کارآوا(2)-برزی یری یا برزیگری

                                                          کارآوا (2)- برزی یری یا برزیگری

یکی برزیگری نالون در این دشت
به چشم خون‌فشان آلاله می‌کشت
همی کشت و همی گفت ای دریغا   
که باید کشتن و هشتن در این دشت       بابا طاهر

از گذشته های دور بختیاری ها زندگی کوچنده ای داشته اند, فصل سرما در دشت های خوزستان و تابستان ها را در ارتفاعات زاگرس میانی سپری می کردند. بسیاری از کوچندگان در کنار دامداری و رمه گردانی به کار کشاورزی نیز مبادرت می کردندهم در ییلاق و هم در قشلاق کشت و زرع داشتند. اما فصل برداشت محصول با مالکنون وکوچ تداخل داشت. وقتی عشایر در ماه اردیبهشت آهنگ کوچ می کردند هنوز محصول کشاورزی سرپا و موسم درو و برداشت نرسیده بود. اما ایل مجبور بود طبق عادت سالانه خود را به مراتع و چشمه سارها در مناطق کوهستانی برساند. از آن سو ساختار اجتماعی زندگی ایلی مبتنی برخانواده و متکی به آن بود.برای یک ایلیاتی باارزش تر از خانواده نبود. ناگوارترین و تلخ ترین صحنه زندگی یک ایلیاتی دوری از خانه،خانواده و خویشان بود.

جو,گندم,کاه ,سه محصول راهبردی برای هر ایلیاتی. اهمیت این محصولات به اندازه ای بود که وی را مجبور می کرد بماند,گرما طاقت فرسای گرمسیر ، گزند و آسیب حشرات گزنده و حیوانات درنده را به جان بخرد و اندوه دوری و فراق عزیزان را تحمل کند. , تا در این زندگی خودگردان ,با برداشت محصول,بخشی از قوت خود و احشامش را فراهم سازد.

اما آنچه دل با صفای ایلیاتی دور مانده از زن و فرزند را تسلی و تسکین می داد و بر درد و غم و قصه او مرحم می گذاشت, بیدادها ,نجواها و دل گفته های او بود که عشق بی آلایش وی را به خانه و خویشان به نمایش می گذاشت. بیدادتر آن که آنانی که می ماندند، جوانترها بودند, همان هایی که در اوان زندگی خانوادگی بودند یا به تازگی خاطرخواه خود را خواستگاری کرده و یا با نوای پرشور و دلنشین خود در جستجوی جفت خویش, خوش خوانی می کردند.
این آوازه ها  و بیدادها چون توسط دروگران دور از خانه و خویشان و در فصل دور و برداشت محصول خوانده می شد،اصطلاحاً«برزی یری»یا همان «برزگری»یا«برزیگری»نامیده شدند.در مناطق مختلف به آنها«بائرو»،«دروگری»،«سرخرمنی»،«گل درو» و... نیز گفته می شود.
معروف ترین اشعار برزی یری دو تصنیف معروف است.«شلیل»و« برزی یری»که هر دو را استاد آواز بختیاری مرحوم علاء الدین به بهترین نحو ممکن سروده است.
 
برزگری شرح اندوه فراق و هجران، برزگرانی است که درحسرت همتا و عزیزان دورمانده،شوریده تر از مجنون و دلداده تر از فرهاد، با سوز د ل و گدازی معنی دار می خواندند.

ویژگی بارز اشعار برزی یری دو چیز است:

1- تابلویی است در شرح و بسط غم فراق و بی تابی برزگران که در عین سادگی بسیار هنرمندانه ترسیم شده است.
2- آن سوی تابلوی برزی یری هوی وصال و امید به دیدار عزیزان است. آنچه مرارت ها و سختی ها را برای دروگر آسان می کند امید به پایان خوش سختی ها و رنج هاست.برزگر امید دارد ,دلتنگی ها غروب می کند فراق به آخر می رسد و به آغوش خانواده بازمی گردد. همین امید است که توان و تحمل وی را چنان مضاعف می کند که همه خطرها و مخاطره ها برایش سهل و آسان می شود.
دردناک ترین لحظه و صحنه برای هر برزگر زمان «کن کن مالا»ست.یا همان مال کنون ، لحظه حرکت و کوچ و آغاز غصه و قصه جدایی. آنجا که دروگر با یادآوری آن فراق جانکاه، احساسات خود را بروز می دهد و اندوه خود را با سوز دل بیان می کند و می گوید:
                     کن کن مالا، دلم رهد وابا سون            بیو بریم زار بزنیم ،جا وارگه ها سون

تحمل این جدایی و هجر برای برزگر چنان سخت و دشوار است که در توصیف و شرح فاصله ها ،زبان دلش فریادی عمیق و ناله ای جانکاه سر می دهد و می گوید:

                     تو به دیر مو به دیر، کٌه وسته میونه         مر خدا طاقت بده ،دل هر دومونه

هر غروب که برزگر  به آشیان فراق بازمی گشت گذشته را ورق می زد.خوب به یاد می آورد. که درپایان هر روز تلاش و کوشش  وقتی به خانه بازمی گشت ,زن و فرزند با قشنگ ترین احساس، با حجب و حیای خاص ایلیاتی، با گفتن «نخسته» گوش جانش را نوازش می کردند و با شیرینی نگاه خود، خستگی را از تنش دور می ساختند.پروانه وار به دورش می چرخیدند، خار از دستانش بیرون می آورند؛ برزگر نفس راحتی می کشید و با بازدم خود همه تلخی ها و خستگی های روزانه را از خود دور می کرد. اما اکنون با تن خسته و دستهای زخمی، مقابل چاله ای سرد و خاموش قرار گرفته که زبان مهربانی نمی داند این چنین است که غم و غصه نیز بر خستگی افزوده می شود, بغض کهنه فراق در گلویش می ترکید،بی تاب یار و محبوب می گشت و این چنین بود که در داستان زندگی ، نجوا و ناله همراه و مونس همیشگی وی می شد:

                یکی نه ایخام، داد و بیدادنه بخوونه                 بکنه خاز ز دلم ,گل وه جاس بنشونه

شب ها برزگران که گویی عمیق ترین درد مشترک آنان ,جدایی و غربت است ,زیر  برچ برچ نور مهتاب ,گردهم نشسته، بیداد سر می دهند« شو دراز و مه بلند،دل نیگره جا »تا غم فراق برایشان سهل و آسان شود. طنین صدای آنان در کوه و صحرا حکایت از آن دارد که بی تاب وصال یار شده اند. یکی ناله می کند:

              زهــر مارم با، نون و گندم نو                   يارم به ییلاق ، ناشتا ایزنه دو

غافل از اینکه باد نوای وی را به گوش دلداده در ییلاق می رساند و او نیز در جواب می گوید:

              زهــر مارم با، نون و گندم و مـاس          يار خوم به گرمسير ، ناشتا ایكشه داس

دیگری که بسیار رنجیده از غربت عشق نشان می دهدزمزمه می کند:

            ای شمال باد وید،  بیو برس وه دادم               خوری سی مو بیار،تا بکنه شادم

از آن طرف نجوایی شنیده می شود که می گوید:

                 کاشکی مو بیدم ای، مرغ وه مین هووشت      ورچیدم خیرده برنج، زیر نال کووشت

سحرگاهان «میر مات»(سردسته) که هوای خانه بی تابش کرده,فرمان برپا می دهد.از برزگران می خواهد با تلاش بیشتر  پایان دوری و فراق را ورق بزنند.

                کی خلاص ایبم ز ای مات گندم         وارستن برزی یرون ، مو په سی چه مندم
                میرمات بنگ ایزنه، غله مند سر پا           داست تند تند بکش، نمهنی به گرما
 
و داس ها تند تند کشیده می شود .............



موضوع مرتبط:
                                کارآوا، سرود های کار در بختیاری

 

 

نوشتن دیدگاه

* نمایش نظرات به منزله تائید آنها نمی‌باشد.
* مسئولیت نظر با کاربر می‌باشد.
* ایمیل فعال خود را وارد نمایید.
* در صورت امکان نام و شهرت خود را کامل وارد کنید.


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

درباره ما

تازه‌های کتاب

 کتاب «نخستین جرعه از این جام» میزبانی و قهرمانی تیم ملی فوتبال ایران در جام ملت های آسیا (۱۳۴۷-۱۹۶۸) را از زوایای سیاسی-اجتماعی و ورزشی با نگاهی تازه مورد کنکاش قرار داده است.
 شیمبار (شیم بار) جلگه گرمسیری شیمبار در شمال خوزستان واقع گردیده و تقریباً نزدیک به نقطه صفر مرزی بین استان خوزستان و چهار محال بختیاری قرار دارد. این منطقه گردشگری از توابع بخش چلو شهرستان اندیکا می باشد که در 45 کیلومتری شهر قلعه خواجه  و یکصد کیلومتری مسجدسلیمان و220 کیلومتری اهواز است.  
 «فراز و فرود ایل کیان ارثی با تاکید بر ظهور و سقوط محمدتقی خان بختیاری» عنوان کتابی است که توسط مصطفی علیزاده گل سفیدی به نگارش درآمده و آماده چاپ شده است. در این کتاب با استناد به منابع مختلف تاریخی به بررسی ایل کیان ارثی و روسای آن از دوره صفویه تا 50 سال پیش پرداخته و شامل 5 فصل به شرح ذیل است: