بحران هویت،آراستگی و پوشش نوجوانان

 مقدمه
   با وجودي كه 98درصد مردم كشور ما مسلمان مي باشند و تعاليم و احكام اسلام را بعنوان راه و روش زندگي پذيرفته  وآن را موجب نجات و رستگاري مي دانند. و اسلام پوشش اسلامي را از احكام ضروري  مي داند. از طرفي مطالعه و بررسي پيشينه ي تاريخي ما  نشان مي دهد كه ايرانيان از دوران كهن تا به امروز از پوشش و حجاب مناسب برخوردار بوده اند و برهنگي در ميان آنان گزارش نشده است در تمام نقوش و پيكرك هاي برجاي مانده از گذشتگان ما ، برهنگي و  بي حجابي ديده نمي شود
 . حتي بسياري بر اين عقيده هستند كه حجاب رايج در بين مسلمانان عادتي است كه از ايرانيان به ساير مسلمانان سرايت نمود.(1)  از سوي ديگر 28سال ازپيروزي انقلاب اسلامي مي گذرد . اما وضعيت حجاب در كشور نگران كننده است و اين نگراني به صورت خطي و جهت دار در حال افزايش است. چرا چنين وضعيتي پديد آمده است ؟ اين وضعيت محصول كدام عوامل ، زمينه ها و شرايط  مي باشد؟ بدون ترديد از ميان همه ي عوامل موثر ، « بحران هويت » جايگاه و نقش ويژه اي دارد كه به بررسي آن مي پردازيم.

تعريف بحران هويت  
 
هويت /identity  / به معني « آنچه موجب شناسايي شخص باشد» (2) و يا« حقيقت شي يا شخص كه مشتمل صفات جوهري او باشد » (3) آمده است. شخصيت و اصالت  نيز معني شده است. همچنين هويت به « مجموعه اي از خصوصيات و مشخصات اجتماعي ، فرهنگي ، رواني ، فلسفي ، زيستي ، و تاريخي همسان در گروه  است كه به يگانگي و هماهنگي اعضاء آن دلالت كند و آن را در يك ظرف زماني ومكاني معيني و به طور مشخص و قابل قبول و آگاهانه از ساير گروهها و افراد متعلق به آنها متمايز مي سازد.» (4) و به نظر « كراجر » توازن ميان خود و ديگران برقرار كردن(5) و يا احساس تعلق به مجموعه اي مادي و معنوي است كه عناصر آن از قبل شكل  گرفته اند، تعريف شده است.    و بحران به معني آشفتگي ، آفت زدگي ، تنش ، تضاد ، ، ناسازگاري ، سردر گمي و سرگشتگي ، خروج از تعادل و انحراف از حق ، قانون و امور متعارف آمده است.
 
 از ديدگاه علوم اجتماعي و انساني بحران هويت ، بيگانه شدن با خويشتن و جهان خارج از خويشتن ، آشفتگي ، افت زدگي و آسيب بخشي ارزشها و اصالتهاي جامعه ، عدم توانايي فرد در قبول نقشي كه جامعه از او انتظار دارد ، سر در گمي در جامعه ، تعارض در تشخيص و انتخاب ، تعريف شده است . يا « موقعيتي است كه در اثر آن گروه قومي مورد نظر به سبب شرايط خاص تاريخي يا شرايط نوظهور ، از شناخت دقيق حقيقت وجودي و حقوق خويش و نيز شناساندن آنها به يكديكر بازمانده اند به شكلي كه نه تنها اين گروه در رهگذر بين وهم و واقعيت معلق است بلكه ديگران نيز از شناخت درست آن عاجز مي باشند.» (6)
 
 بحران هويت و پيامدهاي آن
 
بحرا ن هويت اساسي ترين بحراني است كه گريبانگير جوامع در حال نوسازي مي باشد زيرا با ورود طرز فكر جديد وبروز تحولات و تغييرات سريع در جامعه ،  ارزشهاي سنتي به شدت در معرض خطر و تهديد قرار مي گيرند. تقابل بين مدرنيته و سنت ، سوالات و شبهات بسياري را مطرح مي سازد كه بحران هويت يكي از نتايج آن مي باشد.  اين كشورها چون يكباره در معرض مدرنيزاسيون و تغييرات قرار مي گيرند ، با ظهور انواع بحرانها به صورت متراكم در ابعاد مختلف ، مواجه مي شوند و اصطلاحا « تراكم بحران » ايجاد مي شود. شاخصه هاي بحران هويت عبارتند از :
 
1- بيگانگي يا از خود بيگانگي ، گسستگي و جدايي فرد وجامعه
 
2-تنش ها ، آشوبها ، ناسازگاريها و ناهمنوايي هاي  اجتماعي و بروز رفتارهاي ضد اجتماعي
 
3-مدگرايي
 
4- وازدگي در مقابل فرهنگ بيگانه(7)
 
ايجاد بحران هويت در هر جامعه مي تواند در ساختارهاي گوناگون آن جامعه ايجاد آشفتگي و نابساماني كند. ارزشها و اصالتهاي ملي و بومي به شدت تضعيف و متزلزل مي شوند و افراد به بهانه سنتي بودن ، كهنگي و خرافي بودن ،با ارزشها و داشته هاي خود  فاصله مي گيرند و دلباخته و شيفته ي فرهنگ ، ارزشهاي و هنجارهاي فرهنگي ديگر مي شوند. از آنجاييكه در كشورهاي جهان سوم به ويژه كشورهاي اسلامي نظام اعتقادي و فكري با نظام ارزشها و شبكه هنجاري و رفتاري آميختگي دارد. بروز بحران هويت در اين كشورها  به منزله خدابيگانگي ، دين گريزي ، دوري از اخلاقيات ،  رشد ورواج تساهل و نسبي گرايي اخلاقي ، از خودبيگانگي و تهي شدن كالبد فرد از ارزشها و اصالتهاي ملي و بومي ، رواج ارزشها ، آداب ، سنن و هنجارهاي فرهنگ بيگانگان  وتقليد از غرب در فكر ، تمايلات ، رويه ها و اعمال ؛ تلقي مي شود. كه تمام جهات و ابعاد زندگي فرد و جامعه را تحت تاثير و دستخوش تغيير قرار مي دهد. يكي از بارزترين آثار و شاخصه هاي بحران هويت در جامعه ، مد گرايي در آراستگي و پوشش است. و معمولا بحران هويت ، با همانند سازي قيافه ، ظاهر و پوشش با الگوهاي وارداتي بيگانه تجلي مي يابد. اين امر يك حركت اجتماعي نمايشي  است كه بحران در هويت جمعي را آشكار مي سازد. فرد با اين شبيه سازي ،  جدايي خود را با داشته هاي موجود و طغيان عليه آنها ، رسميت مي دهد و اعلام مي كند. رضا خان با اعلام و اجراي قانون « كشف حجاب » به نام تجدد ، ستيز خود را با ارزشها و سنن ديني آشكارا اعلام نمود.
 
 نقش بحران هويت در آراستگي و پوشش
 
    چرا بحران هويت در آراستگي و پوشش و نوع آن به سرعت و بصورت عميق متجلي مي شود و آن را تحت تاثير قرار مي دهد؟ چرا نگراني در باره ي  وضعيت آراستگي و حجاب در حال افزايش است ؟ شايد بتوان در پاسخ به اين سوالات  به موضوعات و موارد زير اشاره نمود:
 
 1- فقدان الگوهاي لباس ايراني
 
  در كشور ما جوانان از پوشيدن لباس – مدهاي غربي منع مي شوند اما الگوهايي لباس ايراني ارائه و معرفي نمي شوند. الگوي فعلي لباس در كشور ما خود الگويي وارداتي و غربي است و با مدهاي جديد لباس كه خاستگاه غربي دارد ، سنخيت و قرابت دارد. نوجوانان و جوانان دچار سردرگمي مي شوند از يك سوي از تقليد از الگوهاي لباس بيگانه منع مي شوند و از سوي ديگر با خلاء الگوهاي لباس ملي مواجه هستند. بنابراين بايد با مهندسي فرهنگي و تعامل صحيح با شرايط نوين و حفظ هويت ديني و ملي و متناسب با ارزشها و هنجارها وشرايط مختلف جامعه و نياز سنجي اقشار مختلف الگوي لباس ايراني كه از جذابيت نيز برخوردار باشد ، طراحي شود.
 
2-  فرهنگ از دو بخش مادي و غير مادي تشكيل مي شود اگر اين دو بخش هماهنگ تغيير كند تغييرات سريع و تند خواهند بود و جامعه با مشكل و نابساماني مواجه نخواهد شد اما اگر بخشي از فرهنگ تغيير كند و بخشي ديگر تغيير ننمايد در جامعه ناهماهنگي ايجاد   مي شود و در نتيجه اختلال و دشواريهايي بوجود مي آيد. امروزه در كشور ما انواع لباس- مدها جديد رواج پيدا مي كند اما اطلاع رساني در باره ي شناخت ، ارزشها ، انتظارات و نگرش خوشايند يا ناخوشايند متناسب با آنها در جامعه انجام نمي گيرد. در حقيقت فرهنگ هر جامعه از سه عنصر اصلي تشكيل مي شود عنصر شناختي ( اعتقادات و باورها) ، عنصر نظام ارزشها ( ارزشها و تمايلات) و عنصر رفتاري( رويه ها ، هنجارها ، بايد و نبايدها و رفتارها ).
 
هر رفتار از نظام ارزشي منبعث مي شود و ارزشها نيز محصول اعتقادات و باورها هستند بطور مثال مي توان گفت اعتقادات به مثابه زمين ، نظام ارزشي به منزله ي درخت و عنصر رفتاري همانند ميوه است. اگر در جامعه اين سه بخش با هم هماهنگ نباشند ، در جامعه اختلال و نابساماني ، آشفتگي و سرگشتگي ايجاد مي شود. بنابراين وقتي هنجارها ي جامعه مانند الگوهاي لباس و آراستگي ، پرتوي از نظام ارزشي و اعتقادات جامعه  نباشد . به بحران هويت و دوري از ارزشها مي انجامد. و مي تواند زمينه انزوا  و نابودي ارزشها و هنجاري ملي را فراهم سازد و بين فرد و  ارزشها ، اصالتها و هنجارهاي ملي فاصله و جدايي اندازد وجريان بحران هويت را تقويت و شتاب ببخشد.
 
بايد تلاش شود تا در زمينه ي لباس و آراستگي ، الگوهايي طراحي شود كه مبتني بر نظام ارزشي و اعتقادات ديني و ملي كشور خودمان باشد. تا در نتيجه به تقويت و غناي هويت ديني و ملي كمك نمايد.
 
 3- اگر چه در كشور ما حجاب و حد مقبول ان تحت تاثير آموزه هاي ديني قرار دارد. ليكن حقيقت اينست كه درتمام كشورها از جمله كشور ما حجاب و پوشش تابعي از فرهنگ عمومي جامعه است و اي بسا بين آموزه هاي ديني و فرهنگ عمومي تفاوتها و تعارضهاي باشد. كه بر نوع پوشش نيز تاثير گذارد. و همين تفاوتها باعث تعارض در جامعه گردد. و الگوي پوشش و نوع آن بر اساس عرف و انتظار جامعه ، طبقات اجتماعي و خرده فرهنگهاي قومي ، ديني  و محلي انتخاب شود كه منطبق با تعاليم ديني نباشد.از سوي ديگر فرهنگ و بخشهاي گوناگون آن دائما در حال تغيير و دگرگوني هستند. فرهنگ پويا ست و به مرور زمان و متناسب با شرايط دستخوش تغيير مي شود. معماري اسلامي كه به رعايت موازين شرعي و حفظ اهل خانه از نا محرم توجه خاص داشت به خانه هاي كوچك و باز و فاقد حريم براي اهل خانه تبديل گرديد. اشتغال و تحصيل زنان در كنار مردان ( اختلاط جنس) بعنوان اصولي اجتناب ناپذير معمول و رايج شده است. مشا ركت حداكثري زنان در كنار مردان  در عرصه هاي مختلف جامعه بصورت جدي دنبال مي شود. وسايل ارتباط جمعي و رسانه ها فاصله ها را به حداقل و تماس ميان افراد را به حداكثر ممكن رسانده است. تغييرات با حدت و شدت انجام مي گيرد. آيا نمي بايست متناسب با اين تحولات و با در نظر گرفتن ميل به تنوع در انسان ، الگوهاي مناسب و جديدي را طراحي نمود كه برخاسته از فرهنگ خودمان باشند. تا در ادامه ي اين تغييرات زنان دانشجو، كارمند ، كارگر ، تاجر و فعال در عرصه هاي مختلف ، با  شك و ترديد به مباني فكري ، اعتقادي و ارزشي نينديشند كه با اين شرايط بين آنان و مردان چه تفاوتهاي وجود دارد؟ در عين حال در حجاب و پوشش بايد متفاوت باشند. اين خود يكي از زمينه هاي بحران هويت است كه بيش از هر چيز فكر وانديشه ي جدايي با پوشش و حجاب را در بين زنان تقويت مي كند. به نظر مي رسد در پاسخ به اين نياز و شرايط نوين ، طراحي الگوي لباس با حفظ هويت ديني و ملي بهتر است از رواج الگوهايي وارداتي كه بي حجابي و بد حجابي را در جامعه گسترش مي دهد و دامن مي زند.
 
4- جهاني سازي وهجمه دنياي غرب
 
    امروزه دنياي غرب به مدد فناوري نوين تلاش مي كند تا با نام تجدد ، دمكراسي وگسترش آزادي و حقوق بشر ، و تساوي و برابري حقوق زنان و مردان ،  فرهنگ غرب را در همه كشورها گسترش دهد. گسترش ارتباطات و گردش آزاد اطلاعات سبب شده است تا مرزهاي شيشه اي كشورها به مرور از ميان برود. فضاي جهاني امروز ، بستري را ايجاد كرده است كه در آن هويت فرهنگي تمامي ملل در معرض تغييرات شگرف قرار گرفته است. سينما ، رسانه ها ، اينترنت ، ماهواره و حتي كالاهاي غربي هجمه اي وسيع و همه جانبه اي به فرهنگ كشورهاي جهان سوم آغاز كرده اند تا در مباني اعتقادي و فكري آنها ترديد و تشكيك ايجاد نموده و زمينه نابودي ارزشها ، آداب و سنن آنها را بوجود آورند. ارزشها و هنجارهاي خود را جايگزين نمايند و زمينه همگرايي با فرهنگ غرب را پديد آورند. فرجام اين روند بحران هويت است. كه اولين نمود آن تقليد و پيروي از الگوهاي لباس – مد غربي است كه از پشتيباني فناوري نوين غرب بهره مند است و به مدد گسترش ارتباطات و گردش آزاد اطلاعات در اين دهكده ي جهاني ، دسترسي به اين الگوها بسيار سهل و آسان است.
 
5-تعارض و تشتت در نظام جامعه پذيري
 
    در جريان تربيت اجتماعي و جامعه پذيري كه در طي آن فرد با ارزشها و هنجارهاي اجتماعي آشنا مي شود و وظايف و انتظارات لازم را بعنوان عضو يك جامعه كسب مي كند ، عوامل گوناگوني مانند: خانواده ، همسالان ، مدرسه ، محافل و گروههاي سياسي و ديني ، رسانه ها ، هنر و سينما ، ادبيات و... ايفاي نقش مي كنند. اگر اين عوامل مكمل هم باشند و انتظارات يكسان و واحدي در جريان جامعه پذيري داشته باشند ، اين جريان سيرطيبعي و مطلوبي طي خواهد كرد. اما اگر اين عوامل هر كدام انتظار خاصي داشته باشند.كه براي دستيابي به آنها تلاش كنند. زمينه بروز تعارض ، سر درگمي و بحران هويت را در نوجوانان و جوانان فراهم مي كند.  نظام جامعه پذيري كشور ما تحت تاثير فرهنگ وهويت اسلامي و شيعي ، فرهنگ ملي ، شرايط جهاني ، خرده فرهنگهاي قومي و محلي ، هويت ديني ساير اديان و مذاهب و انتظارات اقشار ، طبقات ،نهادها و گروهاي مختلف قرار دارد. هركدام آموزه ها ي متنوعي دارند و انتظار دارند نوجوانان و جوانان بر اساس آموزه ها و انتظارات آنان تربيت شوند و تلاش مي كنند تا الگوهاي رفتاري خود را در جامعه  توسعه و گسترش دهند. نهادهاي ديني مي كوشند تا تعهد ، عفاف ، ارزشهاي ديني و اخلاقي و هنجارهاي مذهبي رواج پيدا كنند. نهادهاي هنري و رسانه ها و برخي گروههاي سياسي  در اين زمينه با نهادهاي ديني اتفاق نظر ندارند. گاهي بين هويت ديني ، ملي و قومي و شرايط جهاني تضارب آرا و تشتت در تمايلات و انتظارات ايجاد مي شود. اين تشتت  و تعارض و اختلاف در انتظارات ، كودكان ، نوجوانان و جوانان را دچار سر درگمي ، آشفتگي و بحران هويت مي كنند. در نتيجه رفتارهاي متنوع و بعضا ناسازگار با ارزشها و هنجارهاي جامعه در پيش مي گيرند. كه الگوي لبا س بيشتر و سريع تر تحت تاثير بحران هويت قرار مي گيرد و معمولا پيش درآمد بيگانگي از خويشتن است.
 
6-سياسي شدن حجاب
 
   امروزه در رقابت سياسي بين جناحها ، گروهها ،احزاب و تشكلها دو رويكرد در باره حجاب وجود دارد و تلاش مي كنند تا در رقابتهاي سياسي و انتخابات بعنوان يك امتياز از آن به نفع خود استفاده كنند.
 
 الف ) برخي احزاب و گروهها  مي خواهند با ترويج آزادي و تسامح و پرهيز از سختگيري آراء بيشتري به ويژه حمايت جوانان و زنان را بدست آورند. اينان با ارائه ادله و توجيهات مختلف و با ارائه ي ژستي ليبرالي در صدد هستند كه اثبات كنند كه وضعيت حجاب در حال حاضر تنگ نظرانه ، سختگيرا نه و مغاير با آزاديها و حقوق فردي است. در عوض انتظار دارند تا جامعه به آنها اقبال و گرايش نشان دهد.
 
ب ) گروهي ديگر از نهادها ، احزاب و تشكلها وضعيت حجاب را بسيار نگران كننده مي دانند كه با موازين و آموزه هاي ديني فاصله گرفته است. و گسترش بدحجابي را زمينه ساز بروز و وقوع بسياري از كجرويها و بزهكاريها مي دانند. كه اركان جامعه ي ديني و بنياد خانواده را تهديد مي نمايد. اينان با مخاطب قرار دادن احساسات ديني مردم تلاش مي كنند تا مردم را با خود همراه سازند.
 
    از سويي ديگر بعد از پيروزي انقلاب افراد و گروههاي مخالف نظام همواره از پديده بي حجابي به نفع خود و بر ضد نظام سود برده اند. و با طرح شعارها و موضوعاتي مانند دخالت دولت در امور شخصي ، سلب آزاديها و حقوق فردي و مدني ، تساوي و برابري حقوق زن ومرد ،  تلاش كردند تا افراد و گروههايي كه با مسئله حجاب موافق و همراه نيستند ، با خود همراه و برعليه نظام بسيج نمايند.
 
    نتيجه طرح اين مباحث در جامعه ،  سرگشتگي ، سردر گمي و تعارض نسل جوان است كه در تشخيص حقيقت دچار ترديد و شبهه مي شود و در گيرودار اين مباحث پيچيده ، سفسطه آميز و به ظاهر منطقي سياسي ، فهم و درستي اين نظريات براي احاد جامعه بسيار سخت و دشوار مي شود و در نهايت به بحران هويت منتهي مي شود. و بخشهاي از جامعه تحت تاثير اين انديشه ها ، راه صواب و درست را در پيروي از فرهنگ ، آداب و سنن و لباس بيگانگان جستجو مي كنند.
 
7-  بالا رفتن سن ازدواج و گسترش ناهنجاريها
 
   عوامل عديده اي سبب گرديد تا  سن ازدواج در جامعه افزايش پيدا كند و تشكيل خانواده و تامين و ارضاء نياز هاي و تمايلات بشري در اين حوزه با تاخير و با دشواريهايي مواجه گردد و متعاقبا پاره اي ناهنجاريها گسترش يابد. به نظر مي رسد بالا رفتن سن ازدواج و عدم تامين نيازها و تمايلات افراد ، با عث بروز واكنش هاي منفي در اين اشخاص مي شود كه اين واكنشها مي تواند در قالب بدحجابي و بروز پاره اي مفاسد و جرايم منكراتي ظاهر شود. (8)
 
البته از نقش فقر ، بيكاري و دشواري تشكيل خانواده  در بالا رفتن سن ازدواج نبايد غافل شد. فقر و بيكاري آثار و پيامدهاي گوناگوني دارند ، نااميدي ، ياس ، احساس پوچي ، سردرگمي ، آشفتگي روحي و رواني  از اين جمله اند كه خود سنگ بناي بحران هويت مي باشند.
 
8- بي توجهي به نيازهاي جوانان
 
    متقضيات سني نوجوانان و جوانان ، آنان را بطور طبيعي شيفته ي « نشاط و شادي »،« هيجان »،« تنوع »و« ابراز خود » مي نمايد. تحقيقات مختلف نشان مي دهد كه كمبود نشاط و شادي زمينه ساز بسياري از كجرويها و انحرافات است. متاسفانه پوشش و آراستگي مورد قبول و رايج در جامعه ما به اندازه ي كافي از ويژگيهاي فوق برخوردار نيست. در الگوي لباس خرده فرهنگها و محلي و قومي اين ويژگيها بيشتر ديده مي شود زيرا به اندازه كافي از تنوع در رنگ و نشاط و شادي برخوردار است ولي در الگوي لباس رسمي و غالب ، تنوع رنگ كم است ، لباسها بيشتر به رنگ تيره است ، نشاط و شادي در اين لباس كم است. از طرفي نوجوانان و جوانان به ويژه زنان بطور طبيعي تمايل به خود نمايي دارند. اين امر يكي از نيازهاي طبيعي و غير ارادي مي باشد و بي توجهي به آن موجب مي شود تا نوجوانان و جوانان متحمل آسيبهاي رواني و روحي بسياري گردند.اگرچه برطبق احكام دين مبين اسلام خودنمايي زن در مقابل نامحرم به ويژه اگر موجب گناه و فعل حرامي شود ، حرام است. ولي با حفظ موازين شرعي و با طراحي الگوي لبا س متناسب با ارزشها مي توان تا حدود معقولي به اين نياز پاسخ داد.
 
    الگوهاي فعلي و رايج لباس نتوانسته است پاسخ گويي اين نياز در حد معقول باشد. اين امر در كنار ساير عوامل سبب شده است تا با الگوهاي خاصي از آراستگي و مد- لباس مواجه شويم كه نه تنها با جامعه ي ما همخواني ندارد. بلكه نظام ارزشي ما را  دچار صعف و سستي    مي نمايد وموجب كاستن قبح بدحجابي و قداست زدايي در اين حوزه مي شود.
 
9-ايجاد فاصله بين نسلها
 
    در حال حاضر جامعه ي ما در مرحله گذر و نوسازي قرار دارد و در آستانه ورود به شرايط جديدي قرار گرفته است. نسلهاي پيشين در شرايطي رشد و تربيت يافتند و بخش زيادي از عمر خود را در آن شرايط سپري كردند كه با شرايط امروزين جامعه متفاوت است. اين امور سبب شده است تا جامعه با پديده ي «اختلاف بين نسلها » مواجه گردد. اختلافي كه در نگرشها ، اهداف ، آرمانها و رويكرد به زندگي ايجاد شده است به فاصله گرفتن نسلها و جدايي آنها منجر شده است. اين اختلاف در خانوارها و مناطق كوچك بيشتر به چشم مي خورد. نتيجه اينكه نوجوانان و جوانان خود را به آساني از دايره ي كنترل و نظارت خانواده خارج مي سازند و تحت تاثير گسترش وسايل ارتباط جمعي و گردش آزاد اطلاعات به آساني در معرض انديشه ها ، رويه ها ، عادات و الگوهاي ديگر و غالبا غربي قرار مي گيرند. محصول  اين شرايط، بحران هويت و سرگشتگي  نوجوانان و جواناني است كه خانواده به دليل بضاعت كم نمي تواند به آنان كمك كند و تشتت ، تعارضات و چند دستگي نهادها و گروههاي اثر گذار در جامعه نيز آنها را به آشفتگي و تعارض سوق مي دهد. فرهنگ غرب نيز فرصت را مغتنم شمرده و با كمك فناوري نوين جذابيت خود را به آنان نشان مي دهد. و آنان نيز در اين بحران و آشفتگي روي آوردن به فرهنگ غرب را مرحمي تسكين دهنده و خوشبختي آور تلقي مي كنند.   
 
 نتيجه
 
آراستگي و پوشش افراد تحت تاثير عوامل گوناگوني قرار دارد. نظام اعتقادات و باورهاي ديني ، ارزشها و اصالتهاي ملي و محلي ، شرايط اقليمي ، عناصر وارداتي فرهنگهاي ديگر ، سن وجنس افراد در انتخاب پوشش وآراستگي و نوع آن اثر گذار هستند. در دوران معاصر با پيشرفت كشورهاي غربي و عقب ماندن كشور از قافله ترقي و توسعه ، نوعي بهت زدگي در ميان اقشار و به ويژه جوانان ايجاد كرده است. غرب آگاهانه با كمك عناصر خود و به مدد فناوري نوين  با نام تجدد و پيشرفت، گسترش دمكراسي و آزاديهاي فردي و برقراري تساوي و برابري حقوق زن مرد  ، فرهنگ كشور هاي جهان سوم و از جمله كشورما را نشانه رفته تا عناصر بومي آن را حذف و نابود سازد و عناصر فرهنگ خودش را جايگزين نمايد. با اين حربه زمينه ي سلطه ي دائمي خود را بر كشورها فراهم سازد. ايجاد بحران هويت به ويژه در نسلهاي جوان اولويت اول آنها در اين برنامه ي بلند مدت مي باشد. البته عقب ماندگي كشورها و وجود فقر ، گرسنگي ، بيكاري ، نبود بهداشت ، بيسوادي و بسياري از مشكلات سياسي و اجتماعي ديگر در اين كشورها ، بحران هويت را دامن زده است. از سوي ديگر براي ازبين بردن بحران هويت و پيشگيري از آن سازو كارهاي لازم را در اختيار ندارند يا در اين زمينه اتفاق نظر و وحدت رويه اي وجود ندارد. خلاء مهندسي و مديريت فرهنگي كه بتواند با يك مهندسي دقيق و كارشناسي الگوهاي لباس و آراستگي را منطبق با فرهنگ و هويت ملي و با در نظر گرفتن شرايط نوين ، طراحي ، اجرا و نهادينه كند ، در كشور كاملا مشهود و محسوس است. گسيختگي فرهنگي ، ايجاد فاصله ي بين نسلها ، و رشد ودگرگوني ناهماهنگ بخشهاي مختلف فرهنگ ، تعارض و تشتت در نظام جامعه پذيري و تنوع در انتظارات بخشهاي مختلف جامعه در جريان تربيت اجتماعي ، سياسي شدن حجاب و بهره گيري گروهها وجناحهاي سياسي از آن بعنوان يك امتياز، افزايش سن ازدواج و بدنبال ان رشده فزاينده ناهنجاريها ، بي توجهي به نيازهاي طبيعي جوانان در انتخاب پوشش و شايد دهها دليل ديگر بحران هويت را ايجاد و تقويت نموده است وبدحجابي و مد گرايي بارزترين شاخصه ي بحران هويت در جامعه ما روز به گسترش مي يابد و رشد نگران كننده اي به خود گرفته است.
 
براي رهايي از اين وضعيت بايد مهندسي و مديريت فرهنگي منسجم و كارآمد در جامعه ايجاد كرد و با نياز سنجي ، تعامل صحيح با شرايط نوين ، حفظ هويت ديني و ملي به فرهنگ سازي در حوزه ي لباس و آراستگي پرداخت. بايد به رشد و توسعه پايدار، موزون و همه جانبه ي در جامعه توجه كرد. سرمايه گذاري و توجه به بخش اقتصادي سبب غفلت ما از حوزه ي وسيع و موثر فرهنگ نشود. بايد بطور جدي به حل مشكلات جوانان اهتمام كرد. سوالات بي پاسخ جوانان پاسخ داده شود ، ترديدها ، تشكيكها و شبهات موجود در جامعه مورد توجه جدي قرار گيرند و عالمانه به رفع آنها اقدام گردد. جناحهاو گروههاي سياسي در عرصه هاي رقابت ملاحظات فرهنگي، ديني و اخلاقي را در نظر بگيرند.
 
 

دیدگاه‌ها   

 
+6 # زینب 1393-01-11 16:59
حفظ پوشش سنتی چگونه به حفظ هویت کمک میکند؟
پاسخ دادن
 

نوشتن دیدگاه

* نمایش نظرات به منزله تائید آنها نمی‌باشد.
* مسئولیت نظر با کاربر می‌باشد.
* ایمیل فعال خود را وارد نمایید.
* در صورت امکان نام و شهرت خود را کامل وارد کنید.


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

درباره ما

تازه‌های کتاب

 کتاب «نخستین جرعه از این جام» میزبانی و قهرمانی تیم ملی فوتبال ایران در جام ملت های آسیا (۱۳۴۷-۱۹۶۸) را از زوایای سیاسی-اجتماعی و ورزشی با نگاهی تازه مورد کنکاش قرار داده است.
 شیمبار (شیم بار) جلگه گرمسیری شیمبار در شمال خوزستان واقع گردیده و تقریباً نزدیک به نقطه صفر مرزی بین استان خوزستان و چهار محال بختیاری قرار دارد. این منطقه گردشگری از توابع بخش چلو شهرستان اندیکا می باشد که در 45 کیلومتری شهر قلعه خواجه  و یکصد کیلومتری مسجدسلیمان و220 کیلومتری اهواز است.  
 «فراز و فرود ایل کیان ارثی با تاکید بر ظهور و سقوط محمدتقی خان بختیاری» عنوان کتابی است که توسط مصطفی علیزاده گل سفیدی به نگارش درآمده و آماده چاپ شده است. در این کتاب با استناد به منابع مختلف تاریخی به بررسی ایل کیان ارثی و روسای آن از دوره صفویه تا 50 سال پیش پرداخته و شامل 5 فصل به شرح ذیل است: