پيشينه ی تاریخی سرزمين بختياري قبل از اسلام

سرزمین بختیاری با توجه به مختصات جغرافیایی که در فصل پیشین به آن اشاره شد، پایگاه تمدن­های کهنی از جمله تمدن عیلامی بوده است و اندکی پس از آن پارسوماش (مسجد سلیمان کنونی) در سرزمین بختیاری به عنوان خاستگاه اولیه تمدن هخامنشی، یکی از با اهمیت ­ترین مناطق جهان آن روز به شمار می­رفت.




وجود آثار باقی مانده از این تمدن­های کهن و همچنین علاوه بر آن کشف آثاری از انسان دورة ماقبل تاریخ در غاری در تنگ پبده (در اين مكان غاري وجود دارد كه در سال ۱۹۴۹ م براي اولين بار رومن گیرشمن بقاياي انسان ماقبل تاريخ را در آن كشف كرده) در کوه­های بختیاری واقع در شمال شرقی شوشتر نشان دهندة وجود حیات و تمدن دیرینه در این سرزمین است۱.

سرزمین بختیاری پایگاه تمدن عیلام

تمدن عیلام، یکی از چهار تمدن دنیای قدیم ـ یعنی آکاد در شمال، سوبارو در شرق، آمورو در غرب و عیلام در جنوب محسوب می­شده است.

کشور عیلام شامل استان­های خوزستان کنونی، لرستان امروزی، ایلام کنونی و سرزمین بختیاری بوده است. شهر شوش به عنوان پایتخت عیلام شناخته می­شد. سیماش ( شمال و شمال شرقی دشت خوزستان)، آنزان یا

 

انشان (نواحی شرقی و جنوب شرقی مال امیر بختیاری) و پارسوماش (مسجد سلیمان امروزی) نیز از جمله ایالت­های مهم کشور عیلام به شمار می­آمدند۲.پس سرزمین بختیاری قسمت مهمی از حکومت عیلام به شمار می­رفت. در پی کاوش­های باستان شناسی که در مناطقی مثل شوش و مالمیر صورت گرفته چندین بت کشف شده که اکنون در موزة لوور پاریس نگهداری می­شوند. اگرچه آئین عیلامی­ها هنوز به درستی شناخته شده نیست ولی می­بایست مبتنی بر پرستش خدایان متعدد بوده باشد۳. اطلاعات حاصل از کاوش­های باستان شناسی نشان می­دهد که دین عیلامی­ها در طی زمان دچار تغییراتی شده است. در هزارة سوم ق. م. که مبانی مادر سالاری همچنان در جامعه وجود داشت، الهه­های مادر خدایان در رأس خدایان عیلام پرستش می­شدند. از جمله الهه «پرتی» که محل پرستش او در کوه­های
شرقی انشان بود۴.

پس از سپری شدن این دوره، بزرگترین خدایی که مورد پرستش قرار می­گرفت، شوشیناک بود. عیلامی­ها بعد از شوشیناک به شش خدا و پس از آنها به گروهی از ارواح معتقد بودند و هر کدام از ارواح را خدای جائی می­دانستند۵.

نقوش اشکفت سلمان مربوط به دورة عیلامی حرکت دسته­هایی را برای انجام مراسم مذهبی نشان می­دهد که البته تصویر رب النوع نقر نشده است.

محمد علی امام اهوازی این مسأله را دلیل بر نوعی تغییر در عقاید مذهبی می­داند۶.

آثار باقی مانده از دورة عیلامی­ها در سرزمین بختیاری

–اشکفت سلمان

از جمله نقش برجسته­های باقی مانده از دوره عیلامی، نقش برجسته «اشکفت سلمان» است که مربوط  به «هَنَّ»((Hanna از امرای تابع عیلامی­ها در قرن هشتم قبل از میلاد است۷.

این مکان در سه کیلومتری جنوب غربی شهر ایذه کنونی قرار دارد. اشکفت در زبان مردم بختیاری به معنی قطعه سنگ­هایی است که در کوهستان­ها به طور طبیعی به صورت اطاقی درآمده باشد به گونه­ای که بتوان در باد و باران در آن جای گرفت. ایرج افشار از این مکان با عنوان اشکفت سلمان نام برده است و قدمت این نامگذاری را نیز بیش از صد سال نمی­داند، در حالیکه بیشتر منابع از آن با عنوان اشکفت سلمان نام برده­اند.

روبروی مجموعه اشکفت سلمان در سمت راست، دو نقش نیم رخ برجسته که در درون دو چهارگوش مقعر حجاری شده­اند، وجود دارد. نقش اول مرکب از تصویر سه شخص است که پشت سر هم در یک ردیف ایستاده­اند و رو به شرق نگاه می­کنند، آتشدانی فروزان در جلوی آنها است که بلندی آن تا زانوان آنها بیشتر نیست.

در لوحة دوم که به فاصله چند متر از لوحه اول و بر سطح قطعه سنگی دیگر حجاری شده دو نقش وجود دارد که یکی از آنها نقش مردی و دیگر نقش زنی است.

اما در شرق این دو لوحه، اشکفت بزرگ یعنی سایه بان خمیده کوه قرار دارد که در زیر آن بر روی بدنه کوه یک کتیبه مستطیل شکل خط میخی و چند نقش حجاری شده و در زیر این کتیبه که در ارتفاعی قرار دارد، محل نشستن و تختگاه و یا انجام مراسمی بوده است۸. (ضمیمه)۱()

در بین سفرنامه­های اروپائیان نیز اشاراتی به این مکان شده است. لایارد در سفرنامة خود می­نویسد: « سلمان لَـلِه و معلم علی (ع)، جانشین و داماد « محمد» (ص) پیغمبر اسلام بوده است. لرها عقیده دارند که سلمان یکی از اعضاء فرقه علی اللهی (یکی از فرق متعددی که معتقد به الوهیت بشر و تجسم خدا به صورت انسان می­باشد) در این محل مدفون است و به همین خاطر احترام زیادی برای این مکان قائل می­باشند.۹»اگر چه اظهار نظر لایارد درباره مقام للگی و معلمی سلمان در قبال حضرت علی (ع) را به هیچ وجه نمی توان پذیرفت،زیرا حضرت علی (ع) از همان دوران کودکی تنها تحت تعلیم و تربیت خود پیامبر اکرم (ص) بودهاند و در زمان حضور سلمان در نزد پیامبر (ص) نیز ایشان (حضرت علی (ع)) در شرایطی نبودند که محتاج آموزش دیدن از سوی سلمان باشند و همینطور  بر اساس تحقیقات به عمل آمده، هیچگونه گرایش­های علی اللهی در بین لرها دیده نمی­شود و برداشت لایارد از این مسأله به کلی  اشتباه بوده است، اما در هر حال این برداشت نشان دهنده باورهایی خاص در مورد شخصیت حضرت علی(ع) در بین لرهای بختیاری است.

– زیگورات چغازنبیل

زیگورات چغازنبیل معبدی است که در نیمه قرن سیزده قبل از میلاد توسط « اونتاش گال» یا به نقلی « اونتاش هومبان» پادشاه عیلام ساخته شده است. این معبد که بزرگترین و قدیمی­ترین اثر معماری ایران به شمار می­رود، در جائی بین شوش و هفت تپه از یک طرف و شوشتر از طرف دیگر قرار دارد. در سال­های اخیر کاوش­های جدیدی در این منطقه و تپه­های اطراف معبد صورت گرفته است. جمعی از کاوشگران عیلام شناس معتقدند که این معبد، معبد بزرگی برای پرستش رب النوع اینشوشیناک بوده است، اما برخی دیگر از محققین، بنای این معبد را اختصاص به پرستش الهه­ی «گال» دانسته­اند و گال رب النوع حفاظت شاهان بوده است.

معبد مذکور در ۵ طبقه ساخته شده است. باستان شناسان هنگام خاکبرداری معبد و ناحیه مقدس، چند ردیف مسقّف، زیارتگاه، نمازخانه و میادینی که سطح آنها به دقت با آجر مفروش شده است، پیدا کردند. در گوشه شمالی زیگورات سه معبد که وقف رب­النوع « گال» و رب النوع « ایش کارات» و رب النوع « کیریرشا» که رب النوع مادر نامیده می شده است بدست آمده است. شناسایی این معابد از روی آجرهای کتیبه داری که به نام این خدایان است صورت گرفته است.

در طبقه پائین که محل مقدس نامیده شده چهارده غرفه­ی عبادت کشف گردیده که درگروه­های سه یا چهارتائی نزدیک یکدیگر قرار گرفته­اند. این غرفه­ها نیز همگی دارای قربانگاه و صفه­ی نذورات بوده­اند۱۰.

نقوش برجسته کول فره

نقوش برجسته کول فره نیز از جمله آثار باقی مانده از دوره عیلامی و مربوط به هَنَّ از امرای تابع عیلامی­هاست۱۱.

در این منطقه ۵ نقش برجسته وجود دارد. نقش اصلی، نقش تشریفات مذهبی مربوط به پادشاه (حانی) را نشان می­دهد. وی در میان نقش برجسته قرار گرفته و پشت سر او وزیر (شورترور) و شخص دیگری که هویتش معلوم نیست یکی بالای سر دیگری نشان داده شده است. در جلوی مجلس دو نقش دیگر در سنگ کنده شده است. کتیبه­ای که روی این نقش و گاهی درون آن می­باشد حاکی از این است که این نقش از زبان پادشاه شوتروک ناخونته دوم است. در مجاورت همین نقش چهار نقش برجسته دیگر روی تخته سنگ­هایی وجود دارند که از کوه جدا شده­اند. این نقوش تا حدودی خراب شده­اند و حتی بسیاری از آنها محو شده­اند. موضوع این نقوش مجالس مربوط به عبادت یا قربانی برای خدایان است۱۲.

ترجمه خطوط میخی این نقوش، شرح چگونگی ساختمان معبد و کارهای مربوط به آن است. (ضمیمه (۲))

حجاری کورنگون

حجاری کورنگون در کوه­های بختیاری نیز یکی دیگر از نقوشی است که از دوره عیلامی باقی مانده است(قرن ۱۵ تا ۱۱ ق.م). این نقش دارای تصویر یک خدا و یک الهه و تعداد زیادی پرستشگر است۱۳.

سرزمین بختیاری خاستگاه اولیه تمدن هخامنشی

همزمان با افول تدریجی قدرت حکومت عیلام در سرزمین بختیاری، حکومت دیگری در این سرزمین در حال رشد بود. و آن حکومت هخامنشی بود که شاخه­ای از آن در سرزمین پارسه ـ فارس کنونی ـ به فرمانروایی آریارمنه و شاخه دیگر آن در ناحیه پارسوماش (مسجد سلیمان کنونی) به فرمانروایی کوروش فرزند چیش پیش برقرار شد۱۴.

پس از چندین سال سرانجام جانشینان آریارمنه نیز به صورت دست نشاندگان پادشاهان هخامنشی پارسوماش درآمدند۱۵. کورش بزرگ فرزند کمبوجیه اول پادشاه پارسوماش توانست با گسترش فتوحات خود و تسلط یافتن بر تمدن­های بزرگی مثل عیلام و بابل، امپراتوری هخامنشی را تشکیل دهد۱۶. به اینگونه می­بینیم که ناحیه پارسوماش واقع در سرزمین بختیاری خاستگاه اولیه سلسله هخامنشی بوده است.

احترام به نیروهای طبیعت و در رأس آنها اهورا مزدا از اعتقادات خاص پارسیان دوره هخامنشی بوده اشاره به پرستش اهورا مزدا که به عنوان خدای بزرگ و آفریدگار همه از او یاد می­شود در کتیبه­های داریوش مکرر به چشم می­خورد ولی در کتیبه­های پادشاهان بعد (اردشیر دوم) از ایزدان دیگری همراه با اهورا مزدا یاد شده که مهمترین آنها عبارتند از مهر و آناهید (ناهيد، در اوستا صفت فرشته اي مونث كه نگهبان آب است). اردشیر دوم برای ایزد آناهید معابد متعدد در شوش، همدان و بابل بنا کرد. احتمالاً در این زمان آمیخته­ای از مذهب قدیم عیلام به همراه مزدا پرستی وجود داشته است. دین زرتشت نیز به تدریج در حال توسعه یافتن بود۱۷.

 

آثار باقی مانده از دوره هخامنشی در سرزمین بختیاری (خوزستان)

– کاخ آپادانا

آپادانا ناحیه­ای است در جهت جنوب شرقی در شوش که قصر زمستانی سلاطین بزرگ هخامنشی به خصوص خشایارشا و اردشیر بوده است.

این کاخ در حدود سالهای ۵۱۸-۵۱۲ ق .م به فرمان داریوش بزرگ هخامنشی بنا شده است. پس از داریوش، خشایارشا و اردشیر دوم و اردشیر سوم در تکمیل این پایتخت زمستانی اقدام نمودند. در اراضی اطراف شوش آثار زیادی از ادوار مختلف تاریخ ایران پیدا شده که از آن جمله آثار زیادی از دورة هخامنشی است.

بر روی زیر ستونی که از زمان اردشیر دوم بدست آمده، این مطلب عنوان شده: « من اردشیر، شاه بزرگ، شاه شاهان … گوید: این آپادانا را نیای بزرگ من داریوش بنا کرد. بعد در زمان نیای من اردشیر این بسوخت. به فضل اهورا مزدا و میترا، من این آپادانا را ساختم…». ۱۸

زیباترین آثار پیدا شده در تالار پذیرایی کاخ آپادانا، شیرهایی است که روی کاشی لعاب­دار با رنگ­های مختلف نقش شده است۱۹.

– تپه مسجد سلیمان

تپه مسجد سلیمان واقع در نزدیکی مسجد سلیمان کنونی، سابقاً مسکن امرا و سلاطین بوده و سه ایوان در این محل دیده می­شود. از نظر گیرشمن این منطقه آثار باقی مانده از دوران هخامنشی­هاست. که بدعتی در نجد ایران به شمار می­رود و تنها در ناحیه اورارتو از این نوع سبک ساختمان سازی وجود دارد۲۰.

بردنشانده

بنای دیگری مشابه بنای تپه مسجد سلیمان به نام «بردنشانده» وجود دارد. گیرشمن این دو بنا را به همراه بنای پاسارگاد، اسلاف تپة تخت جمشید می­داند۲۱. البته قابل ذکر است که آندره گدار این دو مکان را متعلق به دورة اشکانی­ها می­داند۲۲.

سرزمین بختیاری در دوره اشکانی

خوزستان و سرزمین بختیاری در زمان سلطنت مهرداد اول (۱۷۱-۱۳۸ ق.م)، تحت حکومت اشکانیان درآمد۲۳. درباره دین و اعتقادات مذهبی در دوره­های مقدونی و اشکانی اطلاع چندانی در دست نیست، اما آنگونه که از شواهد بر می­آید، تثلیث اهورا مزدا ـ مهر ـ ناهید که در روزگار هخامنشیان پرستش می­شد در زمان پارتیان نیز مورد توجه بوده است. ناهید معادل پارسی « الهه نانا»یِ عیلامی است که پرستش آن هنوز ادامه داشت۲۴. در گورستان­های کشف شده از دوران اشکانی مردگان با لوازم تدفین در تابوت­های سفالین دفن شده بودند. این مسأله نشان دهندة این مطلب است که در این دوره هنوز کیش زرتشت مذهبی رسمی نبوده است. زیرا رسم زرتشتیان در مورد دفن مردگان به این صورت بوده که کالبد مرده را طعمه جانوران و پرندگان می­ساختند و آن را به خاک نمی­سپردند۲۵. همچنین در دوره پارتیان، خرم آباد لرستان یکی از مراکز بزرگ و عمده مهرپرستی بوده است. در حال حاضر در جنوب غربی شهرستان خرم آباد آثاری از دوران مهر پرستی به چشم می­خورد. در درة مشهور به «بابا عباسی» در کنار سفید کوه دخمه­ای بر سینة این کوه وجود دارد که یادگار دوران مهرپرستی ایرانیان است. این دخمه دارای چند ستون و چهار دیوار می­باشد. مردم این منطقه، این دخمه را که مدعی­اند قبری در آن وجود دارد، به مقبرة « بابا عباسی» می شناسند. مردم بر اساس اعتقادات کهنی که دارند، نذوری از قبیل مهره­ای رنگارنگ و … تقدیم می­کنند و دخیل می­شوند، هر چند اثری از قبر در این دخمه مشاهده نمی­شود، اما باور عامه آن نواحی بر این است که « بابا عباسی» در این مکان مدفون است. روی این اصل می توان گفت که این اعتقاد کهن و احترام به این دخمه از یک اعتقاد کهن مهرپرستی به یادگار مانده است، زیرا تا زمان اشکانیان دخمه­ها و معابد مهرپرستی رونق داشتند۲۶.

علاوه بر اینها در دورة اشکانی آئین یهود هم در ایران نفوذ محدودی داشت. در شهر شوش یهودیان سکونت داشتند و در آزادی کامل به سر می­بردند. همچنین با ظهور حضرت عیسی در زمان سلطنت مهرداد چهارم، مسیحیت در خوزستان نیز وارد شد و دیرهای متعددی در این سرزمین بنا شد۲۷.

آثار باقی مانده از دوره اشکانی در سرزمین بختیاری

۱- از مهمترین آثار این دوره مجسمة بزرگ مفرغی است که در درة شمی به دست آمده است. پرستشگاهی که این تندیس در آن پیدا شده نزدیک مال امیر (ایذه) قرار دارد.

۲- اثر تاریخی دیگری که از دوره اشکانی بدست آمده نقش برجسته­ای است که در شوش کشف شده و در آن اردوان پنجم اشکانی نشان داده شده است که به شهربان شوش حلقه یا تاجی را عطا می­کند۲۸.

۳- آندره گدار از سه منطقه با عنوان پرستشگاه­های اشکانی یاد می­کند. برد نشانده، تپه مسجد سلیمان، صفه مسجد سلیمان که از این میان بر اساس تحقیقاتی که گیرشمن بر روی این مکان­ها انجام داده به این نتیجه رسیده که برد نشانده و تپه مسجد سلیمان از جمله آثار باقی مانده از دوران اولیه هخامنشی ـ پارسوماش هستند۲۹.

اما در مورد مکان سوم آندره گدار همچنین این مکان را که در چهل کیلومتری مسجد سلیمان واقع است و مرکب از صفه­ای مستطیل شکل است که پلکان پهنی به آن راه می­دهد و روی آن سکوی چهارگوشی است که جای عبادت یا قربانی است، یک اثر متعلق به دوران اشکانی می­داند۳۰.

سرزمین بختیاری در دوره ساسانیان

پس از فروپاشی دولت اشکانی سرزمین بختیاری نیز به تصرف سلسله ساسانی درآمد.

با آغاز کار سلسله ساسانی، دین زرتشت نیز رسمیت یافت. وجود آتشکده­های فراوان در سراسر ایران و از جمله در سرزمین بختیاری نشان دهندة نفوذ دین زرتشت است۳۱. در سال­های اخیر در بسیاری از ویرانه­های آتشکده­های ایران تحقیقات علمی به عمل آمده است، که از آن جمله ویرانه­های آتشگاهی بسیار معروف در بالای تپه­ای در نزدیکی اصفهان است. معمولاً ساختمان آتشکده­ها عبارت از بنای گنبدداری به همراه ابنیه اضافی دیگر در اطراف آن بوده است. برخی از این آتشکده­ها خصوصاً در شهر اصفهان و خوزستان تا قرن چهارم هجری برپا بوده­اند۳۲. از جمله آتشکده­ای که در ایذه وجود داشت و تا زمان هارون الرشید عباسی فعال بوده است۳۳.

با توجه به مطالب این فصل می­توان اینگونه نتیجه گیری کرد که از آنجا که سرزمین بختیاری نیز در طی دوره­های مختلف تحت نفوذ و سلطه همین حکومت­ها بوده است، پس قاعدتاً با ایجاد هرگونه تغییر و تحول در عقاید مذهبی این حکومت­ها، سرزمین بختیاری نیز تحت تأثیر قرار می گرفته است. اگرچه با وجود ایجاد تحولات فراوان در عقاید مذهبی، یادگارهایی از این اعتقادات همچنان در بین اقوام مختلف از جمله بختیاری­ها دیده می­شود. احترام و حتی گاهی سوگند یاد کردن به نیروهای طبیعت مثل درختان، آتش، آب، آفتاب و … از این قبیل اعتقادات در بین بختیاری­ها به شمار می­روند.

 

نویسنده: دکتر عزت اله عبدالهی نوروزی



دیدگاه‌ها   

 
0 # fiili 1395-04-24 18:22
سلام بر برادران بختیاری ام
پاسخ دادن
 

نوشتن دیدگاه

* نمایش نظرات به منزله تائید آنها نمی‌باشد.
* مسئولیت نظر با کاربر می‌باشد.
* ایمیل فعال خود را وارد نمایید.
* در صورت امکان نام و شهرت خود را کامل وارد کنید.


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

درباره ما

تازه‌های کتاب

 کتاب «نخستین جرعه از این جام» میزبانی و قهرمانی تیم ملی فوتبال ایران در جام ملت های آسیا (۱۳۴۷-۱۹۶۸) را از زوایای سیاسی-اجتماعی و ورزشی با نگاهی تازه مورد کنکاش قرار داده است.
 شیمبار (شیم بار) جلگه گرمسیری شیمبار در شمال خوزستان واقع گردیده و تقریباً نزدیک به نقطه صفر مرزی بین استان خوزستان و چهار محال بختیاری قرار دارد. این منطقه گردشگری از توابع بخش چلو شهرستان اندیکا می باشد که در 45 کیلومتری شهر قلعه خواجه  و یکصد کیلومتری مسجدسلیمان و220 کیلومتری اهواز است.  
 «فراز و فرود ایل کیان ارثی با تاکید بر ظهور و سقوط محمدتقی خان بختیاری» عنوان کتابی است که توسط مصطفی علیزاده گل سفیدی به نگارش درآمده و آماده چاپ شده است. در این کتاب با استناد به منابع مختلف تاریخی به بررسی ایل کیان ارثی و روسای آن از دوره صفویه تا 50 سال پیش پرداخته و شامل 5 فصل به شرح ذیل است: