هویت قومی؛ از منظر مقام معظم رهبری

 این مقاله سعی دارد تا رویكرد فرصت ‌محور جمهوری اسلامی به اقوام ایرانی با توجه به مشتركات تاریخی و دینی، زمینه‌های مشاركت اقوام مختلف را در دفاع و سازندگی كشور فراهم آورده است را نشان دهد و به بررسی نگاه حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای به مسئله‌ی قومیت‌ها می‌پردازد.

از منظر رهبر معظم انقلاب، «خودفراموشى» - به معنى فراموش كردن هویت خود- امری خطرناك است كه وجود آن در ادبیات سیاسی یك كشور، به ذلت و خواری مردم آن كشور می‌انجامد. اگر «قوم و ملتى هویت و تاریخ و فرهنگ و زبان خود را فراموش كنند، كه نتیجه‌ى آن، ذلت و بدبختى این قوم خواهد بود.».

 اهمیت «هویت جمعی» به قدری است كه «با برخوردارى از آن، هر كشور مى‌تواند از همه‌ی امكانات خود براى پیشرفت و موفقیت استفاده كند. اگر این احساس هویت جمعى وجود نداشته باشد، بسیارى از مشكلات براى آن مجموعه پیش مى‌آید و بسیارى از موفقیت‌ها براى آنها حاصل نخواهد شد؛ یعنى پاره‌اى از موفقیت‌ها در یك كشور، جز با احساس هویت جمعى به دست نخواهد آمد.» مسئله‌ی دیگر در این زمینه «رابطه‌ی هویت ملی با دیگر هویت‌های فرد در جامعه» مانند «هویت قومی» است. برخی با تعریف ملیت بر مبنای قومیت و ناسیونالیسم علاوه بر محدودیت‌هایی كه بر فرد وضع می‌‌كنند، دیگر هویت‌های هم‌سطح او را نیز نفی می‌كنند. درحالی‌که در اندیشه‌ی آیت‌الله العظمی خامنه‌ای، هویت ملی بر دیگر هویت‌های فردی اولویت دارد و اقوام ایرانی افتخار می‌كنند كه فرزند ایران اسلامی هستند: «همه‌ى اقوام ایرانى به ایران و جمهورى اسلامى علاقه‌مندند و ایران را میهن خودشان مى‌دانند. [...] اقوام ایرانی مسلمانند و به این آب و خاك دلبسته‌اند؛ عزت و رفاه خودشان را در ایران سربلند و آزاد مشاهده می‌كنند.»

ویژگی‌های مشترك اقوام ایرانی

مهم‌ترین ویژگی‌های اقوام ایرانی را باید در مؤلفه‌های مشترك جست‌وجو نمود تا بتوان آن‌ها را در قالب یك هویت واحد به نام ملت پذیرفت. تاریخ، جغرافیا، سنت‌ها و فرهنگ مشترك میان اقوام ایرانی، از جمله محورهای اساسی وحدت‌آفرین میان این اقوام است.
تاریخ و دغدغه‌های سیاسی مشترك در كنار سرزمین و حكومت مشترك باعث می‌شود تا این اقوام در برابر هر هجمه‌ای به كشورشان به دفاع از آن برخیزند. رهبر معظم انقلاب با اشاره به مقاومت جانانه‌ی اقوام گوناگون كشورمان در سال‌های دفاع مقدس می‌فرمایند: «نوبت دفاع مقدس هم كه مى‌رسد، جنگ هشت ساله‌ى ما، مردم همین گونه از همه جا شركت مى‌كنند؛ همه شهید مى‌دهند؛ همه براى خدا وارد میدان مى‌شوند و همه حول یك احساس وظیفه‌ى مشترك، اقدام مى‌كنند.»۵ در واقع «در جنگ تحمیلى هشت ساله، از كسانى كه مى‌خواستند بروند از تمامیت ارضى و مرزهاى اسلام در این كشور دفاع كنند، كسى نپرسید شما از كدام طایفه، كدام فرقه، كدام مذهب، كدام لهجه و كدام زبان هستید؟ همه رفتند؛ از همه جا رفتند. در ایران، خون‌ها درهم آمیخته شد و انقلاب به معناى حقیقى كلمه، یك اتحاد و یك الفت میان فرق و لهجه‌ها و طوایف مختلف به وجود آورد.» از دیگر مصادیق وحدت اقوام ایرانی در دفاع از اعتقادات و نظام اسلامی خود، می‌توان به حضور در راهپیمایی‌های سراسری ۲۲ بهمن و «روز قدس و اظهار شعارهای واحد در این زمینه و حضور گسترده در انتخابات» اشاره كرد.

دین؛ عامل حقیقی وحدت

رهبر انقلاب دین را «عامل حقیقی وحدت» در جامعه‌ی ایرانی توصیف می‌كنند و دیگر عوامل وحدت مانند فرهنگ، سنت‌ها و حتی زبان فارسی را با وجود عامل دین معنادار می‌دانند. ایشان می‌فرمایند: «عده‌اى سعى مى‌كنند اهمیت عامل پیوند مستحكم دل‌هاى ملت ایران، یعنى ایمان اسلامى را كم كنند؛ نه، كشور و ملت یكپارچه است؛ البته یكپارچگى‌اش به خاطر تاریخ و جغرافیا و سنت‌ها و فرهنگ است، اما عمدتاً به خاطر دین و مسأله‌ى رهبرى است كه اجزاى این ملت را به هم وصل كرده و همه احساس یكپارچگى مى‌كنند.»

سیاست دشمنان در قبال اقوام ایرانی

اساسی‌ترین سیاست دشمنان نظام اسلامی در قبال اقوام ایرانی، «نفی یكپارچگی ملی» و «ایجاد تفرقه میان اقوام» به بهانه‌های گوناگون است: «یك سیاست خباثت‌آلودى از آغاز انقلاب سعى كرد اقوام ایرانى را از یكدیگر جدا كند و با بهانه‌هاى مختلف، پیكره‌ى عظیم ملت ایران را تكه‌تكه كند. با هر قومى از اقوام متنوع ایرانى، فارس، تُرك، كرد، عرب، بلوچ، تركمن و لُر، جداگانه یك تلقین شیطانى را در میان می‌گذاشتند تا دل‌ها را از هم چركین كنند. به تهرانى و اصفهانى چیزى می‌گفتند، به بلوچِ بلوچستانى كه من قبل از انقلاب مدتى را در ميان آنها گذراندم حرفى می‌زدند و در كردستان سخن دیگرى می‌گفتند.» دشمنان برای رسیدن به این هدف خود از ابزارهای مختلفی استفاده می‌كنند. تبلیغات و جنگ روانى یكی از این ابزارها است و «دشمنان با تبلیغات خود، با جنگ روانى خود، با تلاش‌هاى موذیانه‌ى گوناگون خود سعى مى‌كنند بین صفوف ملت ایران اختلاف بیندازند؛ به بهانه‌ى قومیت، به بهانه‌ى مذهب، به بهانه‌ى گرایش‌هاى صنفى، وحدت كلمه‌ى ملت را از بین ببرند.» و «دشمنان نظام جمهورى اسلامى، آنها تبلیغ كردند كه نظام جمهورى اسلامى، قوم كُرد یا مذهب اهل تسنن را نمى‌پسندد یا نمی‌پذیرد». برجسته كردن ناسیونالیسم‌هاى مختلف به نحوی كه «هر جا اقلیتى وجود داشت، به تقویت ناسیونالیزم افراطى قومى آن اقلیت مى‌پرداختند».

اقوام ایرانی و رژیم پهلوی

با نگاهی به عملكرد رژیم پهلوی در خصوص اقوام، شاهد یك نوع سیاست «بی‌تفاوتی»، «رهاشدگی» و «بیگانگی» نسبت به اقوام هستیم. این سیاست در عملكرد رژیم در توسعه‌ی مناطق قومی و توجه به سطح سواد مردم و مقوله‌ی امنیت كاملاً مشهود است. رهبر معظم انقلاب در دیدار با مردم كردستان به سیاست‌های رژیم پهلوی اشاره می‌كنند: «یك سیاست خبیثى از دوران طاغوت بر كشور حاكم بود و آن عبارت بود از بیگانه دانستن اقوام گوناگون.كُرد بیگانه بود. بلوچ بیگانه بود. تُرك بیگانه بود. عرب و تركمن بیگانه بودند. این‌ها را بیگانه حساب می‌كردند. در عملكرد آنها هم این معنا مشهود بود. شما ببینید در دوران طاغوت، در این استان نه كار عمرانىِ درستى انجام گرفته است، نه كار فرهنگى درستى انجام گرفته است؛ رسیدگى نمی‌كردند و كارى نداشتند. در این استان، كارهاى عمرانى در دوران طاغوت در حد صفر بود؛ كارهاى فرهنگى هم همین‌جور. ]...[طاغوت نمی‌خواست مردم كرد، این مردم بااستعداد و این مردم داراى هوش و ذكاوت، باسواد بشوند. فقط درصد استانى با این خصوصیات و با این كیفیت، باسواد بود! آن كار عمرانى‌شان، این هم كار فرهنگى‌شان! نگاهشان نسبت به این استان، نگاه شیطنت‌آمیز و غلط بود». «این نگاه،نگاه رژيم طاغوت بود.طبیعت آن رژیم، یك نگاه تبعیض‌آمیز بود؛ نه‌فقط نسبت به قوم كُرد، به اقوام گوناگون كشور با انگیزه‌هاى گوناگون و با دلائل مختلف.» وضع امنیت نیز در این مناطق مناسب نبود و «دستگاه كارى به كار امنیت منطقه نداشت.» مثلاً «سیاست رژیم پهلوى در بلوچستان این بود كه خوانین را به خودشان جذب كنند و از خوانین امنیت منطقه را بخواهند؛ مثل تیول‌دارهاى زمان قدیم[…]كشتارها، ظلم‌ها، بى‌عدالتی‌ها، ناحق كردن حق‌ها، ضایع كردن ضعفا و رشد دادن گردن‌كلفت‌ها، به دولت مركزى ربطى نداشت»!

رویكردهای نظام اسلامی به اقوام ایرانی

فرصت دانستن تنوع اقوام

اكثر كشورهای دنیا با مقوله تنوع اقوام مواجه هستند و «معمولاً در كشورهای مختلف تعدد اقوام و قومیت‌ها یكی از نگرانی‌های آنهاست؛ در كشور ما به‌عكس است». «تنوع اقوام را ما براى كشورمان یك فرصت به حساب مى‌آوریم، این یك حقیقت است. حقیقتاً براى ما تنوع اقوام یك فرصت است.» زیرا «ایران یكپارچه است» و مانند «شوروى متشكل از سرزمین‌هاى به هم سنجاق شده نیست». «حتى آن قسمت‌هایى هم كه در قرن‌هاى گذشته جدا شدند، اگر ته دلشان را بگردید، مایل‌اند با ما باشند».
هر كسى كو دور ماند از اصل خویش / بازجوید روزگار وصل خویش آن‌ها هم دلشان مى‌خواهد كه به این مادر بپیوندند. این كجا، كشور اتحاد جماهیر شوروى كجا؟ ده، یازده كشور را با سنجاق یا به تعبیرى با شلاق به هم بستند و به اصطلاح یک کشور تشكیل گردید! معلوم است كه تا شلاق برداشته شد، از هم جدا مى‌شوند و شدند.» بر همین اساس رهبر انقلاب از یك سو در رهنمودی به نمایندگان دوره‌ی هفتم مجلس شورای اسلامی می‌فرمایند: «همه‌ى تمایلات منطقه‌ای و قومى و بخشى باید در پرتو نگاه ملى برآورده شود.» و از سوی دیگر بر امكانات و ظرفیت‌های فرهنگی و اجتماعی مردم این مناطق به عنوان یك سرمایه و ثروت ملی نظر افكنده می‌شود: «زبان كردى یك ثروت ملى است، استعدادهاى علمى و هنرىِ جوانان این‌جا یك ثروت ملى است، استعداد ورزشى جوانان كردستان یك ثروت ملى است؛ از این ثروت‌هاى ملى باید استفاده بشود، بهره‌بردارى بشود، به فعلیت برسد».

مخالفت با تبعیض میان اقوام

رهبر انقلاب درباره‌ی عدم تبعیض میان اقوام ایرانی می‌گویند: «نظام جمهورى اسلامى مطلقاً با نگاه تبعیض‌آمیز نگاه نمی‌كند؛ نه به كردستان و نه به هر نقطه‌ى ویژه‌ى دیگرى در سرتاسر كشور.[…] نگاه نظام جمهورى اسلامى به تنوع قومى و تنوع مذهبى مطلقاً نگاه تعصب‌آمیز، قوم‌گرا، یك‌جانبه‌نگر نیست. این را به طور قاطع من اعلام می‌كنم. نه امروز هست، كه من از نیت خودم و دل خودم حرف می‌زنم، نه در طول زمان‌هاى گذشته در دهه‌ى ۶۰، زمان حیات مبارك امام رضوان‌الله‌تعالى‌علیه چنین چیزى نبوده.» جمهوری اسلامی علاوه بر این‌كه سیاست غلط رژیم گذشته را مبنی بر بیگانه انگاشتن اقوام نفی نمود و «این نگاه را تصحیح كرد؛ نه‌فقط در سطح مسئولان، بلكه در سطح آحاد مردم»۲۵ و نگاه اسلامى را كه مبتنی بر «برادرى و اتحاد و همدلى و صمیمیت است،» جایگزین آن نمود؛ بنابراین در تمام برنامه‌های اقتصادی و توسعه‌ای، تبعیضی میان مردم سراسر كشور به خصوص مناطق قومی قائل نشد؛ اما در سال‌های آغازین انقلاب با وجود برنامه‌ریزی برای حل مشكلات ناشی از رژیم گذشته، «حضور ضد انقلاب» و «ایجاد ناامنی در این مناطق» مانع از فعالیت نظام اسلامی و در نتیجه عقب افتادن این مناطق از توسعه و به ‌ویژه در حوزه‌ی زیرساخت‌ها شد و «ضدانقلاب این فرصت را متأسفانه براى مدت چند سال از دست نظام جمهورى اسلامى گرفت».

مشاركت اقوام ایرانی در سرنوشت خود

حاكم نبودن نگاه تبعیض‌آمیز به اقوام در نظام جمهوری اسلامی ایران موجب نقش‌آفرینی عموم مردم از اقوام مختلف و نخبگان در حوزه‌های گوناگون خواهد شد. وجود «انواع سلیقه‌ها و گرایش‌هاى سیاسى و اقوام ایرانى و پیروان ادیان و اهالى مناطق گوناگون كشور در مجلس» نشان از حضور و نقش‌آفرینی تمامی اقوام ایرانی در قانون‌گذاری دارد. نبود مرزبندی قومی و مذهبی برای حضور در بسیج نیز نشانه‌ی دیگری از نقش اقوام ایرانی در یك جمع ارزشی و انقلابی و نقش‌آفرینی آن‌ها در دفاع از نظام اسلامی است. به فرموده‌ی رهبر انقلاب: «بسیج، مرز صنفى و مرز جغرافیایی و قومى نمى‌شناسد. همه‌ى اقوام ایرانى، همه‌ى اصناف گوناگون ملى در سطوح مختلف فكرى از انسان‌هاى نخبه‌ى برجسته‌ى ممتاز در میان اهل علم و دانشجویان تا جوان‌هاى فعال و پرشور صحنه‌هاى دیگر، همه در بسیج جمع‌اند. بسیج نماد حضور ملى و مقاومت ملى و آگاهى یك ملت است.» رهبر معظم انقلاب بر استفاده از روحیه‌ی قومی برای پیشرفت ملی تأكید می‌كنند: «هر قومى از اقوام ایرانى، چه كرد، چه فارس، چه تُرك، چه بلوچ، چه عرب، چه تركمن، چه لُر، سعى كند با همان روحیه‌ى قومى در جهت پیشرفت ملى، نه صرفاً پیشرفت قومى، گام‌هاى بلندترى بردارد».

اعطای حقوق مسلم اقوام

در نظام اسلامی مقوله‌ی «قومیت» و «مذهب» هیچ‌گاه مانع شناسایی و اعطای حقوق مسلّم اقوام ایرانی نخواهد بود، بلكه «نظام جمهورى اسلامى محور قضاوتش، اسلام و ایرانى بودن است؛ اسلام و ایرانیت. همه‌ى مسلمان‌ها و همه‌ى ایرانى‌ها در این نگاه، در محدوده‌ى جغرافیایى كشور داراى ارزش هستند.» بنابراین «ما وقتى كه مى‌خواهیم یك ایرانى را به عنوان یك ایرانى به حقوق حقه‌ى خودش برسانیم، از او سؤال نمى‌كنیم كه مذهب و یا حتى دین تو چیست. نه، مواطن ماست و از حقوق همشهرى‌گرى با ما دارد استفاده مى‌كند و در این مملكت زندگى مى‌كند؛ چیزى باید بپردازد، كارى باید بكند و حقوقى هم دارد. حق امنیت، حق زندگى، حق كار، حق تلاش، حق تحصیل و فرهنگ دارد.» از سوی دیگر «امنیت، حق عمومى و متعلق به همه‌ى مردم در سرتاسر كشور است و اقوام مختلف، زبان‌هاى مختلف، عادات مختلف و ادیان مختلف از آن بهره مى‌برند».

جدا كردن حساب اقوام ایرانی از اشرار و فریب‌خوردگان

از سیاست‌های جمهوری اسلامی ایران جدا دانستن حساب اقوام از اشرار و فریب‌خوردگان است. این سیاست در مقابله با تبلیغات دشمنان كه در تلاش بودند تحركات علیه جمهوری اسلامی ایران را در مناطق قومی به حساب اقوام بگذارند، بسیار كارآمد و مؤثر بود؛ بنابراین حضور برخی از اشرار در بعضی مناطق نه‌تنها جمهوری اسلامی ایران را نسبت به مردم منطقه بدبین نمی‌كند، بلكه نظام را بر آن می‌دارد كه منطقه را از لوث وجود آن‌ها با همكاری مردم منطقه پاك نماید. رهبر معظم انقلاب در دیدار با مردم سقز به این تفكیك اقوام از اشرار تأكید می‌كنند: «به عموم ملت ایران از اقوام گوناگون هم بگویم، مبادا به اشتباه بیفتند. مبادا رفتار گروه‌هاى اندك‌شمار كه پنجه به چهره‌ى انقلاب و جمهورى اسلامى می‌زدند، به حساب این مردم عزیز، این جمعیت انبوه، این دل‌هاى وفادار نوشته بشود. تعداد معدودى انسان‌هاى شریر یا فریب‌خورده كه در هر نقطه‌اى پیدا می‌شوند، در كردستان و در غیر كردستان، حساب این‌ها از حساب متن مردم عزیز این استان به‌كلى جداست» و خود مردم با این افراد برخورد می‌كنند. وجود گروه «پیشمرگان كرد مسلمان» یكی از مصادیقی است كه ایشان در اثبات این مطلب بیان می‌كنند: «در همان دورانى كه در این‌جا و جاهاى دیگر، یك عده ایادى بیگانه به نام مردم كرد حرف‌هایى می‌زدند كه مردم كرد روحشان از آن حرف‌ها خبر نداشت، آن روزى كه در این استان و استان‌هاى هم‌جوار، دست‌هاى شیطنت‌آمیز دشمنان به فكر فتنه و برادركشى بودند، خود مردم این استان در صفوف مقدم قرار گرفتند؛ یاد مجموعه‌ى رشید و پرافتخار پیشمرگان كرد مسلمان هرگز از خاطره‌ى آن كسانى كه مجاهدات آنها را دیدند، نخواهد رفت».

اهانت به مقدسات یكدیگر؛ خط قرمز نظام اسلامی

در نظام اسلامی «اهانت به ارزش‌ها و مقدسات گروه‌های مختلف قومی و مذهبی» كه در قانون اساسی به رسمیت شناخته‌شده‌اند، به عنوان «خط قرمز» معرفی شده است. رهبر انقلاب دراین‌باره می‌فرمایند: «دشمن امید بسته است كه بتواند پیروان مذاهب گوناگون را مقابل هم قرار بدهد. هیچ‌كس نباید تسلیم این نقشه‌ى خائنانه و خباثت‌آمیز دشمن بشود. آنها می‌خواهند شیعه در مقابل سنى، سنى در مقابل شیعه، دل‌ها از هم چركین، نسبت به هم بدبین، آنها این را می‌خواهند. براى همین است كه من اعلام كردم، باز هم تأكید می‌كنم خط قرمز از نظر نظام اسلامى و از نظر ما عبارت است از اهانت به مقدسات یكدیگر».

نتیجه‌گیری:

تنوع قومی در ایران -به دلیل وجود مؤلفه‌های حقیقی همبستگی میان اقوام و قرار گرفتن هویت قومی به عنوان جزء لاینفك هویت ملی- یك فرصت قلمداد می‌شود. پس هرچه مؤلفه‌های هویت قومی با توجه به هویت ملی تقویت شود، هویت و همبستگی ملی نیز تقویت خواهد شد: «سنت‌هاى مختلف، آداب و عادات مختلف و استعدادهاى گوناگون و متنوع، یك فرصت است كه اجزای گوناگون این ملت بتوانند یكدیگر را تكمیل كنند؛ با مراودات درست و با هم‌زیستى و اتحاد كامل. براى ملت ما این یك افتخار است كه چنین نگاهى به مسئله‌ى تنوع اقوام دارد. علت هم این است كه اسلام منبع الهام این نظام است و در این نگاه اسلامى، بین نژادهاى مختلف و زبان‌هاى مختلف، ولو از ملت‌هاى گوناگون، تفاوتى نیست؛ چه برسد به اقوام مختلف در میان یك ملت. نگاه اسلام این است و نگاه نظام اسلامى هم این است. لذا ما به منطقه‌ى كردى، استان كردستان و مناطق اقوام دیگر با نگاه اسلامى نگاه می‌كنیم».

 

نویسنده: امان قلیج شادمهر-  مدرس و پژوهشگر

 

منبع: وب سایت شادمهر انلاین


http://www.shadmehronline.ir/modules/news/article.php?storyid=21


 

 

 

نوشتن دیدگاه

* نمایش نظرات به منزله تائید آنها نمی‌باشد.
* مسئولیت نظر با کاربر می‌باشد.
* ایمیل فعال خود را وارد نمایید.
* در صورت امکان نام و شهرت خود را کامل وارد کنید.


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

درباره ما

تازه‌های کتاب

 کتاب «نخستین جرعه از این جام» میزبانی و قهرمانی تیم ملی فوتبال ایران در جام ملت های آسیا (۱۳۴۷-۱۹۶۸) را از زوایای سیاسی-اجتماعی و ورزشی با نگاهی تازه مورد کنکاش قرار داده است.
 شیمبار (شیم بار) جلگه گرمسیری شیمبار در شمال خوزستان واقع گردیده و تقریباً نزدیک به نقطه صفر مرزی بین استان خوزستان و چهار محال بختیاری قرار دارد. این منطقه گردشگری از توابع بخش چلو شهرستان اندیکا می باشد که در 45 کیلومتری شهر قلعه خواجه  و یکصد کیلومتری مسجدسلیمان و220 کیلومتری اهواز است.  
 «فراز و فرود ایل کیان ارثی با تاکید بر ظهور و سقوط محمدتقی خان بختیاری» عنوان کتابی است که توسط مصطفی علیزاده گل سفیدی به نگارش درآمده و آماده چاپ شده است. در این کتاب با استناد به منابع مختلف تاریخی به بررسی ایل کیان ارثی و روسای آن از دوره صفویه تا 50 سال پیش پرداخته و شامل 5 فصل به شرح ذیل است: