخص و آشکار از این زمان به بعد به نهضت مشروطه پیوست و در حرکت ملی ایرانیان مشارکت پیدا کرد.اگر چه گزارش‌هایی وجود دارد که نشان می‌دهد پیش‌تر برخی از بختیاری‌ها با عضویت در انجمن‌های مختلف به ویژه انجمن‌های ولایتی اصفهان و شوشتر،با مشروطه خواهان همکاری داشته‌اند.

نقش غیرقابل انکار بختیاری‌ها در انقلاب مشروطه از چنان اهمیتی برخوردار است که اگر به مشروطه خواهان نمی‌پیوستند، شاید تا چند سال بعد استبداد صغیر سقوط نمی‌کرد و مجلس و مشروطه مجدداً برقرار نمی شدند. این نقش از چند جهت بسیار حائز اهمیت است:

1- فتح اصفهان زمینه ساز سقوط استبداد صغیر

در دوران مشروطه،اصفهان مهم‌ترین و بزرگ‌ترین شهر در نیمه جنوبی ایران بود و بیشترین جمعیت عشایری آن روز در همسایگی این شهر می‌زیست. به خصوص اینکه قلمرو دو ایل قدرتمند و بزرگ کشور یعنی بختیاری و قشقایی در نزدیکی این شهر واقع بوده و امنیت این شهر تا اندازه‌ی زیادی متاثر از جهت گیری‌های این دو ایل بوده است. با پیوستن عشایر به جنبش مشروطه و تصرف اصفهان بوسیله بختیاری‌ها می‌توان گفت نیمه جنوبی کشور از کنترل شاه مستبد خارج و در اختیار مشروطه خواهان قرار گرفت.این امر نوید بخش سقوط استبداد صغیر بود.

می‌توان گفت تصرف اصفهان به منزله کلید فتح تهران و سقوط استبداد بود. بعد از بیرون راندن نیروهای شاه مستبد از اصفهان ، جنب و جوش و تحرک مشروطه خواهان بیشتر و به بازگشت مشروطیت و سقوط استبداد امیدوارتر شدند. از این زمان به بعد مراجع ، علماء و همه مردمی که خواهان مشروطیت بودند ،جدی‌تر وارد عرصه سیاست شده و با ارتباط‌های بی‌وقفه‌ای که بین مشروطه خواهان سراسر کشور برقرار گردید، همگان بر یک مساله اتفاق نظر پیدا کردند و آن حرکت به سوی تهران و پایان دادن به حکومت شاه مستبد بود.

2- گشودن جبهه ای جدید و تجزیه و تضعیف قوای دولت

دیگر اینکه با فتح اصفهان ، محمد علی شاه مجبور بود بخشی از قوای خود را برای مقابله با فاتحان اصفهان اعزام کند. نتیجه آن به هم خوردن تمرکز قوای شاه و تجزیه آنان بود. آن گونه که از نامه ابراهیم خان ضرغام السلطنه به مجلس مشخص می‌شود ، قصد ابراهیم خان از حمله به اصفهان گشودن جبهه جدیدی در اصفهان بود تا محمدعلی شاه بخشی از قوای وفادار به خود را به سوی اصفهان گسیل دارد و نتواند نیروهایی که آزادیخواهان تبریز را در محاصره داشتند ، تقویت کند و با این رخداد قوای دولتی که شاهد این وقایع بودند ، روحیه و انگیزه خود را از دست داده و فشار آنان بر مبارزان تبریز کاسته می‌شد. همین طور هم شد. قبل از تصرف اصفهان سردارظفر و امیرمفخم به محمدعلی شاه قول داده بودند که صدها سوار بختیاری جمع آوری،تجهیز و به تبریز بفرستند و کار مجاهدان آذربایجان را یکسره کنند. اما با ورود ابراهیم خان به اصفهان ، نیروهای تازه نفس که قصد داشتند روانه تبریز شوند ، راه خود را کج کرده و مامور مقابله با بختیاری‌هایی شدند که کنترل اصفهان را در اختیار داشتند.

3- فتح تهران

وقتی مجلس به توپ بسته و تعطیل شد و بساط مشروطه برچیده گشت. قوای نظامی ايران تحت کنترل دولت بود. تنها نيرويی که توان و استعداد نظامی و رزمی داشت و می‌توانست در مقابل استبداد قيام کند. نيروی عشاير و ايلات بود.در آن زمان ايل بختياری پرجمعيت ترين و قدرتمندترين نيروی رزمی ايلی بشمار می‌رفت از اين رو هم توجه شاه را به خود جلب کرد هم مشروطه خواهان.
محمدعلی شاه نجات خود و مقابله با مشروطه خواهان را در استمداد از ايل بختياری ديد. به همين خاطر تعدادی از خوانين بختياری مانند امير مفخم ، سردار جنگ و...  در زمره مشاورين نزديک شاه قرار گرفتند و شاه برای سرکوبی مشروطه خواهان ، به آنان دل بست. خوانين هم برای اثبات وفاداری خود به شاه، سوگند ياد کردند.

    فرمان مشروطه
فرمان مشروطه

در اين اوضاع، مشروطه خواهان نیز به ایل بختیاری دل بسته، امید داشتند با پیوستن بختیاری‌ها به مشروطه خواهان بساط استبداد برچیده شود. ظرفیت‌های رزمی و انسانی و انسجام ایلی بختیاری این مهم را ممکن می‌ساخت.توسل به ایل بختیاری راهبرد مهمی بود که رهبران مشروطه در پیش گرفته بودند. با این کار بر شتاب سقوط استبداد افزودند.در آن ایام صدها سوار بختیاری در تهران حضور داشتند. وظیفه آن‌ها محافظت از دربار بود.هر نیروی جنگی که قصد ورود به پایتخت و مقابله با شاه  را داشت بایستی با این سواران ورزیده جنگی وارد پیکار شود. از آن سوی با وقوع هر جنگی، خوانین حاضر در دربار می‌توانستند با جمع آوری نيروی تازه نفس از بختياری ، سرنوشت جنگ را به سود خود رقم زنند.
رهبران مشروطه به خوبی دریافته بودند که اگر بختیاری‌ها به مشروطه خواهان ملحق شوند،احتمال وقوع جنگ به حداقل می‌رسد اگر هم جنگی رخ داد، جنگ دشوار و سنگینی نبوده و تلفات چندانی نیز به دنبال نخواهد داشت. سیاست بختیاری در مقابل بختیاری بهترین راهبرد بود، زیرا وقوع جنگ بین دو گروه بختیاری ممکن بود به جنگی تمام عیار و خانمان سوز تبدیل شود که حتی به درون ایل و خانه‌های ایلیاتیان نیز سرایت کند و به نابودی ساختار سياسی ايل منتهی گردد. به همین دلیل عشایر بختیاری که از وقوع درگیری درون ایلی سخت بیم ناک بودند به هيچ وجه مايل نبودند با هم بجنگند به شدت تلاش می‌کردند تا از وقوع هر جنگی پیشگیری کنند.
به همین دلیل وقتی بختیاری‌ها در مقابل هم صف آرایی کردند ،روشن بود که همه هم و غم آنان دوری از جنگ است.هراس از وقوع جنگ بین بختیاری‌ها سبب گردید تا میان نیروی بختیاری طرفدار شاه و اردوی بختیاری طرفدار مشروطه ارتباط و تماس های پنهانی برقرار شود.  بختیاری‌های طرفدار شاه  عمداً به آرامي از مسير قم – كاشان به سمت اصفهان به حرکت درآمدند. نیروی طرفدار مشروطه نیز  راه مورچه خور - دلیجان را در پیش گرفت.  وقتی مشروطه خواهان به دلیجان رسیدند، نامه‌اي به امير مفخم كه در كاشان بود ، ارسال داشتند و عواقب جنگ را به وی یادآوری کردند. امير مفخم پاسخ داد در ورود به تهران عجله نكنند تا وي به تهران مراجعت نمايد. وی طي تلگرافي به شاه گزارش داد كه اردوي اصفهان فرار كرده و از بيراهه به تهران مي‌آيند. لذا براي محافظت از پايتخت به تهران مراجعت مي‌كند. بلافاصله پس از مخابره تلگراف به طرف تهران حركت كرد و در علي آباد با250 سوار متوقف شد و مابقي را به تهران فرستاد. مجاهدين نیز پس از سه روز توقف در دليجان به سمت تهران حركت کردند.
با این اوصاف تهران وقتی در کوتاه ترین زمان و با کمترین خونریزی و تلفات به کنترل مشروطه خواهان درمی‌آمد که بختیاری‌ها به سوی تهران رهسپار شوند. بر اين اساس بايد بختياری به سمت فتح تهران و سرنگونی محمد علی شاه هدايت می‌شد. رهبران مشروطه با آگاهی از اين موضوع ،به سراغ ايل بختياری و سران آن رفتند تا ظرفیت‌های این ایل بزرگ را بر ضد استبداد بکارگرفته تهران را تصرف نمايند. مشارکت بختیاری‌ها در مشروطه چنان از اهمیت برخوردار بود که در منابع آمده است:«حرکت نیروهای بختیاری چنان رعبی در دل درباریان و رجال دستگاه شاهی ایجاد کرد که به غیر از سعدالدوله،تمام وزراء استعفا داده از پیرامون شاه پراکنده شدند».

« ملک زاده» در اين باره نوشته است: « طرفداری ايل بختياری از مشروطه و قيام آنها بر ضد دستگاه استبدادی يکی از مهمترين عواملی است که در تقديرات آزادی مليت ايران تاثير بسزايی داشت و هرگاه بختياری‌ها به ياری مشروطه خواهان بر نمی‌خواستند ظن قوی می‌رود که به آن زوديی‌ها ملت ايران از چنگال استبداد رهايی پيدا نمی‌کرد(ملک زاده ، 1383، جلد5 : 1080)».
« پاولويچ» نيز در اين باره می‌نويسد:« در نهضت مشروطه خدمات بختياری ها غير قابل انکار است و حتی می‌توان گفت: اگر حرکت سواران آنها تحت قيادت و رهبری سرداراسعد به طرف تهران اتفاق نمی‌افتاد. محمدعلی ميرزا به اين سهولت ميدان را خالی نکرده و به سفارت روسيه پناهنده نمی‌شد(پالویچ ،1357 : 62)».

 خبرنگار تایمز در باره مشارکت بختیاری‌ها در فتح تهران می‌نویسد :«حرکت ناگهانی آنان بسی زیرکانه و به‌نحو درخشانی انجامید، بدون انداختن تیری توانستند رخنه به شهر نمایند».

4- مقابله با طرفداران محمدعلی میرزا- شاه مخلوع

 با تصرف تهران به وسیله مشروطه خواهان ، محمدعلی شاه از سلطنت خلع گردید. وی متعهد شده بود که در قبال دريافت سالانه مبلغ يکصدهزارتومان مستمری، هیچگاه به کشور بازنگردد. در صورت ورود به ايران مستمری وی قطع خواهد شد.لیکن خيال و انديشه بازگشت به سلطنت ، حمايت و جانبداری برخی اشخاص و سران ايلات در داخل کشور ، نابسامانی و هرج و مرج در بسياری از مناطق کشور و حمايت های روسيه ، سبب شد تا برای بازگشت به کشور و باز پس گرفتن تخت سلطنت تلاش های فراوانی کرده از طريق مرزهای شمالی وارد کشور شد. برادرانش نيز برای تحقق این هدف با وی همراه شده هر یک در گوشه ای از مملکت فتنه ای برپا کردند. شايعه بازگشت شاه مخلوع و نابسامانی و هرج ومرج در کشور ، وضع اسفباری بوجود آورد..خزانه مملکت نيز خالی شده بود و دخالت انگليس و روسيه نيز در امورات کشور روز به روز بيشتر می شد.
در اردبیل«رحيم خان چلپيانلو»معروف به سردار نصرت و جمعی از روسای ايل شاهسوند که از مخالفين سرسخت مشروطه بودند ، شورش کرده تا نواحی زنجان را ناامن کرده بودند. در سال 1329 قمری علی خان ارشد الدوله برادر شاه مخلوع از نواحی شمال شرق کشور و با حمايت عشاير ترکمن و برخی ايلات خراسان خود را به ورامين رساند. ابوالفتح ميرزا سالار الدوله پسر سوم مظفرالدين شاه نيز در غرب ايران سر به شورش گذاشت. با بسيج و جلب حمايت عشاير کرد و لر و تصرف شهرهای غربی تا ساوه پيشروی کرد. ملک منصور ميرزا شعاع السلطنه برادر ديگر شاه نيز مازندران را به آشوب کشانده و زمینه را برای ورود شاه مخلوع آمده کرده بود. تقریباً بیشتر مناطق ایران در تصرف طرفداران محمدعلی میرزا قرار گرفته بود. بسیاری نومیدانه براین باور بودند که شاه بازخواهد گشت. تعداد زیادی از سران ایلات، رجال و سیاستمداران نیز خود را برای آمدن محمدعلی( شاه مخلوع) آماده می‌کردند حتی محمدولی خان تنکابنی در آستانه لغزیدن و خیانت به مشروطه قرار گرفت.
در اين زمان قوای دولتی که وظيفه داشت از مشروطه دفاع کند و با ایادی  شاه مخلوع و شاهزادگان همراه وی بجنگد،منحصر بود به سواران بختياری و نيروهای تحت امر يفرم خان ارمنی که شامل مجاهدان مسلمان و ارمنی می‌شد.در اين اوضاع و برای مقابله با طرفداران شاه مخلوع ، همه نگاه‌ها و امیدها به ایل جلیل بختیاری بود. صمصام السلطنه بختياری رييس الوزراء و پس از چندی سردار محتشم نيز وزير جنگ شدند تا با اتکاء به توانمندی ايلی از مشروطيت دفاع کنند.
 رشادت و پایمردی بختیاری‌ها باعث گردید تا شاه مخلوع و طرفدارانش در گوشه و کنار کشور شکست خورده و محمدعلی میرزا مایوسانه به کشور روسیه بازگردد.
بنابراین می‌توان گفت که در سقوط استبداد صغیر ،برقراری مجدد مشروطیت و تشکیل مجلس و دفاع از مشروطیت در مقابل شورش محمدعلی مخلوع و طرفدارانش؛نقش بختیاری‌ها بسیار پررنگ تر و کارآمدتر از دیگر ایلات ،گروه‌ها و اهالی سایر نواحی بوده است.


دیدگاه‌ها   

 
+7 # خواجه وند 1392-04-29 19:41
تشکر از زحمات جناب آقای علیزاده

بختیاری
حاصل کشوري که گهواره تمدن بشري است


زنده باد
پاسخ دادن
 
 
0 # یحیی مولایی آرپناهی 1392-08-30 09:18
ولله چه بگوم
پاسخ دادن
 
 
+3 # شهاب 1392-11-27 17:33
درود بر بختیاری ها دوستون دایم ایرانیان به شما افتخار می کنند.
پاسخ دادن
 

نوشتن دیدگاه

* نمایش نظرات به منزله تائید آنها نمی‌باشد.
* مسئولیت نظر با کاربر می‌باشد.
* ایمیل فعال خود را وارد نمایید.
* در صورت امکان نام و شهرت خود را کامل وارد کنید.


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

درباره ما

تازه‌های کتاب

 کتاب «نخستین جرعه از این جام» میزبانی و قهرمانی تیم ملی فوتبال ایران در جام ملت های آسیا (۱۳۴۷-۱۹۶۸) را از زوایای سیاسی-اجتماعی و ورزشی با نگاهی تازه مورد کنکاش قرار داده است.
 شیمبار (شیم بار) جلگه گرمسیری شیمبار در شمال خوزستان واقع گردیده و تقریباً نزدیک به نقطه صفر مرزی بین استان خوزستان و چهار محال بختیاری قرار دارد. این منطقه گردشگری از توابع بخش چلو شهرستان اندیکا می باشد که در 45 کیلومتری شهر قلعه خواجه  و یکصد کیلومتری مسجدسلیمان و220 کیلومتری اهواز است.  
 «فراز و فرود ایل کیان ارثی با تاکید بر ظهور و سقوط محمدتقی خان بختیاری» عنوان کتابی است که توسط مصطفی علیزاده گل سفیدی به نگارش درآمده و آماده چاپ شده است. در این کتاب با استناد به منابع مختلف تاریخی به بررسی ایل کیان ارثی و روسای آن از دوره صفویه تا 50 سال پیش پرداخته و شامل 5 فصل به شرح ذیل است: