تأملی در باب کتاب خاطرات بی‌بی مریم

سنت خاطره‌نویسی در میان بختیاری‌ها به دست‌نوشته‌های حسینقلی خان ایلخانی بازمی‌گردد. وی برخی از اقدامات و رخدادهای دوران زندگی خود را به اختصار در چند صفحه یادداشت به یادگار گذاشت. بعد از او فرزندانش حاج علیقلی خان، خسرو خان و بی‌بی مریم، همچنین برخی از نوادگانش، جعفرقلی خان سردار اسعد، علی صالح خان اردوان و... نیز این رویه را ادامه دادند. اسکندرخان عکاشه، میرزا امان‌الله مدملیل و پژمان بختیاری را نیز باید به جمع این خاطره‌نویسان افزود.


تابش مهر بر ایوان چله گاه

 خون انار بر رگ‌های کومه پاییز زرد دمیده می‌شود، تا فردا تن پوش درخت، کلاهی نرمینه از برف بر سر گذارد و سپیده، از حاشیه بقچه سرما بر زمین بریزد.

نوروز زمستانی که بر می‌دمد، زمین پشت تکه سنگ‌های یخ زده پنهان می‌شود، تا باد با گونه‌های قرمزش، آرام آرام کوچه پس کوچه‌های باغ تقویم را پشت سر بگذارد.

پارسی زبان براساس گاه شمار جلالی، در شب نخستین روز شمار زمستانی، بر چله گاه خردورزی می‌نشستند و پگاه نخستین روز زمستان را پیروزمندی خورشید می‌نامیدند.

نگاه همدرنگ بختیاری به کتاب حماسه زاگرس

همدرنگ بختیاری در آخرین پست خود پیرامون این سوال که «آيا كتاب حماسه زاگرس به تحريف تاريخ بختياري پرداخته؟» یادداشتی نوشته است که کاربران عزیر را جهت مطالعه آن دعوت می‌کنیم.

http://www.homdorong.blogfa.com/post/5
                   

علی مردان خان چهره‌ای ملی یا قومی و محلی

 به مناسبت 17 آذرماه سالروز شهادت علی مردان خان بختیاری

ناگفته‌های نویسنده کتاب «حماسه زاگرس» از تلاش 80 ساله عده‌ای برای گمنام ماندن علیمردان خان، پشت صحنه حمله به کتاب حماسه زاگرس و جایزه 10 میلیون تومانی برای...

عصر روز چهارشنبه مورخ1392/9/13 چند دانشجوی علاقمند به تاریخ و فرهنگ در گفت و لفتی دوستانه در محفلی صمیمی با نویسنده کتاب حماسه زاگرس، به بررسی برخی نظرات مطرح پیرامون کتاب پرداختند که در ادامه بخش‌هایی از آن جهت اطلاع کاربران محترم ارائه می‌گردد:

سؤال: مطالعات شما در باره علی مردان خان از چه زمانی شروع شد؟
اولین بار وقتی دانشجو بودم کتابی را خواندم که صفحه‌ای از آن پیرامون ویژگی‌ها علی مردان خان و توصیف صحنه اعدام او بود. برایم جالب بود، تلاش کردم بیشتر مطالعه کنم و اطلاعات بیشتری کسب نمایم ادامه این تلاش‌ها به نگارش کتاب حماسه زاگرس منتهی شد. وقتی داستان زندگی علی‌مردان‌خان را می‌خوانی خودبه‌خود جذب این شخصیت دوست‌داشتنی می‌شوید.

 


کتاب «مسافر پایتخت» از دیدگاه حافظ حاتمی*

دوران حکومت نسبتاً طولانی یک صد و سی و دو ساله‌ی ترکمان قاجاری (1170. تا 1304. ش.) یکی از پر فراز و نشیب‌ترین دوره‌های تاریخ سیاسی- اجتماعی ایران است که نگارنده نیازی به شرح تحوَلات سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، دینی و... آن را در این فرصت نمی‌بیند و در این مجال، تنها به بیان پاره‌ای از رویدادها و تحوَلاتی بسنده می‌شود که بیشتر به وقایع بعد از مشروطه و استبداد صغیر وابسته‌اند و در کتاب مسافر پایتخت نیز به آن‌ها اشاره گردیده است.


حکایتی از کلیله‌ودمنه بختیاری

 طنز - کلیله‌ودمنه بختياري - اندر حکایت یک پژوهشگر  و یک پژوهشکده!!!!

آورده‌اند كه در ناحيت اسباهان در آبگيري مشرف به دشت لنگان كه لغت العرب آن را لنجان همي خواند ابو كاگُتوني همي زيستن اختيار نمودي كه خود را محقق المحققون جبال اللور و به لسان فُرس پژوهشگر ناميد، كه به زعم خويشتن پژوهش خانه‌ای همي دارد؛ اما هرگز اين پژوهش خانه وجود خارجي نداشتي تا به نام مردم بختياري هرروز تبليغاتش را بر وبلاگ‌هاي ساير بلاد فرستادي. ابو كاگتوني به مفهوم «كايد گفتني» و نام شخصي كه در روایت‌های بختياري گونه‌ای از « دَدي سرِ چشمه رين» مذكر بودي كه ما در اينجا از نام او استفادي نمودندي و استخوان پوسیده‌ی آن مرحوم هم در گور به لرزش درآمدي.

قبرستان تاریخی و کم نظیر مورچگان + عکس

     این قبرستان قدیمی  و متروک در نزدیکی روستای مورچگان که در گذشته «موجکان» و«موچگان»نامیده می شد، در جنوب گندمان قرار دارد. به نظر مورچگان و موجکان به معنای چشمه است که در آن ناحیه چشمه سارهای فراوانی وجود دارد. تاریخ های حک شده بر روی سنگ قبرها نشان می دهد که این قبرها متعلق به قرن نهم،دهم و یازدهم هجری می باشند.سنگ قبرهای این گورستان قدیمی به لحاظ شکل ظاهری به چند دسته تقسیم می شوند.
• سنگ قبرهای صندوقچه ای با وزن زیاد و ابعاد بزرگ که وزن برخی از آنها بین یک تا دو تن می باشد.
• سنگ قبرهای بلند چهارگوش با هلالي در بالاي آن
• سنگ قبرهای پنج ضلعی، چهارگوش با مثلثي در بالاي آن
• سنگ قبرهای مستطیلی بلند
• سنگ قبر با اندازه های نامنظم

 


کوره سواد یک دهاتی

 کدخدایی بارت اِخاه - سه من دو من آرد اِخاه

اندر حکایت دل‌واپسی‌های غضن غلو  و مسجدسلیمان
توی خیابان جناب آ کلاه دار را دیدم وقتی به من رسید شروع کرد به هِر هِر هِر خندیدن گفت: همین طوری می‌خواستید مملکت را آباد کنید؟ گفتم: چطور من که صاحب منصب نیستم. گفت: تو طرفداری اِکردی؟ گفتم بله روزگاری من هم در حد خودم با کمک دوستانمان در روستاها و عشایر، عمران و آبادانی می‌کردیم. پای پیاده برای محرومیت‌زدایی کوه‌ها را زیر پا می‌گذاشتیم در قصبات، مدیریت مردمی درست می‌کردیم، در جنگ با متجاوزین به مملکت جنگیدیم در این انتخابات آخری هم مشارکت داشتیم بقیه‌اش با دولت‌مردان و حکومت گران است. دیدم خدا بده برکت شروع کرد به درد دل کردن و از گرفتاری‌های خودش و مردم مسجدسلیمان صحبت کردن و از بیکاری پسرش گفت و گرانی کالا و معیشت مردم فقیر و از وضع نظافت و بهداشت عمومی شهر و جلوگیری شهرداری از ساخت‌وساز و بلندمرتبه سازی در مناطق آلوده به نفت و گاز گفت و گفت و گفت... دیدم این بنده خدا تا حدودی راست می‌گوید چونکه از بیکاری نسل جوان تحصیل‌کرده که خود را نسل سوخته نامیده‌اند اطلاع داشتم، چونکه بچه خودم هم چند سال است که بیکار است.

نقد یا کشمکش! دعوا بر سر چیست؟

 مطلبی که در پی می‌آید یکی از چند مطلبی است که در روزهای گذشته به دست ما رسیده است. کاربر نویسنده آن معلوم نیست ما بخش‌هایی از آن را انتخاب و در سایت منتشر می‌شود قضاوت با شما.

نقد یا کشمکش! دعوا بر سر چیست؟ همه بخوانند

کتاب حماسه زاگرس در میان کتاب‌هایی که در چند سال گذشته در باره وقایع رخ داده در تاریخ معاصر بختیاری به رشته تحریر درآمده است، کتابی ارزشمند و با یک ادبیات دانشگاهی و پژوهشی نوشته شده است. اگر چه خالی از عیب و اشکال نیست اما در هفته‌های گذشته شاهد طرح برخی مباحث در فضای مجازی بوده‌ایم، بنده بیشتر این مباحث و نقطه نظرات مختلف را پیگیری کرده‌ام که لازم دانستم مطلبی را به عرض همه بختیاری تباران ارجمند و کاربران عزیزی که علاقمند به پیگیری موضوع هستند، برسانم.

1- در نقدها جای اخلاق کجاست؟

در نقدنامه خانم داوودی حموله، در مواردی، خلأ اخلاقیات... کاملاً محسوس است. آنجا که گویی با نویسنده کتاب سر جنگ دارد، در کلام ایشان نشانه‌ای از احترام دیده نمی‌شود، بدون در نظر گرفتن سن، تحصیلات و جایگاه نویسنده کتاب، به گونه‌ای می‌نویسد که گویی مخاطب ایشان با وی پدرکشتگی دارد.

سوگ نواي عاشورايي - نوحه به گويش بختیاری- دینارونی

 مو تشنه‌ی عدالتم، نه پاله اَو

تا زنده نوه دین حق، مو نی برم خَو

بونگه عزا

هَمْ، زه نو، گوشوم، رِسِه، اَي خدا، بونگه عـزا       
مَردِ مون، وا، سر، زنين، سي شهيده كربلا
كربلا يا كربلا، اَي حسيــن بنيـــر وه مـــا     
كي نِه داريم، اَي حسين، روزه محشر وُ جزا
هم زه نو، گوشوم رِسِه، اَي خدا، بونگـه عزا        
 شيعيون، وا، سر، زنين، سي حسين وه كربلا

درباره ما

تازه‌های کتاب

 کتاب «نخستین جرعه از این جام» میزبانی و قهرمانی تیم ملی فوتبال ایران در جام ملت های آسیا (۱۳۴۷-۱۹۶۸) را از زوایای سیاسی-اجتماعی و ورزشی با نگاهی تازه مورد کنکاش قرار داده است.
 شیمبار (شیم بار) جلگه گرمسیری شیمبار در شمال خوزستان واقع گردیده و تقریباً نزدیک به نقطه صفر مرزی بین استان خوزستان و چهار محال بختیاری قرار دارد. این منطقه گردشگری از توابع بخش چلو شهرستان اندیکا می باشد که در 45 کیلومتری شهر قلعه خواجه  و یکصد کیلومتری مسجدسلیمان و220 کیلومتری اهواز است.  
 «فراز و فرود ایل کیان ارثی با تاکید بر ظهور و سقوط محمدتقی خان بختیاری» عنوان کتابی است که توسط مصطفی علیزاده گل سفیدی به نگارش درآمده و آماده چاپ شده است. در این کتاب با استناد به منابع مختلف تاریخی به بررسی ایل کیان ارثی و روسای آن از دوره صفویه تا 50 سال پیش پرداخته و شامل 5 فصل به شرح ذیل است: