بررسی علل و روند گسترش تشیع در قلمرو اتابکان

مقدمه:
در كشور ما ايران، اقوام و گروه هاي مختلفي زندگي مي كنند كه در بين این  اقوام ، «قوم لربزرگ» در پيروي از مذهب شيعه پيشينه ديرينه دارد و تمامي اعضاء آن پيرو مذهب تشيع هستند. بديهي است كه اعضاء هر گروه و قوم تا حد زيادي، تحت تأثير عقايد و باورهاي خود قرار دارد و تأثير دين و مذهب بر زندگي فردي واجتماعي انسان بر كسي پوشيده نيست. دين و مذهب در تعيين جهان بيني و نگرش فرد به جهان پيرامون و تفسير آن، در پيدايش ارزش ها،  آرمان ها و هنجارها و عادات و سنن ، در برقراري روابط و مناسبات فردي و اجتماعي، در شكل گيري و تكوين گرايش هاي گوناگون، در انتظام و انسجام اعضاء جامعه، در هويت بخشي به افراد، در خوش بيني و بدبيني به حال و آينده و در ساختارهاي اقتصادي و سياسي و هرم قدرت، سهم و نقش مؤثر و فراواني دارد. لذا آگاهي از عقايد و باورهاي مذهبي در دوره هاي مختلف تاريخي مي تواند ما را در يافتن پاسخ بسياري از پرسش ها در اين زمينه ياري رساند و علل، ريشه ها و زمينه هاي فكري و عقيدتي بسياري از رفتارها و اعمال فردي و گروهي را تبيين نمايد.
در راستاي تبيين «علل گسترش تشيع در قلمرو اتابكان لر بزرگ» كه مسأله اساسي و اصلي پژوهش است سئوالات ديگري نيز مطرح مي شود كه عبارتند :
1-  پيشينه ي اعتقادي مردمان ساكن منطقه لر بزرگ چگونه بوده است؟

 2-  حاكمان اتابكان لر بزرگ پيرو چه مذهبي بودند؟
3- وضعيت تسنن و تصوف در قلمرو آنان چگونه بوده است؟
4- چه عوامل، شرايط و زمينه هايي در نفوذ، اشاعه و پذيرش مذهب تشيع در منطقه لر بزرگ مؤثر بوده است؟
در خصوص پيشينه ي تحقيق«گسترش تشيع در قلمرو اتابكان لر بزرگ» اگرچه در برخي منابع دوره ي ايلخاني به خامه مورخان مطالبي نگاشته شده است، و بسياري از مؤلفان ، سفرنامه نويسان و پژوهشگران ضمن پرداختن به تاريخ، فرهنگ، آداب و رسوم و سنن اين قوم ، به اختصار درباره مذهب، باورها و معتقدات ديني آنان مطالبي ارائه نموده اند، ليكن در تحقيقات جديد در حد تتبع، به طور مستقل پژوهشي منسجم كه مبتني بر ريشه يابي و شناخت علل گسترش تشيع در قلمرو اتابكان لر بزرگ باشد، انجام نشده است. هرچند بايد از محققان و سفرنامه نويسان خارجي مانند لايارد ، مكبن روز، ديترامان،گارثويت4و ... ياد كرد كه درآثار خود صرفاً به مذهب و برخي باورهاي ديني بختياري ها كنوني، آن هم به اختصار اشاره كرده اند.
محققان و پژوهشگران داخلي مانند اصغر كريمي، جواد صفي نژاد، سكندر بهاروند امان اللهي و مؤلفان قومي و محلي نظير عكاشه و عبدالعلي خسروي نيز فقط به تاريخ سياسي قوم لر و بختياري پرداخته اند. درباره مذهب و رواج تشيع در اين منطقه پژوهشي علمي و مستقلي صورت نگرفته است.
مقاله حاضر را مي توان پژوهشي مستقل و تحليلي درباره ي «سير تاريخي مذهب تشيع در قلمرو اتابكان لر بزرگ» محسوب كرد كه با هدف تبيين و تحليل علل گسترش تشيع در اين منطقه سازمان يافته است .در اين مقاله سعي شده است تا براي سئوالات مذكور پاسخ هاي قابل قبولي ارائه شود و معلوم گردد ساكنان سرزميني كه لر بزرگ شناخته مي شدند از چه زماني با مباني و تعاليم مذهب شيعه آشنايي پيدا كردند و آن را به عنوان مذهب خود پذيرفتند.

پيشينه ي اعتقادي

از آنجا كه نواحي شرقي و جنوب شرقي مال امير و مسجدسليمان امروزي(پارسوماش)از جمله ايالت هاي مهم دولت عيلام به شمار مي آمدند،و منطقه لر بزرگ(سرزمين كنوني بختياري) قسمت مهمي از حكومت عيلام بود، اگرچه آيين عيلامي ها هنوز به درستي شناخته شده نيست، ولي مي بايست بر پرستش خدايان متعدد باشد .عيلامي ها احترام خاصي براي سحر و جادو، نيروهاي جهان زيرين و عنصر زن قائل بودند . پرستش مار در بين آنان رواج داشته است و مذهب عيلام در تمام دوران ها جنبه جادويي داشته است، براي بين النهريني ها عيلام هميشه سرزمين ساحران و شياطين بوده است.(مجيد زاده، 1370: 50) اطلاعات حاصل ازكاوش هاي باستان شناسي نشان مي دهدكه دين عيلامي ها طي زمان دچار تغييراتي شده است .(پير آميه، 1384: 24تا76) در هزاره ي سوم ق.م. كه مباني مادرسالاري در جامعه وجود داشت ، الهه هاي مادر خدايان، در رأس خدايان عيلام پرستش مي شدند.از جمله الهه «پرتي» كه محل پرستش او در كوه هاي شرقي انشان بود. (حريريان،1377: 145و146)پس از سپري شدن اين دوره بزرگترين خدايي كه مورد پرستش قرار  مي دادند، شوشيناك بود.عيلامي ها بعد از شوشيناك به شش خدا وپس از آن ها به گروهي از ارواح معتقد بودند وهر كدام از ارواح را خداي جايي مي دانستند.(قدياني ،1384 :59)
نقوش برجسته باقي مانده از دوره عيلامي ها در اشكفت سلمان، كول فره  و زيگورات چغازنبيل بيانگر اعتقادات و باورهاي مذهبي ساكنان اوليه منطقه لر بزرگ به خدايان متعدد و رواج و پرستش رب النوع هاي مختلف است . در آثار كول فره مراسم نيايش دست جمعي وقرباني به وضوح قابل تشخيص است . آثار اشكفت سلمان نيز ماهيتي مذهبي دارند و در كتيبه هاي آن از مجموعه خدايان منطقه عيلام ياد شده است .
با قدرت گرفتن پارسيان و تشكيل حكومت هخامنشيان ، احترام به نيروهاي طبيعت و در رأس آن ها اهورامزدا از اعتقادات خاص پارسيان دوره ي هخامنشي بود،آثار باقي مانده از اين دوره نظير تپه مسجدسليمان، بردنشانده در سرزمين لر بزرگ از رواج باورهاي اعتقادي پارسيان در اين منطقه حكايت مي كند .
در سراسر منطقه لرستان آثار و بقاياي معابد مختلفي به چشم مي خورد كه بيانگر روزگاري است كه در بين مردم اين ناحيه آيين مهرپرستي رواج داشته و مردم اين منطقه به ستايش ايزدبانو«آناهيتا» مشغول بوده و در اين معابد به ذكر ونيايش  مي پرداخته اند.
وجود معبد مقدس اشكانيان در محلي به نام « شمي» كه پايتخت تابستاني سلسله اشكانيان بود ودر 45 كيلومتري شمال شهر مال امير واقع شده است از عظمت واهمّيّت اين منطقه و رواج ميترائيسم(مهر پرستي) پرده برمي دارد)گوتشميد،1356: 30)
وجود آتشكده هاي فراوان در سرزمين لر بزرگ نشان دهنده ي نفوذ دين زردتشت در اين منطقه در دوره ي ساسانيان است .برخي از اين آتشكده ها در اصفهان و خوزستان تا قرن چهارم هجري برپا بوده اند. از جمله ي اين آتشكده ها ، آتشكده اي بود كه در مال امير (ايزج) وجود داشت و تا زمان هارون الرشيد عباسي فعال بوده است (ابودلف،1342: 87)
ظهور زردتشت واشاعه انديشه هاي وي در بين ساكنان نقاط مختلف ايران‌، از جمله لرستان ،‌نتوانست از اعتقاد آن ها به مهر پرستي بكاهد . به طوري كه امروزه نيز مي توان پاره اي از باورهاي كهن را در اعمال وگفتار مردم اين منطقه مشاهده كرد.يادگاري هاي از اين اعتقادات همچون، احترام و حتي گاهي سوگند ياد كردن به نيروهاي طبيعت مثل درختان ، آتش ، آب ، آفتاب، روشن كردن شمع و ... از اين قبيل اعتقادات به شمار مي روند.
درقرون نخستين اسلامي كه ايران مورد حمله اعراب مسلمان قرارگرفت ، منطقه لرستان نيز به دست مسلمانان عرب افتاد، و اسلام به تدريج جاي خود را در دل مردم ايران باز كرد و حاكمان تبليغات فراواني براي اشاعه دين اسلام به عمل آوردند ، ساكنان منطقه لرستان نيز به اتفاق به مذهب اهل سنت كه مذهب رسمي خلفا بود، درآمدند. در كنار مذهب رسمي ، رگه هاي از اعتقادات كهن زردتشتي ، مهرپرستي وديگر اعتقادات در ميان ساكنان لرستان وجود داشت .
با آغاز قرن چهارم هجري و روي كارآمدن دولت شيعي آل بويه در ايران،(در فاصله زماني 322 تا 447 ه..ق.) مذهب تشيع در لرستان پيرواني يافت ،(جعفريان، 1371: 239تا247) آل بويه با تحت سلطه داشتن قسمت هاي مهمي از ايران كه سرزمين لرستان نيز قسمتي از آن به شمار مي رفت يكي از عوامل تقويت و گسترش تشيع در اين منطقه بودند . اگرچه با فروپاشي آل بويه و حاكميت تركان سلجوقي ، مذهب تسنن باز قوت گرفت .

 وضعيت مذهب در دوره ي اتابكان لر بزرگ (550 تا 827 ه.ق.)

تغيير وتحولات در باورها و اعتقادات مذهبي ساكنان قلمرو اتابكان لر بزرگ ، در دوره ي زمامداري آنان -  كه سه سده از 550 تا827 ه.ق. تداوم داشت – چشمگير است ، در كنار مذهب تسنن كه عقيده حاكم و آيين رسمي بود ، تمايل به تصوّف رونق بسياري يافت ، در كنار تمايلات صوفيانه وحاكميت مذهب تسنن، گرايش به تشيع وارد مرحله جديدي شد وساكنان لرستان به تدريج به آيين تشيع گرايش پيدا نمودند . تحليل روند تحولات مذهبي دوره اتابكان لر بزرگ در سه محور تسنن، تصوف و تشيع قابل بررسي و مطالعه است كه به آن پرداخته  مي شود:

مذهب تسنن

تسنن مذهب رسمي وحاكم بود ، ابوطاهر(550 تا 600ه.ق.) بنيانگذار اتابكان لر وبرادرش (محمد) از خلفاي عباسي تبعيت مي كردند ، و وي مدتي از ايّام را در دارالخلافه به سر مي برد و خليفه المقتفي بامرالله (530تا555 ه.ق.) مقداري از اراضي لر بزرگ را به اقطاع به او واگذار كرده بود .(غفاري قزويني، 1343: 170)
حضور ابوطاهر و برادرش در دستگاه المقتفي بامرالله(530 تا 555 ه.ق.) خليفه عباسي، مؤيد گرايش آنان به مذهب تسنن است . همين طور نصرت الدّين هزار اسب- دومين اتابك لر(600تا 626ه.ق.)- نيز با خليفه عباسي الناصرلدين الله (575 تا 622ه.ق.) رابطه حسنه داشت وپسر خود تكله را به خدمت خليفه فرستاد و از او لقب اتابكي درخواست نمود ، خليفه نيز او را مورد تفقد و رحمت خود قرار داد و جهت او منشور وخلعت فرستاد.(مستوفي،1364: 542)
به نظر مي رسد حضور ابوطاهر و برادرش در دارالخلافه بغداد و روابط خوب نصرت الدين هزار اسب(600 تا626 ه.ق.) با خليفه ي عباسي الناصرلدين الله دليلي بر سياست مذهبي اتابكان باشد . زيرا اگر اين حكام شيعه بودند، خليفه هرگز براي آنان منشور و خلعت نمي فرستاد و حكومت آنان را تأييد نمي كرد. اتابك تكله اگر چه در اردوكشي هولاكو به بغداد شركت داشت امّا بر قتل خليفه و شكست اهل اسلام تأسف و تحسر مي خورد .(مستوفي، 1364: 543)
با فروپاشي خلافت عباسي اتابكان تحت نفوذ وسيطره ي ايلخانان مغول قرار گرفتند،اما هم چنان تمايلات مذهبي خود را حفظ نمود، ودر اين زمينه از هيچ كوششي دريغ نمي ورزيدند ، اتابك نصرت الدّين احمد (733-695 ه.ق.) مردي ديندار و در امور مذهبي متعصب بود . وي اقدام به احداث خانقاه ها و زاويه هاي فراوان در منطقه لر بزرگ از جمله مال امير نمود.(ابن بطوطه،1370: 248 ) ويكي از فعال ترين ديوان هاي عهد وي ديوان اوقاف بود كه مخارج خانقاه ها ومدارس مذهبي را تأمين مي كرده است.(شبانكاره اي ، 1363: 209)
بنابر گزارش مؤلف تاريخ گزيده(تاليف 731 ه.ق.) :«او در آن ملك سيرت پسنديده پيش گرفت و اوامر و نواهي شرعي را رواجي هرچه تمامتر داد واز آن وقت باز تاكنون كه قريب سي و پنج سال است ، در آن ملك بر ظاهرغيرشرعي هيچ امري نرفته است .»(مستوفي ، 1364: 548)
هندوشاه نخجواني مؤلف تجارب السّلف كه از منشيان معروف و از مؤلفان قرن هفتم و هشتم هجري بود، كتاب خود را به اتابك نصرت الدّين احمد(695تا 730 ه.ق.) اهدا نموده است دين پناهي اتابك احمد را ستوده است و در مقدمه اين كتاب او را با صفاتي نظير «مؤيد قواعداسلامي ، حامي حوزه ي يقين ، راعي بيضه دين ، نصرت الحق والدنيا ، عون اسلام و غياث المسلمين المختص بتأييد الله رب العالمين » ياد مي نمايد . اجدادش را مسلمان معرفي مي نمايد « اباعن جد به سمت اسلام مرسوم باشد.» (نخجواني ، 1344: 1و2)
تمايل به تسنن و تعصب مذهبي نسبت به آن در دوره ي اتابك يوسف شاه دوم(740-733) كه بعد از اتابك احمد به زمامداري رسيد،نيز ادامه داشت تا جايي كه در عهد او به شيوه دوره اتابك احمد كسي جرأت نداشت كه ظاهراً شراب خورد و يا به فسق بپردازد.(شبانكاره اي ، 1363 :209)
در زمان اتابك مظفرالدّين افراسياب دوّم؛ مدارس وخانقاه هاي زيادي در مال امير و لرستان فعّال بودند، علما ودانشمندان در اين محافل به آموزش وفعّاليت هاي علمي و مذهبي مشغول بودند ،از جمله ي آنان  مي توان به شرف الدين فضل الله حسيني قزويني صاحب اثر «المعجم في آثار ملوك العجم» (حسيني قزويني، 1381: 6و7) ، شمس الدين بن فخرالدين اصفهاني معروف به شمس فخري صاحب كتابي به نام معيار نصرتي ، خواجه سعيد الدين هروي از شاعران قرن هفتم و هشتم و هندوشاه نخجواني را مي توان نام برد كه در    دوره ي نصرت الدين احمد در دربار او بودند و آثار خود را به نام اين اتابك تأليف كرده
اند.(صفا،1371: ج3، 355و1281) شيخ الشيوخ مال امير شخصي به نام شيخ نورالدّين كرماني بود كه نظارت همه خانقاه ها را برعهده داشت ومورد احترام بسيار مردم و بزرگان دولت و متنفذان پايتخت بود. ابن بطوطه از مدرسه اي درهلافيجان(هلايجان) ياد مي نمايد كه در داخل اين مدرسه مسجدي وجود داشت كه در آن نماز جمعه خوانده مي شد.(ابن بطوطه، 1370: 243-244) دراطراف اين اتابك فقهايي بودند نظير مولانا فضيل ومحمود فقيه كه حكم مشاور اتابك را داشتند. (ابن بطوطه،1370: 244)عنوان «مولانا» براي اين فقها خود دليل بر گرايش آنان به تسنن است ،سنگ قبرهايي كه از دوره ي اتابكان پيدا شده و اسامي خلفاي راشدين بر روي آن ها حك گرديده است(خسروي، 1372: 543و544) و همين طور اسامي برخي از اتابكان، گوياي سياست مذهبي امراي اتابك لر بزرگ است.

رواج تصوف در قلمرو اتابكان لر بزرگ

با وجود مذهب حاكم و رسمي تسنن و روند گسترش تشيع در سرزمين لر بزرگ ،‌تصوف  و صوفي گري نيز در اين منطقه رواج داشته است . اگرچه تصوف سابقه اي بسيار طولاني داشت و به صدراسلام برمي گشت ليكن در قرن هفتم هجري گسترش بيشتري يافت.
تسلط مغولان بر جامعه آن روز ايران و سرخوردگي مردم از برخي روحانيون كه در دسيسه بازي ها و فرقه گرايي ها نقش بسزايي داشتند ، مردم اين منطقه را به تصوف متمايل ساخت .در تصوف ظاهراً گناهان مردم بخشوده  مي شد و از اين رو تصوف باب گشوده اي بود به مدارا و آزاد انديشي ، مردم در پناه آن آرامش از دست رفته خود را باز مي يافتند. در دوره ي مغولان تصوف آن چنان گسترش گرفت و در همه شئون زندگي وارد شد كه جايگاه علم فلسفه را در حوزه هاي درس يافت و حتي در مدارس عرفان بر علوم فقهي غلبه كرد.( بياني ، 1371: ج2 ،656)
براي رشد و گسترش  تصوف در دوره ايلخانان مي توان علت هاي زير را برشمرد:
1- شكست خوارزمشاهيان در برابر مغولان وفروپاشي اسماعيليه وخلافت بغداد ودگرگوني بنيادي زندگي اجتماعي – اقتصادي مردم .
2-  رخنه فرهنگ مغولان در بين ايرانيان كه تا حدود زيادي با قواعد وسنن روزمره تصوف وجوه توافقي داشت .
3-  بي پناهي و نبودن مراجع دادخواهي و حزن واندوه، سبب روي آوردن مردم به خانقاه ها و گسترش تصوف شد .
4-  بازگشت به سوي فرهنگ پيش از اسلام كه ناشي از ركود ورخوت پديد آمده در دين بود و نيز مصائبي كه بر كشور آمده بود. گرايش به تسنن در اين دوران در سراسر ايران رواج داشت ، و سرزمين اتابكان لر بزرگ نيز به دور از اين گرايش هاي صوفيانه نبوده است . علائم ونشانه هاي فراواني از رونق تصوف در بين اتابكان لر و ساكنان قلمرو آنان وجود دارد كه ما را به وجود گرايش هاي صوفيانه در لرستان رهنمون مي سازد. در آيين تصوف قدرت واهمّيّت شيخ تا بدان پايه بود كه آنان را مي توان پادشاهاني بي تخت وتاج دانست كه بر مردم فرامانروايي داشتند ، ابن بطوطه از جايگاه والاي اين شيوخ در نزد اتابكان و بين مردم لرستان ياد مي كند از جمله شيوخ صوفي لرستان ، شيخ نورالدّين كرماني است كه شيخ الشيوخ مال امير بود و نظارت بر همه خانقاه ها را بر عهده داشت . بنابر گزارش ابن بطوطه: سلطان احترام زيادي درباره ي اين شيخ مرعي مي داشت و به زيارت اومي آمد ، بزرگان دولت ومنتفذان پايتخت نيز هر صبح وشام به زيارت او مي آمدند.(ابن بطوطه، 1370: 240 و339) همين طور ابن بطوطه از شيخ شرف الدّين موسي پسرامام صدرالدّين سليمان كه از اولاد سهل بن عبدالله بوده است ،ياد مي كند و او را شيخي با مكارم اخلاق، فضايل بسيار و جامع بين مراتب دين ودانش معرفي  مي كند .(ابن بطوطه ،  1370:238)
از ديگر مكان هاي مرتبط با تصوف خانقاه ها بوده است كه درقرن هفتم وهشتم هجري يكي از مهّم ترين مراكزسياسي ، اقتصادي و مذهبي به شمار مي رفتند كه مي توان آن را نهادي با تشكيلات وسيع دانست كه سراسر مملكت را زير پوشش خود داشت . در اين راستا نيز در قلمرو اتابكان لر بزرگ ، اتابك نصرت الدّين احمد ، چهارصد وشصت خانقاه ساخت كه چهل وچهارتاي آن در مال امير مركز حكومت بنا گشته بود . و از مالياتي كه اخذ مي نمود يك سوم آن را مصرف مخارج زوايا وخانقاه ها مي نمود . يكي از معروفترين اين خانقاه ها در مال امير خانقاه دينوري بود كه محل فعاليت هاي مذهبي وآموزشي شيخ الشيوخ آن جا – شيخ نورالدّين كرماني – بود .(ابن بطوطه،1370: 240)
 
وجود اين زوايا وخانقاه ها در سرزمين لرستان و مركز حكومتي اتابكان لر بزرگ-مال امير- خود حكايت از گرايش وتمايلات صوفيانه و رواج تصوف در اين منطقه دارد. به نظر مي رسد صوفي گري در اين دوره و در اين منطقه رنگ وصبغه ي شيعي داشت و شايد جمعي از شيعيان بر اساس اصل تقيه خود را صوفي و درويش معرفي مي كردند ، در همين زمينه مي توان به گفته ي ابن بطوطه استناد كرد كه مي نويسد : « در خارج شهر ]شوشتر[مزار متبركي است ... . اين مزار زاويه اي هم دارد كه گروهي از دراويش در آن بسر مي بردند و مي گويند كه مزار مزبور قبر زين العابدين علي بن حسين است .»(ابن بطوطه،  1370:237)
كثرت خانقاه ها ، زوايا وبقاع متبركه در قلمرو اتابكان و زندگي شيوخ و دروايش در اين بقاع، در شرايطي كه مذهب شيعه قوت بيشتري يافته بود و به سرعت در حال گسترش بود مي تواند جريان هاي صوفي گري با صبغه شيعي را توجيه نمايد.
فعاليت «نهضت حروفيه» در لرستان دليل ديگري بر گرايشات صوفيانه شيعي در سرزمين لر بزرگ است ، اين فرقه كه ازغلات شيعه مي باشد وخود را اهل حق يا اهل حقيقه مي دانست. معتقدندكه « همه حروف مقدسند ودر هر حرف رازي وجود دارد وحروف الفباء منسوبات انساني مي باشند يعني مظهر حروف جمال انسان است .» (مشكور، 1368: 153)از آن جا كه بنيان گذار اين فرقه «فضل الله نعيمي استر آبادي» در نيمه دوم قرن هشتم به سير و سياحت پرداخت و به اصفهان مسافرت نمود كه سفر وي به اصفهان دوبار بود كه در مسافرت دوّم مدتي در اين شهر سكونت گزيد ، با توجّه به اينكه ساكنان قلمرو لر بزرگ رفت و آمدي زيادي به اصفهان داشنتد ، اين رفت و آمدها زمينه آشنايي آنان با حروفيان را فراهم كرد. (مستوفي،1362: 154) بنابراين گروهي از لرها جذب تعاليم فضل الله حروفي شدند و به وي گرويدند.
 
مذهب تشيع و عوامل موثر در نفوذ وگسترش تشيع در قلمرو اتابكان

يكي از پيامدهاي هجوم مغولان و حكومت ايلخانان، گسترش نفوذ شيعه در ايران و از بين رفتن اقتدار بلامنازع مذاهب سنت بود، از آن جا كه اتابكان نيز تابعيت ايلخانان را پذيرفتند در قلمرو آنان نيز تحت تأثير سياست تسامح و مداراي مذهبي ايلخانان ،مذهب تشيع گسترش يافت .شواهد بسياري مانند: عموميت داشتن مذهب شيعه در منطقه لرنشين ، محبت ودوستي با خاندان پيامبر(ص) ، كثرت سادات وامام زاده ها و  زيارتگاه ها در اين مناطق، حكايت از پيوندي عميق و ريشه دار ميان قوم لر و مذهب تشيع دارد. همين موضوعات باعث شد تا به علل وعوامل گسترش تشيع در قلمرو اتابكان و وضعيت شيعيان در اين دوره پرداخته شود .
برخي از اين عوامل مربوط به دوران قبل از اتابكان هستند كه بستر را براي گسترش تشيع فراهم نمودند وبرخي به دوره خود اتابكان برمي گردند كه به آن پرداخته مي شود:
 
سفرامام رضا (ع)به ايران

وقتی به دستور مأمون  مسیرعبور امام رضا(ع) را از کوفه به قم تغییر دادند و مسیر او را به طرف شیراز و از طریق قلمرو لر بزرگ به بهبهان و از آن جا به شیراز رفته باشند. برخی منابع از استقبال بی نظیر و گرم قوم لر بزرگ (نیاکان بختیاری ها) از حضرت امام رضا اشاره شده است.(عکاشه،1365: 13تا16) مهاجرت حضرت علی بی موسی(ع) به ایران و تسامح مأمون نسبت به سادات و علویان باعث گردید، گروه های مختلفی از بستگان امام، سادات و علویان برای پیوستن به ایشان ، روانه ایران شدند.به دنبال شهادت امام رضا(ع) مأمون به حکام مناطق دستور داد از حرکت سادات به خراسان جلوگیری كنند.درگيري بين علويان و سپاهيان مأمون باعث گرديد كه تعداد زيادي از علويان و سادات به كوهستان ها و مناطق امن و دورافتاده پناه ببرند.منطقه لر بزرگ درست در مسير عراق به فلات مركزي ايران قرار داشت. لذا گروه هاي علويان و سادات مناطق كوهستاني لر بزرگ پناه بردند كه امروزه بقاع متبركه فراواني كه در منطقه بختياري كنوني وجود دارد، دليل بر اين امر است.    
استقبال مردم ايران ازسفر امام رضا (ع) به خراسان از جمله عوامل گسترش تشيع در ايران است ، به همين دليل پي بردن به مسير دقيق حركت امام رضا(ع) از عراق به خراسان و شناخت منازلي كه در آن ها توقف كرده اند ازاهمّيّت زيادي برخوردار است . وبا توجّه به اينكه بخشي از سرزمين لرستان شاهد عبور كاروان امام بوده است ، بدون شك اين مناطق از نتايج اين سفر بي بهره نمانده است .
 
حاكميت آل بويه بر سرزمين لر بزرگ

آل بويه براي دست يابي به قدرت ، مجبور بودند با مخالفان خود وارد جنگ شوند، كه بيشتر اين    جنگ ها در محدوده ي قلمرو لرها در گرفت . لرها در تشكيل حكومت آل بويه وبه قدرت رسيدن آنان سهم بسزايي داشتند،زيرا بخش قابل توجهي از  سپاهيان آل بويه را لرها تشكيل مي دادند.(مستوفي ، 1364 :410) پيوستگي لرها با آل بويه به حدي است كه بسياري از محققان وجه تسميه بختياري را به عزالدوله بختيار نسبت مي دهند.(عليزاده گل سفيدي،1388: 100) حكومت آل بويه در قرن چهارم قسمت هاي مهمي از ايران از جمله، سرزمين لرستان را تحت سلطه خود درآورد ، اين حكومت كه يك حكومت شيعي بود، در گسترش و ترويج مذهب شيعه اقدامات مناسبي را انجام داد كه يكي از عوامل مهم تقويت و گسترش تشيع درسرزمين لرستان است . با روي كار آمدن دولت شيعي مذهب آل بويه ،آيين تشيع در لرستان پيرواني  يافت ، اگرچه نفوذ تشيع به سرزمين لرستان سابقه اي    طولاني تر از اين داشت ،ليكن قدرت گرفتن آل بويه در اين مناطق به گسترش آن كمك نمود
در قبال خدمات لرها، آل بويه در عمران وآباداني مناطق لر وشهر مهم آن مال امير( ايزج) بسياركوشيدند تا جائي كه پل معروف ايذج به دستور ابوعبدالله محمد بن احمدالقمي ،معروف به شيخ وزير آل بويه (حسن ركن الدوله) تعمير شد .(ابودلف،1342: 93) آل بویه به گسترش مذهب شیعه و برگزاری مراسم و مناسک مذهبی آنان از جمله رسمیت یافتن سوگواری حضرت سیدالشهداء(ع) اهتمام ورزیدند. در دوره آنان بسیاری از علماء و بزرگان دینی فرصت مناسبی به دست آوردند تا به نشر افکار مذهب شیعه بپردازند.آل بویه حتی بر بغداد و دستگاه خلافت عباسی نیز احاطه پیدا کردند لذا به تقویت و گسترش تشيع بسیار مدد رساندند. در نتیجه حاکمیت آل بویه، مذهب شیعه در منطقه لرستان گسترش فراوانی یافت و شیعیان و سادات مستقر در منطقه موقعیتی مناسب یافتند تا به تبلیغ مذهب خود و جذب پیروان بیشتر بپردازند.(عليزاده گل سفيدي،1388: 101و102)
حکومت دیگری که در فاصله سال های 348 تا 406 هجری به وجود آمد كه نسبت به شيعيان تسامح و مدارا داشت ،آل حُسنَویه کرد بود که بر بخش هایي از کردستان، لرستان و خوزستان که بخشی وسیعی از مناطق لرنشین را نیز شامل می شد، حکمرانی داشت.(ابن اثیر، 1348: ج15، 353) علویان نیز که تعداد آنان بسیار بود آزادانه در قلمرو آنان به تبیلغ مذهب خود می پرداختند. شواهد فوق دلالت بر آن دارد که مناطق لر نشین، یکی از مهمترین پایگاه های مردمی شیعیان بوده است و با آل بویه و آل حسنویه نیز پیوند نزدیک داشتند.

بستراجتماعي ، فرهنگي و جغرافيايي سرزمين لربزرگ

از قرون اوليه اسلامي با تشكيل خلافت اموي و پس از آن عباسي ، شاهد شكل گيري مخالفت هايي با دستگاه خلافت از سوي علويان هستيم، كه مخالفان از سوي دستگاه خلافت مورد تعقيب قرار مي گرفتند و براي حفظ جان وعقيده خويش مجبور به مهاجرت به سمت مناطق دور و صعب العبور مي شدند،سرزمين لر بزرگ به علّت شرايط جغرافيايي و وجود كوه هاي صعب العبور منطقه اي بود كه مي توانست مورد توجّه اين گونه افراد قرار بگيرد
پس از تصرف ايران به دست مسلمانان به علّت حفظ متصرفات و همچنين رفاه و آباداني و رونق فراوان مناطق ايران به ويژه از قرن دوم هجري به بعد گروه ها و قبايل بسياري از اعراب به نقاط مختلف ايران مهاجرت كردند برخي از اين قبايل يا شيعه بودند و يا گرايش به شيعه داشتند، يعقوبي در همين زمينه آورده است :« در فريدن در منطقه جرمقاسان(گلپايگان) در اطراف مردمي از عجمان قومي از عرب از قبيله همدان زندگي مي كنند.» (يعقوبي، 1356 : 50 و51) قبيله ي همدان از قبايل عرب بودند كه به وسيله حضرت  علي (ع) با اسلام آشنا شدند و با تأسيس شهر كوفه بخش مهمي از جمعيت كوفه را تشكيل دادند و از پيروان تشيع به شمار مي رفتند (جعفريان، 1371: 120) با توجه به اينكه فريدن بخشي از قلمرو لر بزرگ و گلپايگان در جوار مرزهاي شمال لر بزرگ قرار داشت، با استقرار قبيله اي شيعي همدان در منطقه ، در اشاعه و رواج مذهب شيعه در منطقه كوشيدند.
همجواري قسمت هايي از مناطق لرنشين  خوزستان با شهرهاي شيعه نشين عراق به خصوص شهر كوفه كه مركز تجمع شيعيان  و انجام فعاليت ها ي فكري آنان به شمار مي رفت، باعث نفوذ افكار و  عقايد شيعي به اين سرزمين شد .
سرزمين لرستان به لحاظ اقتصادي و معيشتي نيز مي توانست در قرون نخستين اسلامي مورد توجّه اعراب قرار گيرد به گونه اي كه دسته هاي بزرگي از قبايل عرب همه ساله به ايران مهاجرت مي كردند. و به علت همجواري مناطق لرستان بامحل سكونت اعراب، باعث ورود آنان به اين سرزمين مي شدو گرايش هاي مذهبي واعتقادي مهاجران عرب بر مردم بومي بي تأثير نبوده است .
يكي ديگر از علل فعاليت شيعيان در قرن پنجم هجري در مناطق لر بزرگ و پايتخت اتابكان(مال امير) وجود خاندان «آل بنجير» است كه خانداني از سادات حسيني بودند و اغلب عارف، دانشمند، شاعر، قاضي و پيرو طريقت بودند و بسياري از اشخاص سرشناس آن شهرت ايذجي و خوزي دارند.(فخرالزماني قزويني، 1375 : 937)سر سلسله آل بنجير، شيخ الاسلام قطب الاولياء عبدالله بن يقظان الايذجي الخوزي مي باشد كه از مشايخ زمان خود بوده و كتابي در تصوف به نام«امد القصي الحمد» به وي نسبت مي دهند.( فخرالزماني قزويني، 1375: 937)
 
به طور كلي منطقه ي عشايري و كوچ نشين لر بزرگ به علت كوهستاني  و صعب العبور بودن و همين طوردور بودن از مركز حكومت مي توانست محل امني براي رشد تفكرات مخالفان دستگاه خلافت نظير شيعيان باشد .در اثبات اين موضوع مي توان به موارد زير اشاره نمود :
1- كثرت سادات ، امام زاده ها و زيارتگاه ها در منطقه ي لربزرگ .كثرت قبور اين امام زاده ها گوياي اين حقيقت است كه بسياري از آن ها سادات و علويان بودند كه از قرون دوم و سوم هجري به تدريج وارد اين منطقه شدند و در آنجا سكونت نمودندكه مي توان به مقبره ي سلطان ابراهيم در منطقه ي كارتاي ايذه ، بقعه ي امام زاده سيد صالح در مرغاي ايذه و مقبره ي سيد محمود در روستاي ميانگران سفلي ايذه اشاره نمود.(عليزاده گل سفيدي، 1380: 146)
2-وجود خانواده هاي سادات در منطقه لر بزرگ. از جمله مي توان به سادات صالح ابراهيم ، سيد احمد ، بابازاهد، سلطان ابراهيم ، صالح كوتاه ، شيرمرد، شيخ رباط و سادات بوير اشاره نمود.(سليماني، 1387: 49تا52)
3- نمادهاي زباني همسو و هماهنگ با زبان و اسامي مذهب شيعه، زبان مردم منطقه مملو از سوگند به امامان و امام زاده ها و سرشار از واژه ها و اسامي مذهبي شيعه مي باشد كه از گذشته اجداد آنان با اين واژه ها مأنوس بوده اند .(عليزاده گل سفيدي، 1388: 180)

ورود امامزادگان و سادات به لرستان

طي قرون سوم و چهارم هجري شماري از سادات به كوهستان هاي منطقه لربزرگ مهاجرت نمودند و گروهي از آنان در شهر ايذه ساكن شدند كه مؤلف كتاب«مهاجران آل ابوطالب» آنان را از نوادگان امام حسن مجتبي(ع) مي داند.(ابن طباطبا،1372: 90)هم چنين مؤلف كتاب«تهذيب الانساب» كه از نويسندگان اواخر قرن چهارم و اوایل قرن پنجم هجري است به گروهي از نوادگان امام حسن مجتبي(ع) اشاره مي كند كه در ايذه سكونت دارند و به بني جصاص معروف بودند.(عبيدلي ،1413 ﻫ : 146)
در دوره ي بني اميه به سبب آزار ، اذيت ، شكنجه و كشتار علويان، به خصوص در دوران حكمراني حجاج برعراق كه قتل عام شيعيان فزوني يافت ، وبا شهادت بسياري از بزرگان علوي ،‌شيعيان در شرايط بسيار دشواري قرار گرفتند ، در اين شرايط بسياري از علويان ، سادات و طرفداران آنان روانه مناطق دوردست و امن شدند، در همين خصوص مؤلف كتاب «جنبش زيديه در ايران »معتقد است : «فرزندان و نوادگان امامان كه سخت مورد تعقيب عمال خلافت بودند، پنهاني به ايران رهسپار شده ودر شهرها ودهكده هاي دورافتاده و صعب العبور ايران كه به علت حمايت و ياري توده مردم از علويان جاي مناسبي براي خود تشخيص مي دادند، مخفيانه به فعاليت پرداختند.»(حقيقت،1363: 69 و68)
روند مهاجرت امام زادگان وسادات در دوره ي عباسيان نيز ادامه داشت ، وقوع قيام هايي همچون قيام زيد ، قيام محمد بن عبدالله (نفس زكيه )، قيام ابراهيم بن عبدالله ( معروف به قتيل ‌با خمرا) و قيام حسين بن علي شهيد فخ باعث مهاجرت عده زيادي به ايران شد. با ورود امام هشتم به ايران رغبت علويان وسادات براي مهاجرت به ايران بيشتر شد ، پس از تغيير رويه مأمون و به شهادت رسيدن امام رضا(ع) وضعيت علويان تغيير كرد و مورد آزار وتعقيب قرار گرفتند از آن جمله كاروان احمدبن موسي كاظم در شيراز مورد حمله قرار گرفت ودر پي به شهادت رسيدن ايشان، بسياري از همراهان او به مناطق كوهستاني و صعب العبور پناه بردند.(محمدي اشتهاردي ، 1371: 246-247)
منطقه كوهستاني لر بزرگ به علل مختلف از جمله؛ وجود دژهاي تسخير ناپذير كه نفوذ به آن ها بسيار دشوار بود، منابع غني طبيعي مانند آب فراوان ، گياهان وميوه هاي جنگلي گوناگون و شكارگاه هاي بسيار، نزديك بودن به مناطق شيعه نشين عراق، مي توانست پناهگاه امني براي سكونت و مبارزه آنان به شمار آيد .
ساختن بقعه وبارگاه بر سر مزار اين افراد نشان دهنده اين است كه آنان از همان ابتداي زمان شهادت به اندازه اي مورد توجّه مردم بوده اند كه قبر آنان مكان مقدسي قلمداد مي شد ،‌سرزمين لر بزرگ از جمله مناطقي است كه در جاي جاي آن مقابر اين سادات وامامزادگان مشاهده مي شود كه بسيار مورد توجّه و احترام مردم منطقه هستند.

نقش علماي شيعه در گسترش تشيع در سرزمين لرستان

فعّاليت هاي مختلف علماي شيعه در جهت نشر افكار وعقايد شيعه در محدوده ي جغرافيايي سرزمين لر بزرگ ، تأثير به سزايي بر افكار مردم منطقه داشته است .در بعضي از منابع مانند اعيان الشيعه آمده است كه مدارس علوم ديني بزرگي در شهر ايذه فعالبت داشتند كه«ابونعيم احمد بن عبدالله بن احمد اصفهاني» در سال 356 ﻫ.ق. براي تحصيل علم به خوزستان سفر كرد و در شهر ايذج به استماع حديث پرداخت.» (امين،1304ق: 42)  برخي از اين علما در سرزمين لرستان وبرخي در مناطق همجوار فعاليت داشته اند از جمله مي توان به خاندان نوبختي كه خانداني ايراني الاصل واهوازي است كه از نيمه قرن دوم تا اوايل قرن پنجم ﻫ بيشتر در دارالخلافه بغداد مصدر كارهاي كشوري و ... بودند و از جمله آنان مي توان به ابواسحاق اسماعيل بن علي بن اسحاق بن نوبخت و ابوالقاسم حسين بن روح نوبختي اشاره نمود،(اقبال آشتياني ،1357: 3-1) خاندان ديگري كه تاثير فراواني در گسترش تشيع در قسمتي از سرزمين لرستان داشتند خاندان مهزيار بودند كه آرامگاه يكي از شخصيت هاي مهّم اين خاندان به نام حسن بن علي بن مهزيار در روستاي «شش جوان» از توابع شهرستان فريدن اصفهان واقع است كه اين منطقه از جمله مناطق لرستان بود.حسن به علي بن مهزيار از محدثان و علماي شيعه ي قرن سوم هجري است ، پدرش علي (متوفاي 254 ه.ق.)از اصحاب امام جواد(ع) و امام  هادي (ع) و كتاب هايي در فقه شيعه نگاشته است .دو مزار به علي بن مهزيار نسبت داده مي شود :يكي در اهواز و ديگري در جاجرم خراسان شمالي ، حسن بن علي مهزيار معمولاً احاديث خود را از طريق پدرش نقل مي كرد ، در كتب معتبر شيعه احاديثي نقل شده كه يكي از سلسله روات آنان حسن بن علي مهزيار است . خاندان مهزيار اغلب از علما و محدثين بوده اند از ديگر محدثين اين خاندان مي توان از ابراهيم بن مهزيار ، داود بن مهزيار –عمو هاي حسن- و محمد بن علي مهزيار برادر حسن و محمد بن ابراهيم بن مهزيار پسرعموي حسن يادكرد.(سليماني،1387: 53)
  شخصيت ديگري كه در نزد لرها وبختياري ها از احترام زيادي برخوردار است«احمد روزبه» نام دارد، او از شاگردان ابراهيم مرتضي،معروف به سلطان ابراهيم دومين فرزند امام موسي كاظم(ع) بود. سلطان ابراهيم شاگردان بسياري را تربيت كرد كه از مهم ترين آن ها احمد روزبه است كه آرامگاه او درمنطقه اي به نام «كفت گله» مورد احترام مردم است . (مرادي نوروزي ،1377: 167-168)
 
تشيع در دوره ي اتابكان لر بزرگ(550 تا 827 ه.ق.)

در دوره ي اتابكان فعّاليت هاي شيعيان در قلمرو آنان تداوم داشت ، تا جائي كه در دوره ي فرمانروايي اتابك نصرت الدّين هزاراسب گروه هايي از شيعيان به قلمرو اتابكان مهاجرت كردند. در همين زمينه مؤلف تاريخ گزيده مي نويسد : «اقوام بسيار از جبل السماق13شام بدو پيوستند چون گروه عقيلي از نسل علي بن ابي طالب وگروه هاشمي از نسل هاشم بن عبدمناف وديگر طوايف متفرق....»(مستوفي ، 1364: 540)
برخي از محققان معتقدند كه سادات اولاد حضرت علي (ع)از جمله گروه هاي عقيلي و هاشمي ، علوي و شيعه بودند .(جعفريان،1371: 167) و در زمان تعقيب ،آزار وقتل وعام شيعيان به كوه هاي سوريه پناه بردند. زيرا چند منطقه كوهستاني در آن زمان مهمترين پناهگاه سادات وعلويان به شمار مي رفت كه عبارت بودند از كوه هاي شام و لبنان ، مناطق كوهستاني ايران، ارتفاعات يمن و برخي از مناطق مصر.( عليزاده گل سفيدي، 1388: 113)
بر همين اساس نويسنده ي تاريخ و جغرافياي كهگيلويه وبوير احمد معتقد است : خاندان اتابكان لرستان بزرگ نيز در هواداري از شيعيان نقش داشته اند وگفته اند آنان شيعه و از ارادتمندان خاندان علي (ع) بوده اند.(مجيدي ، 1358: 540)اين عقيده مؤلف«تاريخ و جغرافياي كهگيلويه و بوير احمد» با توجّه به رابطه حسنه اتابك ابوطاهر ونصرت الدّين هزاراسب با خلفاي عباسي دور از ذهن به نظر مي رسد .
در دوره ي اتابكان نوعي تساهل و مسامح ديني رواج داشت . شايد وجود شيعيان در اين منطقه سبب گرديد تا اتابكان به اين تساهل تن دهند. آنان با سادات با احترام رفتار مي كردند وبه آنان بخشودگي مالياتي اعطاء مي كردند . در همين زمينه مي توان به سادات ساكن در روستاي بابا حيدر از توابع شهرستان فارسان استان چهارمحال و بختياري كنوني اشاره كرد كه نسب خود را به سيد ميراحمد ابن شاهزاده عبدالله مشهور به شاه قطب الدّين ابن موسي كاظم (ع) مي رسانند اين سادات در دوره ي اتابكان لر بزرگ از پرداخت ماليات معاف بودند. (نجم الملك ، 1362: 162 تا 164)
ابن بطوطه كه در دوره ي اتابك افراسياب فرزند اتابك احمد وارد قلمرو اتابكان شده بود ،مواردي را در سفرنامه خود بيان مي نمايد كه به نوعي  بيانگر رواج تشيع در سرزمين لر بزرگ است . وي به مزار متبركي خارج از شهر شوشتر اشاره دارد كه گفته مي شد قبر زين العابدين علي امام سجاد(ع) است و اهالي شوشتر به زيارت آن مي رفتند ونذرهاي زياد به آنجا مي بردند.(ابن بطوطه ،1370: 237)
همين طور ابن بطوطه از جايگاه و تقرب سادات درنزد اتابك سخن مي گويد:«....... بزرگان شهر از قضات ، فقها و سادات و امرا براي تقريب به حضور اتابك رفته اند ........ وقتي وارد شدم قضات ، خطيبان و سادات به ديوار تالار تكيه زدند.»(ابن بطوطه ،1370:ص 242) در خصوص جايگاه سادات در دستگاه اتابكان بايد به ازدواج سيد صالح -  كه از بزرگان سادات بود و بسياري براين عقيده اند كه ايشان فرزند ابراهيم ثاني فرزند عبدالله فرزند امام موسي كاظم (ع) است – با دختر اتابك پشنگ اشاره كرد كه از يك سو بيانگر جايگاه والاي سادات در دستگاه اتابكان واز طرفي ديگر حضور شخصيت هاي برجسته دين را نشان مي دهد كه در تقويت و گسترش مذهب تشيع بسيار مؤثر بوده اند . (عليزاده گل سفيدي ،1388: 120و166)
گسترش تشيع در سرزمين لر بزرگ يك جريان دنباله دار است كه از همان قرون اوّل و دوّم اسلامي آغازشد و به تدريج با به وجود آمدن شرايط وزمينه هاي مناسب تر اين جريان شكل منسجم تري به خود گرفت در دوره ي زمامداري اتابكان لر بزرگ به علت تساهل و عدم سخت گيري مذهبي آنان ازيك سو و احترام به سادات از سوي ديگر ، جمعيت شيعيان در قلمروآنان از افزايش بيشتري برخوردار شد.
جريان تدريجي و دنباله دار تشيع در قلمرو لربزرگ در قرن هفتم وهشتم هجري تداوم يافت و به سرعت رو به گسترش نهاد كه علل تداوم وگسترش آن را بايد در عوامل زير جستجو نمود:
1- گرايش ساكنان قلمرو اتابكان لر به تشيع در راستاي همان علل و انگيزه هاي تشيع مردم ايران است ، تبعيض و بي عدالتي خلفاي بني اميه و تحقير ملل غيرعرب توسط آنان، ماهيت عدالت خواهانه و ظلم ستيزانه تشيع با وجود الگوهاي عملي نظير امام علي (ع) و امام حسين (ع) در اين گرايش تأثير زيادي داشت.
2- ورود اعراب مسلمان به مناطق مختلف ايران ،‌تبعيد خوارج و شيعيان و مخالفان دستگاه خلافت، در كنار حضور علما و بزرگان و سادات به اين منطقه در گرايش تدريجي مردم قلمرو لر بزرگ به تشيع بي تأثير نبوده است .  
3- نفوذ تشيع در دربار ايلخانان، خصوصاً در زمان سلطنت غازان خان و دوران الجايتو در گسترش تشيع نقش بسزايي داشت .( بياني ،1371: 571-570)زيرا اتابكان لر بزرگ كه با سقوط خلافت بغداد، تحت  سيطره ي مغولان درآمده بودند به تبعيت از سياست تسامح مذهبي ايلخانان ، آنان نيز از همان سياست تسامح مذهبي  پيروي كردند و زمينه را براي گسترش تشيع در قلمرو خود فراهم آوردند.
4-  نابودي اسماعيليان كه رقيب شيعيان جعفري بودند و اضمحلال دستگاه خلافت عباسي به وسيله    مغولان وپريشاني و نابساماني اوضاع ايران باعث قدرت يافتن تشيع گرديد. سقوط بغداد و برچيده شدن دستگاه خلافت به منزله ي رهايي شيعيان از سلطه حكام بني عباس وسني مذهبان بود.

مساجد معروف اتابكان لر بزرگ

1- مسجد اتابكان شهركرد: اين مسجد قديمي ترين بناي مذهبي شناخته شده موجود در استان چهارمحال و بختياري است ودر مركز شهركرد به عنوان يكي از بناهاي محوري بافت قديمي شهر جلوه گري مي كند. مسجد اتابكان در اوايل قرن هفتم هجري قمري در دوران حكومت سلسله محلي اتابكان لر بزرگ به سبك مساجد قرون اوّليه اسلامي ساخته شده است و در دوره هاي صفوي و قاجاريه مرمت گرديده است.
همان طوري كه فرم ومحدوده ي بنا نشان مي دهد وسعت مسجد بيش از مساحت امروزي آن بوده است امّا درزمان هاي مختلف وبا تغييراتي كه در آن صورت گرفته از مساحت آن كاسته شده است . جنس بناي اين مسجد از خشت بوده و در سال 1351با شماره 929جزوآثار ملي به ثبت رسيده وتوسط سازمان ميراث فرهنگي تعمير ومرمت شده است .
در چوبي ارزشمند ونفيس آن به دليل كاربري انواع هنرهاي روي چوب يكي از اسناد مهّم تاريخي وفرهنگي محسوب مي گردد . مسجد اتابكان قسمتي از مجموعه تاريخي مركز شهركرد را تشكيل مي دهند، اين مجموعه شامل بقعه امامزادگان حليمه و حكيمه خاتون مسجد وحمام هاي جنب امام زاده مي باشد.(اميني، 1384:  16)
2-  مسجدهلافيجان (هلايجان): در پانزده كيلومتري جنوب غربي شهر ايذه كنوني در منطقه اي كه هلايجان ناميده مي شود بقاياي مجموعه اي از آثار تاريخي عهد اتابكان برجاي مانده است كه شامل مقبره سلطنتي، مدرسه ، مسجد و ساير ابنيه ها مي شود. ابن بطوطه كه همزمان با فوت پسر اتابك افراسياب در مال امير اقامت داشت  ضمن گزارش مراسم تشيع جنازه وعزاداري اتابك به اين مسجد اشاره دارد و مي نويسد: «اين مقبره در محلي است كه هلافيجان نام دارد وچهارمايل تا شهر مسافت دارد، در اين محل مدرسه بزرگي هست كه نهري از ميان آن مي گذرد و در داخل مدرسه مسجدي وجود دارد كه نماز جمعه در آن خوانده مي شود ودر بيرون مدرسه گرمابه اي است وگرداگرد آن باغ بزرگي است .(ابن بطوطه، 1370:  243،244)
بقاياي مسجد ومدرسه اي كه ابن بطوطه ازآن گزارش مي دهد تاكنون پابرجاست ومسافريني كه از جنوب عازم ايذه هستند قبل از ورود به تنگ هلايجان (هلاگون) سمت چپ جاده در جوار روستاي چنارستان آن را مشاهده مي نمايند. وجود اين مساجد و مدارس مذهبي در منطقه لربزرگ در گرايش مردم ساكن منطقه به تشيع بي تأثير نبوده است.
 
نتيجه :
دين اسلام در نيمه نخست قرن اول هجري وارد مناطق خوزستان و زاگرس مياني كه بخش اعظم قلمرو لر بزرگ در آن قرار دارد، شد. مردم اين نواحي زمينه و فرصت آشنايي با دين اسلام و پذيرش آن را پيدا كردند.خوزستان و زاگرس مياني دروازه ورود مسلمانان به ايران بود ساكنان اين نواحي زودتر از ديگر ايرانيان با اسلام و مسلمانان آشنايي پيدا كردند.ايرانيان كنجكاو، تحقيرشده و ناراضي از سلطه ظالمانه دستگاه خلافت اموی،  در جستجوي مذهبي بودند كه كرامت و شأن آن را ارج و احترام نهد كه نهایتاً آزادي،عدالت و كرامت گمشده خود را در مذهب شيعه يافتند و به آن گرويدند.
منطقه لر بزرگ در واقع كانون تجمع مخالفان بني اميه و  بعدها بني عباس گرديد.خوارج، غلات شيعه، جنبش هاي ملي، اسماعيليان، فراريان از ظلم و جور ، علويان و سادات در اين منطقه عَلَم اعتراض برافراشتند و در پناه كوهستان هاي صعب العبور و تسخير ناپذير كه محيطي مساعد براي جنگ و گريزهاي چريكي بود، قيام كردند.نزديكي اين منطقه با مركز حكومت و سكونت پيشوايان ديني و اماكن مقدسه در عراق و حجاز، اين فرصت را فراهم كرد كه از اوضاع قلمرو اسلامي به موقع آگاهي و اطلاعات لازم را كسب كنند.
امام رضا(ع) و بسياري از بزرگان علويان و سادات براي ورود به فلات داخلي ايران و ساير نواحي از زاگرس مياني(مناطق لر نشين)عبور كردند، عبور اين اشخاص، ملاقات ها و ديدارهايي به دنبال داشت كه توانست برساكنان اين مناطق تأثير مثبت بر جاي گذارد و زمينه ساز آشنايي و گرايش آنان به مذهب شيعه شود.
در واقع نفوذ و گسترش تشيع به منطقه لر بزرگ با زمينه ها و بسترهاي اجتماعي وفرهنگي نظير نزديكي سرزمين لر بزرگ به مناطق شيعه نشين عراق و مهاجرت برخي گروه هاي اعراب به ايران و اسكان آن ها در مناطق مختلفي از منطقه لر بزرگ و يا شرايط خاص جغرافيايي اين منطقه كه باعث جذب عقايد مخالف خلفا چون تشيع مي شد، آغاز شد و در مرحله بعد اين جريان با آغاز مهاجرت علويان به اين سرزمين كه خود از نتايج قيام امام حسين(ع) بوده است و پس از آن سفر امام رضا به ايران كه يكي از تبعات ان افزايش ورود امام زادگان و سادات به مناطق مختلف ايران از جمله سرزمين لرنشين بوده است همچنان ادامه
پيداكرد.عوامل ديگري از جمله فعاليت هاي گوناگون فرهنگي و مذهبي علماي شيعه در جهت تبليغ عقايد مذهب تشيع كمك فراواني به كامل كردن اين جريان كرد،به گونه اي كه تا قبل از تأسيس سلسله ي صفويه كه از سياست هاي آن حكومت رسمي كردن مذهب تشيع بود، مذهب فوق به گونه قابل توجهي جاي خود را دربين اقشار مختلف جامعه خصوصاً در منطقه لربزرگ بازكرده بود.
 

نویسنده:
دکتر عزت الله عبدالهی نوروزی - مدرس دانشگاه آزاد اسلامي واحد ايذه      Email: این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
 

نوشتن دیدگاه

* نمایش نظرات به منزله تائید آنها نمی‌باشد.
* مسئولیت نظر با کاربر می‌باشد.
* ایمیل فعال خود را وارد نمایید.
* در صورت امکان نام و شهرت خود را کامل وارد کنید.


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

درباره ما

تازه‌های کتاب

 کتاب «نخستین جرعه از این جام» میزبانی و قهرمانی تیم ملی فوتبال ایران در جام ملت های آسیا (۱۳۴۷-۱۹۶۸) را از زوایای سیاسی-اجتماعی و ورزشی با نگاهی تازه مورد کنکاش قرار داده است.
 شیمبار (شیم بار) جلگه گرمسیری شیمبار در شمال خوزستان واقع گردیده و تقریباً نزدیک به نقطه صفر مرزی بین استان خوزستان و چهار محال بختیاری قرار دارد. این منطقه گردشگری از توابع بخش چلو شهرستان اندیکا می باشد که در 45 کیلومتری شهر قلعه خواجه  و یکصد کیلومتری مسجدسلیمان و220 کیلومتری اهواز است.  
 «فراز و فرود ایل کیان ارثی با تاکید بر ظهور و سقوط محمدتقی خان بختیاری» عنوان کتابی است که توسط مصطفی علیزاده گل سفیدی به نگارش درآمده و آماده چاپ شده است. در این کتاب با استناد به منابع مختلف تاریخی به بررسی ایل کیان ارثی و روسای آن از دوره صفویه تا 50 سال پیش پرداخته و شامل 5 فصل به شرح ذیل است: