آیا مارکسیستها مانع از نگارش تاریخ بختیاری شده اند؟

 

 یک مارکسیست در باره شهید علی مردان خان بختیاری نوشته است: . این مرد قهرمان را بایستی ملت ایران بشناسد

چندی پیش در مراسمی شخصیتی آشنا مدعی شد« مارکسیست‌ها مخالف مطرح کردن و نوشتن تاریخ بختیاری هستند و روشنفکران مارکسیست گفتند که خدمات خوانین بختیاری را مطرح نکنید و حتی اگر مردان بزرگی باشند نباید مطرح شوند».

 

 
حقیر به عنوان یک مسلمان نه تنها علاقه‌ای به مارکسیست‌ها ندارم بلکه به دلیل اعتقادات دینی با تفکر مارکسیستی به جد مخالف هستم. اما حقیقتاً سخن فوق کاملاً نادرست است. گرچه مارکسیست‌ها با نظام خان سالاری و اربابی ضدیت تام دارند اما در غیرعلمی بودن این سخن لازم است گفته شود:


1- اتفاقاً در فاصله 1304 تا 1320 شمسی که مصادف با حکومت رضاخانی است و اختناق، استبداد، وحشت و سکوت بر سراسر خاک بختیاری سایه انداخته بود و در شرایطی که شاهد یک خلاء و بایکوت اطلاعاتی و خبری پیرامون اوضاع بختیاری هستیم، این دست نوشته‌ها و خاطرات مارکسیست‌ها هستند که در این شرایط اسف بار،  موثق ترین اطلاعات تاریخی در باره بختیاری‌ها و به ویِژه رهبران مبارز آن‌ها را به دست می‌دهد.


2- در دوره رضا شاه زندانیان سیاسی را می‌توان به دو دسته عمده تقسیم کرد: نخست سران و شیوخ ایلات و عشایر، دیگری فعالان سیاسی چپ‌گرا یا همان مارکسیست‌ها و کمونیست‌ها.


نزدیک به چهل نفر از خوانین، بزرگان و متعمدان بختیاری نیز در همین ایام در زندان بسر می‌بردند که شاخص‌ترین آن‌ها علی مردان خان بختیاری و خان بابا خان اسعد بود، اما نویسندگان بختیاری هیچ گونه اطلاعاتی در باره بختیاری‌های دربند ارائه نداده‌اند. اما در این شرایط بی‌خبری بسیاری از زندانیان مارکسیست اقدام به خاطره نویسی کردند. از جمله پیشه وری، بزرگ علوی، آوانسیان و... . اتفاقاً در این نوشته‌ها بهترین توصیف‌ها و گزارش‌ها از شخصیت‌های بختیاری در حبس و چگونگی مبارزات آنان آمده است. تنها این گزارش‌ها و دست نوشته‌های محدود است که دقیق‌ترین و معتبرترین اطلاعات را در باره علی مردان خان، خان بابا خان اسعد و حتی جعفرقلی خان سردار اسعد و دیگر زندانیان بختیاری بدست می‌دهد و رنج و مشقًّات زندانیان بختیاری را برای آگاهی اذهان جامعه روایت می‌کند.

 

3-برخلاف نظر سخنران محترم که مدعی بود مارکسیست‌ها مخالف نگارش تاریخ بختیاری هستند و متعقد بودند که خدمات خوانین بختیاری نباید مطرح شود حتی اگر مردان بزرگی باشند, دست نوشته های مارکسیست‌ها به ویژه بزرگ علوی, پیشه وری و آوانسیان دلالت برآن دارد که آنان درصدد معرفی خوانین بختیاری بودند به خصوص در نوشته های خود تلاش فراوان کردند تا شهید همیشه جاوید علی مردان خان بختیاری و خان بابا خان اسعد را به جامعه معرفی کنند.نویسندگان مارکسیست با اینکه مخالف مرام سیاسی علی مردان خان بودند اما در مقابل روح آزادمنش وی سر تعظیم فرود آورده وی را ستودند. چنانچه آوانسیان در باره شهیدعلی مردان بختیاری عبارت بسیار روشنی دارد و میگوید:«...  وقتی گلوله‌ها به او می‌خورد او به عصای خود تکیه می‌کرد که نیفتد. این مرد قهرمان را بایستی ملت ایران بشناسد (آوانسیان، 1358).


4- بیشتر نویسندگان بختیاری که اتفاقاً از خوانین بختیاری نیز بودند و داعیه رهبری بختیاری را داشته‌اند در این ایام هیچ اشاره‌ای به حوادث و وقایع رخ داده در بختیاری نکرده‌اند. خسرو خان سردار ظفر، اسکندرخان عکاشه ضیغم الدوله، بی بی مریم بختیاری، و حتی جعفرقلی خان سردار اسعد و بعدها اوژن بختیاری در نوشته های خود ، از نتایج اجرای سیاست‌های رضاشاه در مناطق عشایری، واکنش و مبارزات عشایر و اوضاع زندانیان هیچ نگفته‌اند و یا به گونه‌ای سخن گفته‌اند که اسباب رنجش رژیم پهلوی را فراهم نسازند.


5-  اصولا در تاریخ معاصر کشور، به شهادت تاریخ، جریان‌ها و احزاب مارکسیستی و کمونیستی به جز در یک مقطع خاص در دولت قوام السلطنه در سال 1324 و 1325 شمسی ، از چنان قدرت، نفوذ و توانی برخوردار نبوده‌اند که بتوانند مانع از انجام کاری از جمله نگارش تاریخ بختیاری شوند.

 

6- در دهه‌های 1330 تا 1350 این مارکسیست‌ها هستند که در قالب رمان‌ها و داستان‌های بی بدیل اوضاع خان گزیده بختیاری را به درستی به جامعه ایرانی انعکاس داده و داستان ظلم و ستم خوانین بختیاری را به‌طور شفاف روایت می‌کنند. مانند آثار منوچهر شفیانی و بهرام حیدری. البته شاید بتوان گفت این آثار باعث افزایش بدبینی به نظام خان سالاری و اربابی در بختیاری گردید.


7- البته در رژیم پهلوی بیگانگان پیرامون بختیاری‌ها کتاب‌ها و مقاله‌های زیادی به رشته تحریر در آورده و حتی فیلم‌های مستندی با ارزشی ساخته‌اند. در محافل دانشگاهی نیز پژوهش‌های باارزشی انجام گرفته است. اما خود بختیاری‌ها در زمینه تاریخ و فرهنگ بختیاری جز چند کتاب که به تعداد انگشتان دست هم نمی‌رسد از خود برجای نگذاشتند. که این موضوع ربطی به مارکسیست‌ها ندارد.

 

8- در پایان ذکر این نکته لازم است که در دوره رضا شاه ، خوانین بختیاری هر حرکت اعتراضی از سوی ساکنان چهارمحال و بختیاری علیه خود را یک حرکت بلشویکی قلمداد می‌نمودند و تلاش می‌کردند با اتهام کمونیست بودن، قیام های مردمی را لوث کرده و مخدوش نمایند.  استفاده از این حربه تکراری، تجربه سوخته ای است که نمی‌توان با تمسک به آن برخی‌ها را تطهیر کرد.


بنابر این سخنان این شخصیت قابل احترام را باید نوعی تبلیغات و مانور سیاسی با هدف خاص نامید نه یک روشنگری علمی و منصفانه!

 

 

 

نوشتن دیدگاه

* نمایش نظرات به منزله تائید آنها نمی‌باشد.
* مسئولیت نظر با کاربر می‌باشد.
* ایمیل فعال خود را وارد نمایید.
* در صورت امکان نام و شهرت خود را کامل وارد کنید.


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

درباره ما

تازه‌های کتاب

 کتاب «نخستین جرعه از این جام» میزبانی و قهرمانی تیم ملی فوتبال ایران در جام ملت های آسیا (۱۳۴۷-۱۹۶۸) را از زوایای سیاسی-اجتماعی و ورزشی با نگاهی تازه مورد کنکاش قرار داده است.
 شیمبار (شیم بار) جلگه گرمسیری شیمبار در شمال خوزستان واقع گردیده و تقریباً نزدیک به نقطه صفر مرزی بین استان خوزستان و چهار محال بختیاری قرار دارد. این منطقه گردشگری از توابع بخش چلو شهرستان اندیکا می باشد که در 45 کیلومتری شهر قلعه خواجه  و یکصد کیلومتری مسجدسلیمان و220 کیلومتری اهواز است.  
 «فراز و فرود ایل کیان ارثی با تاکید بر ظهور و سقوط محمدتقی خان بختیاری» عنوان کتابی است که توسط مصطفی علیزاده گل سفیدی به نگارش درآمده و آماده چاپ شده است. در این کتاب با استناد به منابع مختلف تاریخی به بررسی ایل کیان ارثی و روسای آن از دوره صفویه تا 50 سال پیش پرداخته و شامل 5 فصل به شرح ذیل است: