موانع اجتماعی وفرهنگی توسعه در شهرستان ایذه*

      مقد مه
توسعه ی اقتصادی ، اجتما عی ، فرهنگی و سیاسی مهم ترین مساله فرا روی بشر عصر حاضر است. توسعه وضعیتی آرمانی است که کشورهای مختلف برای دستیابی به آن کوشش فرا وانی می کنند و هد ف اصلی  سیا ستها ، برنا مه ریزی ها و سرما یه گذاریهای خود را نیل به توسعه ی همه جانبه و پایدار عنوان می کنند. « توسعه به معنی گسترش ، شکوفایی ، بسط و رشد است از دید گاه اجتما عی رشدی هماهنگ ، همبسته و موزون در همه ابعاد مادی ، روانی و معنوی است... در جریان آن شکوفایی همه جانبه انسانی مطمع نظر با شد وآرما نهای انسانی اخلاقی بسط یابند و حیات معنوی شکوفایی پذیرد.»(1)  توسعه یک پدیده ی مقطعی و زودگذر  نیست بلکه یک روند منظم ، چند بعدی ،  مستمر  و طولانی است که نقطه ی آغاز و پایانی دارد. توسعه زمانی پایدار خوا هد بود که محور آن  « انسا ن » و چند بعدی باشد یعنی همه ی ابعا د و جها ت زندگی انسا ن را در بر بگیرد. ودر نتیجه ی آن سطع زندگی بشر در همه ی زمینه ها ارتقا ء یابد. عوامل ، اسباب ، زمینه ها و  شرایط گونا گونی  باید مهیا و فراهم گردد تا توسعه به صورت واقعیتی عینی تحقق پیدا کند.  باید  موانع توسعه را شنا خت تا با رفع آنها بستر آن را ایجا د کرد.  شهرستان ايذه با همه جاذبه ها و توانمنديهايي كه در زمينه گسترش و توسعه ي صنعت گردشگري  ، كشاورزي ، دامداري ، جنگل ، سدسازي و توليد انرژي دارد ، يكي از ده شهر توسعه نيافته كشورمان به شمار مي آيد.

بخش قابل توجهی از جمعيت آن تحت پوشش كميته ي امداد حضرت امام ( ره)  قرار دارد ، نرخ بيكاري آن بسيار بالاست . در سيماي آن محرميت ، كمبود و فقر را  مي توان به وضوح  مشاهده كرد. در عين حال تعداد پيمانكاران و مقاطعه كاران آن در استان  بيشترين درصد را به خود اختصاص مي دهند. بخش قابل توجهي از نيروي انساني آ ن در كشور كويت اشتغال دارد كه درآمد خوبي نيز دارند. تعداد افراد مرفه و متمول آن نيز كم نمي باشد. اما سرمايه گذاري در اين منطقه ي محروم كه لازمه ي توسعه و رونق اقتصادي مي باشد ،  بسيار ناچيزمي باشد. به راستي چرا شهرستان ايذه با همه ي توانمنديهايش ، همچنان  شهري توسعه نيافته باقي مانده است ؟ دراين زمينه شايد مباحث فراواني مطرح گرديده است و به علل زيادي نيز اشاره شده اما كمتر كسي به مقوله « موانع اجتماعي و فرهنگي و به ويژه به  سرمايه اجتماعي و نقش آن در توسعه ي منطقه » اشاره كرده است. در اين مقاله ي مختصر كوشش مي شود تا موانع  اجتماعی و فرهنگی توسعه در منطقه ی توسعه نیا فته ی ایذه مورد بررسی وتوجه قرار گیرند.
 
1 – جمعیت
   در باره ی رابطه ی توسعه وجمعیت دید گاه های گونا گونی وجود دا رد:
گروهی بر این عقیده هستند که جمعیت ونیروی انسانی به عنوان عامل اصلی تولید ، مبا نی توسعه را پیریزی می کند و برای پیشرفت جامعه نه تنها حداقل جمعیتی لازم است بلکه وجود جمعیت زیاد لازم وضروری است و باعث افزایش نیروی انسا نی مولد ودر نتیجه تولید بیشتر ودر نها یت منجربه توسعه می شود.
عده ی دیگری نیز می گویندجمعیت زیاد ورشد بی رویه ی آن توسعه نیا فتگی ، فقر وفلا کت را برای جا معه به ارمغا ن می آورد.
   وا قعیت این است که جمعیت به تنها یی نه موجب توسعه می شود ونه به توسعه نیا فتگی   می انجا مد بلکه اگر منا بع ، امکانات ، تولید و سرمایه گذاری  متنا سب با  حجم ورشد جمعیت نبا شد و رابطه ی ناهماهنگ و نا متعادلی بین آنها برقرار با شد ، توسعه نیا فتگی تشدید و فقر بیشتر خواهد شد.
   رشد بی رویه ی جمعیت ، سا ختار نامناسب سنی ، بالا بودن بعد خانوار  و توزیع نادرست آن  می تواند نقش باز دارنده ای در مسیر توسعه ایفا کند. نتایج سرشماری عمومی نفوس ومسکن   سا ل 1375 نشا ن می دهد که شهرستان ایذه با جمعیت 172027 نفر از رشد جمعیتی 4/2 در صد برخوردار بوده است و این نرخ همچنا ن نزدیک به 2 درصد می با شد.(2) در کشورها ی توسعه یا فته رشد جمعیت غالباً کمتر از یک(1) درصد و در بعضی از آنها رشد منفی جمعیت مشا هده می شود. برای رسیدن به سطح مطلوبی از توسعه باید  رشد سرمایه گذاری در منطقه سه برابر رشد جمعیت باشد. برای جبرا ن کاستیها و محرومیتهای  گذشته نیزسرمایه گذاری ویژه ای نیاز است. حال آنکه سرمایه گذاری فعلی برای رفع محرومیت وتوسعه نیافتگی موجود کافی نیست و رشد بالای جمعیت ،آهنگ توسعه را کند می کند. بنابر این برای رسیدن به توسعه از یک سو با ید رشد سرمایه گذاری به بیشتر از10 درصد برسد و از سوی دیگر به ناچار  با ید رشد جمعیت را کاهش داد. رشد سرما یه گذاری اقتصا دی کشور در حال حاضر 6 درصد می باشد. یعنی دولت  برای توسعه ی شهرستان ایذه ،   در مقا یسه با نرخ سرمایه گذاری کشوری ، باید سرمایه گذاری بیشتری بکند.
      جمعیت شهرستان شامل 26927 خانوار است و بعد خانوار 38/ 6 می با شد و 68  درصد از کل جمعیت ، فرزندان و افراد وابسته  و درتامین معاش به خانواده متکی هستند . جمعیت شاغلین نیز 39039 نفراست و بار معیشتی برابر 4/4 می باشد یعنی هر فرد شاغل باید هزینه های زندگی 4/4 نفر را تامین کند. بخش قابل توجهی از شاغلین نیزدرتولید معیشتی سنتی کشاورزی ودامدا ری اشتغال دارند که از درآمد بسیار پایینی برخوردار هستند و با تنگنا های معیشتی زیادی مواجه هستند. 49 درصد از جمعیت نیز کمتر از15 سال سن دارد یعنی در گروه سنی  14-0 قرار دارند که حاکی از جوانی جمعیت است.  درصد قابل توجهی از جمعیت نیز تحت پوشش کمیته ی امدا د امام ( ره ) قرار دارند،  گزارشها نیز نرخ بیکاری بسیاری بالایی  ( گاهی 30 درصد ) را تایید می کند. جمعیت فعلی نیزاز رفاه و سطح متوسطی از زندگی برخوردا ر نیست.این مسا یل می تواند تهدیدی جدی تلقی گردد و به خوبی  بیان می داردکه با وضعیت فعلی ،  رشد جمعیت می تواند به تخریب و نا بودی منابع ملی وسرمایه های خدادادی ، کاهش درآمد سرانه ، افزایش بیکاری ، تشدید فقر و افزایش مشکلات آموزشی ، فرهنگی ، بهداشتی ، ورزشی ، تفریحی و رفاهی منجر گردد. رشد جمعیت حتی می تواند آ ثار توسعه ی اقتصا دی را  از بین ببرد و رشد اقتصادی را خنثی نماید. درنتیجه توسعه نیافتگی همچنان استمرار و ادامه پیدا میکند بنابر این برای نیل به توسعه باید سیا ستها و برنا مه های جمعیتی دقیق و صحیحی تدوین و اجرا نمود ، تا بتوان به جمعیتی مطلوب دست یا فت. زیرا جمعیت مطلوب و متنا سب ا صلی ترین سرمایه برا ی نیل به توسعه ی پا یدار است.
 
2 – ارزشها و نگرشها
       بستر لازم برای توسعه زمانی مهیا می شود که نظا م ارزشی وفکری جا معه آما دگی  پذ یرش تغییرات را دا شته با شد.  اصولا هیچ توسعه ای بدون تمایل  یا قبول تغییر به وقوع نمی پیوندد. «جوا هر لعل نهرو» می گوید: « پیشرفت یک کشور تا آنجا که روند استفا ده از روشهای مدرن ادامه دارد همیشه میسر خواهد بود روشهای مدرن تنها  داشتن  ابزارهای جدید است در حقیقت ر وشهای مدرن به دنبال افکار نوین ومدرن خواهند آمد.»(3) « کا یرن کراس » نیز در این زمینه می گوید: « توسعه تنها زمانی امکا ن پذیر خواهد بود که در فکر و اندیشه بشر جایی برای خود بیا بد.»(4)
     نوع نگرش و باور گروههای انسا نی به خود ، محیط پیرا مون ، زندگی ومقصود آن می تواند الهام بخش تغییرات زیادی گردد. همچنین نوع نگاه به کار و ثروت در فرایند توسعه نقش فراوانی دارد. شرایط سخت زندگی ایلی و وابستگی شدید آن به طبیعت ، عشایر را به مردمی تبدیل کرد که علیرغم  تلاش و زحمت زیاد به کم بسنده می کنند. آنان کوچ می کنند ، از احشا م خود مراقبت می کنند ، کشت و زرع می نما یند ولی فقط می توانند معاش خود را به زحمت  تا مین کنند. لذا کارکردن را به مثا به ی امری برا ی معا ش تلقی می کنند نه به منزله ی عملی مثبت جهت پیشرفت جا معه. آنا ن در پس کوششی سخت و جانکاه ، عایدی اندک نصیبشان می شود و مجبورند به آن بسنده کنند وقا نع باشند لذا نه پس انداز قابل توجهی دارند و نه مجا لی برای برای مشارکت وسرمایه گذاری در اموری را دارند که می تواند شرایط زندگی آنان را بهبود بخشد. ثروت نیز وسیله ای برای مصرف ، لذت ، تجمل و کسب منزلت است نه دستما یه ا ی برای سرما یه گذاری و تولید که زمینه ساز پیشرفت وتوسعه می با شد. پروفسور « رادا کریشنا ن » می گوید: «کیفیت زندگی مردم شرق به نحوی است که آنها را وا می دارد تا در پی زندگی و تثبیت شرایط آ ن با شند.»(5)
    اهالی و اجداشا ن قرنها آموختند که فقط برای خود کار کنند، و اگر مجبور بودند برای خا ن ، ارباب و یا دولت کار کنند ، آن را اجباری می دانستند و لذا تلا ش می کردند با کم کاری ،اتلاف وقت و بی توجهی در کار اعتراض ومخالفت خود را بروز دهند. به نظر می رسد فقدان انضباط کاری ، پایین بودن بهره وری وساعات کار مفید  ناشی از نوع نگرش آنان به کار برای غیر خودکردن است که ریشه ی تاریخی دارد و باید اصلا ح گردد.
    تصور می شود نوعی سنت گرایی در میا ن اهالی رواج دارد که سبب شده است تا در مواردی بیش از حد متعا رف ، مجذوب سنتها، آداب و رسوم کهن خود شوند آن هم رسومی که بسیار   پر هزینه می باشد و فرصت پس انداز را از آنان سلب می کند. گرایش و تاکید به حفظ مواریث گذ شتگان كه در قالب تا سیس موسسا ت گوناگون ، انتشار مقاله ،کتاب واحیاء اسامی و رسوم کهن مشهود است ؛ مقاومت در برابر تغییرات به ویژه در حوزه ی فکر و اندیشه را بهدنبال دارد که خود می تواند آهنگ توسعه را کند نم ید. این سنت گرایی گاهی با قوم مداری همراه می شود. احسا س برتری در سنن ورسوم و اعتقا د به ارزشمند بودن  و داشتن نگرش مثبت مفرط به آنها ، مانعی جدی درمسیر توسعه و تغییر می باشد.  و حفط نظام فکری و ارزشی موجود را درپی دارد.  اقبال به برخی سنن گذ شته که بسیار وقت گیر و پر هزینه  می با شد از این قبیل است. مانند استفاده از ساز چپ و مرثیه خوان محلی در سوگواریها.
پس افتادگی فرهنگی نیز بسیار چشمگیر است. آهنگ توسعه در همه ی زمینه ها و ابعاد هماهنگ نیست. بخش مادی فرهنگ با شتاب فراوانی در حال دگرگونی است و مظاهر تمدن و آثارو محصولات فناوری جدید با سرعت گسترده ای وارد زندگی اشخا ص شده است لیکن فرهنگ رفتاری متنا سب با آن شکل وتکوین نیا فته  است. در نتیجه نه تنها آسیبها یی به افراد و گروههای انسانی وارد کرده است بلکه می تواند مردم را به پیشرفت و توسعه بدگما ن سازد و به مقاومت در مقا بل دگرگونی بیانجا مد.
    باور زشتی و نحوست پاره ای مشاغل و نقش ها از جمله کفا شی ، آهنگری ، آرا یشگری ، نوازندگی ، نمدمالی و برخی صنایع د ستی ، سبب شده است تا علیرغم وجود انبوه شمار بیکاران ، کسی به این مشاغل تمایل وگرایشی نشان ندهد. ونیروی کار خارجی در برخی از  این مشاغل به ویژه کفاشی اشتغال ورزد. در حال حاضر دهها افغانی در شهر ایذه به کار کفاشی وتعمیرکفش اشتغا ل دارند که از  درآمد نسبتا خوبی نیز برخوردار هستند ومیانگین درآمد آنان بالاتر از درآمد درصد قابل توجهی از اهالی می با شد.« آلتوسر» با مطالعه ی جا معه ی هند ،  پی برد که برخی نهاد های سنتی ، عامل عقب ماندگی فعالیتهای اقتصادی و بازدارنده ی تحرک شغلی است. حتی اگر کمبود ماهیگیر،  نجار و بنا وجود دا شته با شد، کاستهای دیگر حاضر به انجا م این کارها نیستند ، تکفیر بسیاری از مشاغل ومفهوم نجس بودن آنها ، باعث گردید تا میان کارگران و اعضاءکاستها همبستگی اجتماعی وجود نداشته باشد ، انتخا ب کارگران بر اسا س زمینه خا نوادگی است  وجنبه ی ارثی دارد نه بر اساس علاقه و استعداد ، خانواد ه گرايي رایج است و صنایع و ادا رات دولتی مثل خانواده اداره می شوند. مقام دوستی و ترجیح کارهای اداري و پرهیز کارکنان دولتی از انجام کارهایی که د ستشان را کثیف میکند، پارتی بازی و ارتشاء  در میان د ست اند رکاران دولتی  همه از جمله عوا مل بازدارنده ی فعا لیتها ی اقتصادی می باشند.(6) به جرات می توان گفت نتایج   مطالعه ی فوق تا حد زيادي در باره ی شهرستان ایذه صدق می کند و قابل تعمیم است.  
         طایفه گرایی و وجود احساسات و روحیا ت قوی طایفه گرایی ، که از ویژگیهای  ساختار سنتی ایلی و قبیله ای می با شد ، در بین اهالی مشهود و چمشگیر است ، این امر اگرچه محا سنی از قبیل : همبستگی ، حس وفاداری و روحیه ی تعاون وهمکاری را در گروههای انسانی تحکیم و تقویت می کند ، اما پیامد های زيانبار فراوانی نیز به دنبال دارد که به مواردی از آنها اشاره می شود :
• استمرار وتداوم ساختار سیاسی سنتی و حفظ قدرت ونفوذ رهبران و نخبگان سنتی ، مانعی بزرگ در تحول سیاسی جامعه و گسترش نها دهای مدنی قلمداد می شود.
• تشدید احساسات و عواطف طایفه ای ، سبب می شود تا همبستگی اجتماعی میان  اعضاء طوایف به شدت تضعیف گردد و فضا ی دوستی ، صمیمیت وهمدلی را  به  نزاع ، تفرقه ، کشمکش ،  اتلا ف وقت و فرصتها و هدر رفتن و تخریب سرمایه و نیروی انسانی تبدیل نماید.  در نتيجه سرمايه اجتماعي فرسوده و نابود مي گردد و سطح اعتماد ملي ، كلان و منطقه اي به اعتماد درون گروهي و طايفه اي تقليل و تنزل مي يابد و درهای نوآوری و توسعه را به روی جا معه می بندد.
• دراداره ی ادارات ، سازما نها و تنظیم روابط اجتماعی و سیاسی ، ملاحظات خا نوادگی و طایفه ای نقش مهمی ایفا می کند.
• یکی از آثار شوم طایفه گرایی ، نزاعهای دستجمعی می باشد که هر ساله خسارتهای مادی و فرهنگی فراوانی به اشخا ص و جامعه وارد می کند که بعضاً قابل ترمیم وجبرا ن نیستند. پيامد اين نزاعها  ، احياء سنن جاهلی  ، ريخته شدن خون افراد بیگناه ، ضرب و شتم افراد بيگناه ، نابودي وغارت اموال اشخاص بي گناه  ، هتك حرمت به نوامیس مردم ، جانبدار ی از باطل ،  دوری از حق ، تضییع حقوق دیگران و قانون گریزی مي باشد و همچنين اين امور نهادينه و  به یک عادت تبدیل می شود ، ارتکا ب جمعی جرم و گناه و سبک شمردن آن به يك عادت تبديل مي شود ، حاکمیت تعصبات کور و گسترش عمیق کینه ورزی و دشمنیها ، آلودگی محیط اخلاقی و فرهنگی را به دنبال دارد و نهایتا ناامنی و رعب و وحشت را درجا معه دامن می زند.
   بختیا ری ها عمدتا درگذ شته دامدار بودند وده نشینان و کشاورزان را از نظرمرتبه و منز لت      اجتماعی ، پایین تر و پست تر از خود به شمار می آوردند ، به همین خاطربه کشاورزی نگرش مثبتي ندارند ، چنان اقبالی به آن نشان ندادند. وجود اراضی حا صلخیز و مستعد برای کشاورزی با امکان دو یا سه بار برداشت محصو ل در سطح ،  در دشت ایذه  ، می تواند زمینه ی اشتغا ل و درآ مدزایی را برای صدها خانوار ایجاد نما ید. ولی  استفاده از این زمینها ی مرغوب ، به کشت دیم گندم و جو محدود گردیده است.  
   بنابر این برای هموار کردن مسیر توسعه باید نظام ارزشی و فکری حاکم بر جامعه  را تغییر داد یا به قول« فرانسیس آبراهام» تغییر در نگرش و رفتار یکی از عناصر نوسازی اجتماعی ا ست.(7)
 
3 – ا خلا ق ، عادا ت و رسوم
     طرز فکر مردم تا حد زیادی وا بسته به عرف ، سنن و عادات آنان  است . روحیا ت جمعی و ا خلاق اجتماعی حاکم بر یک جامعه در نگرش و تمایل آنان به توسعه و پیشرفت بسیار موثر ا ست. برخی از ویژگیها و عادات مزاحم تغییر و توسعه و پاره ای خصوصیات لازمه ی تغییر می باشند. « نورکس » در این زمینه میگوید: « توسعه اجتماعی تا حد زیادی نه تنها به فراوانی سرمایه بلکه به خصوصیا ت فردی – اجتماعی و شرایط تاریخی کشورهای در حال توسعه بستگی دا رد.»(8)
ویزگیها ی اخلاقی و روحیاتی مانند : وقت شناسی ، کارآمدی ، کوشندگی ، انضبا ط ،   شرافت در کار، خلا قیت ، تفکر و تصمیم گیری عقلا یی ، حس تعاون وهمکاری ، به خود متکی بودن ،  دا شتن قوه ی ابتکار ، علاقه به تشکیل سرمایه ، اعتماد به نفس و ایمان به توانایی تسلط بر طبیعت و نیاز به کسب  موفقیت ، در افراد ، شرایطی را بوجود مي آورد که به توسعه ی جا معه می انجا مد و پایه های نوسازی و پیشرفت جا معه می شود.
   به دلیل فقدان مهارت و تخصص ، عدم برخورداری از تحصیلات به ویژه آموزش عالی ،  فقدان سرمایه ی مادی لازم  و بی تجربگی در شیوه های نوین  مدیریت وسازما ندهی عوامل تولید ،  بیشتر ساکنان شهرستان ، فاقد خصا یص فوق ا لذکر هستند. پا یین بودن سطح سواد ا هالی ، آنان را گرفتار تحلیل های ساده وعامیانه کرده است در حالیکه یکی از نشا نه های پیشرفت جا معه ، قطع رابطه با این تحلیل های عامیانه وسطحی و بهره مندی افراد جا معه از زبان علمی ، تفکروتصمیم گیری عقلایی است . عوامل فوق به همراه فقدان امنیت ( که در جای خود بحث خواهد شد ) سبب شده است تا اهالی از اعتماد به نفس کافی و خطرپذیری یا ریسک که لازمه ی سرمایه گذاری می باشد ، برخوردار نباشند.  
   در جا معه ی ما سازمانها وساختهای جدید، به تدریج و متناسب با شرایط و ویژگیهای بومی   شکل نگرفته اند. به همین دلیل انس و الفت با آنها به سادگی برقرار نمی شود و عادت به نظم و    انضباط اجتماعی در افراد  به صورت عمیق ، جذ ب و درونی نشده است. در نتیجه وجدان کاری ، نظم وانضبا ط اجتماعی بر روحیا ت افراد و سازمانها به اندازه ی کافی حکمفرما نیست.
     یکی از ویژگیهای بارز اهالی، ا ینست که برای  تشریفات ، مراسم ، جشنها ، مهما نیها ، تفریح وساعات فراغت ، ارزش و اهمیت زیادی قا یلند. این عادات و رسوم بسیار پرهزینه می با شند و مخارج زیادی را به خانوارها تحمیل می کند ، در عین حال این گونه هزینه ها و مخا رج برای آنان، امری پسندیده ، رایج و لازمه ی حفظ اعتبار و موقعیت اجتماعی ا ست. این گرایش و عادت مانع از تشکیل پس انداز وتجمع ثروت برای سرمایه گذاری  می شود که می تواند به بهبود و ا رتقاء سطح زندگی و توسعه بیانجامد. « ما نگا لا پوس» در پژوهشی در فیلیپین به این نتیجه  رسید که برگزاری جشنهای پر خرج در روزهای معینی مانند تولد ، مرگ ، عروسی و برد ا شت محصول مانع از پیشرفت وتوسعه جامعه است.(9)  
     در شهرستان ایذه بیشترمردم خود را ملزم به رعایت سنن و رسومی می دانند که بعضاً  طولانی ، تکرار پذیر و پرهزینه هستند و خانوارها بخش قابل توجهی از درآمد ومنابع مالی خود را صرف ا ین قبیل آداب و رسوم می کنند. روابط اجتما عی قوی ، پیوستگی و وابستگی زیا د  خانوارها ، دید وبازدید ومهما نیهای مستمرفراوانی را به دنبال دارد که با عث می شود ،  بخش قابل توجهی از درآمد و امکانات مالی خانوار را به خود اختصاص دهد.
   ازدواج و سوگواری  دو رسم مهم میان بختیاریها می باشد که مخارج فراوانی نيز در پی دا رند. در یک دوره ی زمانی دوازده ساله بطور متوسط هر خانوار جمعاً سه مراسم سوگواری و جشن عروسی برگزار می کند. مخارج هرکدام از این رسوم به نسبت موقعیت طبقاتی و وضعیت مالی بین 20 تا 100 میلیون ریال برآورد می شود. این رسوم وشرکت در مهمانیها و مراسم با تشریفاتی همراه است که در نهایت هزینه های سنگینی به خانواده ها تحمیل می کند. درنتیجه انگیزه و امکان پس انداز و تشکیل سرمایه که لازمه ی پیشرفت ، توسعه وبهبود شرایط زندگی می باشد ، از بین می رود.
     از سوی دیگر خانواده ی پدر سالار و پیوسته توام با روابط اجتماعی و عاطفی شدید، افراد را به وابستگی وتسلیم ترغیب می کند و باعث می شود افراد بدون مشورت وجلب نظر و رضایت اطرافیان تصمیم گیری مستقلی نداشته ب شند. خانواده و به خصوص بزرگسالان برای جلوگیری از بهم خوردن وضع موجود ، از تغییرات در گروه استقبال نمی کنند ومحافظه کاری برگروه سایه می افکند. ارزش احترام به بزرگسالان وخواست جمع مانع ازسرپیچی از تصمیما ت گروهی و خا نوادگی می شود. سلطه ی خانواده وا طرافیان ، استقلا ل وآزادی فردی را احاطه وتحت الشعا ع قرار داده وانگیزه وتمایل به تغییر وپیشرفت را از بین می برد.
 
4 – امنیت
    امنيت زيربنا وبستر مناسب براي توسعه ي اقتصادي ،اجتماعی وفرهنگی است. وبدون آن ، ارکا ن مهم توسعه یعنی سرمایه گذاری ، تولید ، اشتغال وصادرات نمی تواند تحقق یابد. در سايه امنیت است که اندیشه و علاقه ي به كار ، فعالیت و سرمایه گذاری شکل می گیرد. زیرا  امنیت در ابعاد مختلف ، موجب خوشبینی و امید به آینده و در نتیجه رشد فعالیت ، تلاش و خلاقیت انسا ن می گردد. بی اعتمادی و احسا س ناامنی باعث عدم سرمایه گذاری می شود.انسان باید در سرمایه گذاری به حفظ سرمایه ، بازگشت اصل سرمایه وسود آن امیدوار باشد و اطمینان دا شته باشد که فعالیت اقتصادی ، کاروتلا ش وی ازحما یت وا منیت لازم برخورداراست. درغیراین صورت سرمایه وتوان خود را به امور و کارهای کم زحمت  نظیردلالی ، فروشندگی و نزول خواري اختصاص خواهد داد که کمتر مورد تهدید است وبه تولید ، اشتغال و  سرمایه گذاری که ارکا ن توسعه هستند ، کمکی نمی کند.
        ساختارطا یفه ای حاکم بر شهرستان یکی ازموانع اصلی سرمایه گذاری است ،   هرازچند گاهی بین تیره ها وطوایف تنش واختلا فی پیش می آید که درمنطقه امری اجتنا ب  ناپذیرا ست. چنا نچه این اختلافات شدت یابد  به ویژه اگر قتلی صورت گیرد، بدون تردید ،اعضاء طایفه ی مقابل ، موال واملاك آنها مورد حمله و تعرض قرار مي گیرد واین مساله تا مدتها ادامه پیدا خوا هد کرد. درجریان اختلاف دو طایفه در سال 83  صدها میلیون تومان خسارت وارد گردید وسه نفر نیز جان باختند. در سی سال گذشته 12 مورد نزاع بین طایفه ای رخ داد که درطی آنها حدود 20 نفر کشته ومیلیاردها تومان خسارت برجای گذاشته است و به مها جرت اجباری دهها خانوار منجرگردید.
    این موضوع باعث گردید تا افراد متمول وصا حب سرمایه تمایل و رغبتی به سرمایه  گذاری درمنطقه، از خود نش ن ندهند و ترجیح دهند سرمایه خود را در شهرها و حتی استانها ی دیگر یا درامور و کارهایی بکار اندازند که در مواقع خطرآسیبی نبینند. ناامنی ناشی از ساختار قبیله ای نه تنها اندیشه وعلاقه به سرمایه گذاری را در صاحبان سرمایه ، اندیشه ، ابتکار وخلاقیت از بین می برد و باعث فرارسرمایه وافراد خلاق ومبتکر می شود بلکه مانع جذب و ورود سرمایه و افراد علا قمند به سرمایه گذاری به منطقه می شود.
     آثار منفی طایفه گرایی و تاثیر و سرایت آن به سازمانهای اداری وسیا سی نیز سبب گردیده که اعتبارات دولتی که به فعا لیتهای اقتصادی تخصیص داده می شود بعضاً دراختیار اشخاصی قرار گیرد که از توان ، تخصص وصلاحیت لازم برخودار نیستند و در نتیجه بسیاری از طرحها ناتما م رها شده و اعتبارات تخصیصی در زمینه های دیگری هزینه گردد.
    شرایط فوق روند وآهنگ توسعه را با مشکلا ت جدی روبرو می کند وبا عث ا دا مه ی   توسعه نیافتگی در منطقه می شود. اگر دولت می خواهد روند توسعه را در شهرستان  شتاب دهد       با یستی با تدوین سازوکارهای لازم ، فرهنگ سازی و تغییر درنظا م ارزشی ، نگرش ورفتار اها لی ،  نظم و امنیت را در منطقه حاکم کند. تواناییهای تولید وا شتغال را تشویق و به جد مورد حمایت قرار دهد و با عوامل ناامنی به شدت و بدون هیچ گونه اغماضی برخورد کند.
 
5 – نیروی انسانی
    یکی ازعوامل موثر در توسعه ، نیروی انسا نی کارآمد ، متخصص ، خلاق ، بانشاط ، سالم وبرخوردار ازآگا هیهای لازم است. سخن ازتوسعه بدون توجه به توسعه ی نیروی انسانی شعاری بیهوده و بی پایه است ، توسعه ی نیروی انسانی پایه و اساس توسعه ی پایدار است. مقا یسه ی ویژگیهای نیروی انسانی شهرستان با شاخصهای توسعه ی نیروی انسانی نشان  میدهد ، روند توسعه با چه دشواریهایی مواجه است.
بر اساس نتایج سرشماری عمومی نفوس و مسکن سال 1375 ، 43947 نفر از جمعیت لازم التعلیم شهرستان ایذه یعنی 32 درصد جمعیت بالای 6 سال بیسواد هستند و تعداد  بیسوادان زن 5/1 بیسوادان مرد است. بیشترافراد داراي سواد نیز از سطح سواد پایینی برخوردار  می با شند. تعداد دانش آموختگان مراکزآ موزش عالی نیزدرصد اندکی از جمعیت باسواد را به خود اختصاص می دهند.
 
6- صعف و سستي سرمايه اجتماعي در منطقه

 الف )تعريف سرمايه اجتماعي
نخستين بار « جين جاكوب » (1961) مفهوم سرمايه اجتماعي را مطرح كرد و بعداً در سال 1980« جيمزكلمن»  به توسعه ي فضاي معنايي آن مبادرت كرد. در دهه ي 1990 سرمايه ي اجتماعي جايگاهي خاص  در حوزه هاي علوم اجتماعي و انساني  پيدا كرد و « فرانسيس فوكوياما» به بسط آن پرداخت. فوكوياما  سرمايه اجتماعي (social capital ) را چنين تعريف مي كند: « مجموعه اي از هنجارها و ارزشهاي غير رسمي و مثبت است كه اعضاي يك
اجتماع در آن سهيم مي باشند. اساسا اين هنجارها بايد شامل عناصر مثبت و نيكي از قبيل صداقت ، وفاي به عهد ، اعتماد متقابل و... باشد.» (10)
بر اساس تعاريف گوناگوني كه از سرمايه اجتماعي بعمل آمده است مي توان گفت سرمايه اجتماعي « شبكه ايي از ارزشها ، هنجارها و روابط اجتماعي مي باشد كه مي تواند منبع ارزشمندي براي ايجاد  روح اعتماد ، همگرايي ، انسجام و تعامل صحيح ميان افراد و در جامعه قلمداد شود  و بستر لازم براي تحقق اهداف جامعه را فراهم  سازد.»
 سرمايه اجتماعي دو خصلت دارد زاينده است و فردي نيست بلكه عمومي و جمعي مي باشد.

ب ) اهميت سرمايه اجتماعي
چنانكه گفته شد سرمايه ي اجتماعي شبكه هاي روابط جمعي انسجام بخش ميان انسانها و سازمانهاست كه مي تواند با خلق عادات و هنجارهاي مثبت و ارزشمند و برقراري اعتماد متقابل پيمودن راه توسعه و تكامل فرهنگي ، اجتماعي و اقتصادي را هموارسازد. مي توان چند نوع سرمايه را تفكيك كرد : سرمايه فيزيكي ( زمين ، مواد ومصالح ، تكنولوزي ، ابزار و وسايل) ، سرمايه انساني ( جمعيت انساني) و سرمايه اجتماعي  
    براي كار و توليد در سازمان و جامعه  ابتدا بايد ميان انسانها اعتماد ، همدلي ، همكاري و تعامل صحيح برقرار شود تا بتوانند سرمايه مادي و انساني خود را سازمان دهند وبه هدف نايل شوند. در حقيقت سرمايه اجتماعي بستر مناسبي براي بهره وري بيشتر از سرمايه فيزيكي و انساني  بوجود مي آورد و اصل ، اساس و محور دستيابي به توسعه محسوب مي شود . سرمايه اجتماعي همواره مقدم بر سرمايه فيزيكي و انساني مي باشد.
 سرمايه اجتماعي سه مولفه دارد ، اعتماد ، انسجام و مشاركت  و در صورت تحقق اين سه مولفه در هر جامعه ايي ، بستر توسعه هموار مي شود . اعتماد به انسجام و همبستگي  مي انجامد و همبستگي و وفاق ، احساس همدردي  و مسئوليت، اداي تعهد ، رعايت حقوق ديگران و تلاش براي مشاركت در حل مشكلات  افراد و جامعه را به دنبال دارد كه خود به  نظم پويا منتهي مي شود و در نتيجه توسعه تحقق پيدا مي كند.

ج‌) علل و زمينه هاي تخريب و نابودي سرمايه اجتماعي در شهرستان ايذه

   مي توان براي تخريب ونابودي سرمايه اجتماعي علل و زمينه هاي بسياري را بر شمرد اما دو علت و زمينه مهمتر و شايد علت العلل  عوامل ديگر نيز باشد آن عبارتند از :

   1- فقر
يكي از ويژگيهاي بارز شهرستان ، فقر به ويژه در مناطق روستايي  مي باشد فقر پيامدهاي گوناگوني دارد و بصورت غير مستقيم بستر و زمينه ي بسياري از كجرويها ، بزهكاريها ، ناسازگاريها و نظام گسيختگيها ي اجتماعي و سياسي را فراهم مي سازد. فقر آثار گوناگوني دارد : ياس و نوميدي ، سرخوردگي ، احساس حقارت  ، بي تفاوتي ، بدبيني ، بي اعتمادي ، احساس بي عدالتي و نابرابري ، نا امني ، ناسازگاري ، نظام گسيختگي ، انتقام و عقده گشايي ، افراط گرايي و ... از جمله ي اين آثار است. فرد فقير احساس تنهايي و بي پناهي مي كند  به اين باور مي رسد كه احساس همدردي ، نوعدوستي و كمك به ديگران در جامعه وجود ندارد افراد فقط به دنبال منفعت خود هستند. فقير با محدويت و كمبود مواجه است ، قدرت اقتصادي ضعيفي دارد ،  حق انتخاب و قدرت تصميم گيري ندارد . شكل گيري اين احساسات و باورها  در اشخاص فقير بد بيني و بي اعتمادي را در وي ايجاد و تقويت مي كند دامنه آن به جامعه نيز كشيده مي شود. توسعه ي اين احساسات ، باورها و رفتارها  در جامعه  موجبات تخريب و نابودي سرمايه اجتماعي را فراهم مي سازد.  وجود هنجارها و ارزشهايي مانند صداقت ، اداي تعهد ، احساس مسئوليت ، ارتباط و تعامل صحيح ، همدلي  ، رعايت حقوق ديگران  ، وفاي به عهد ، ايثار و از خود گذشتگي ، درستكاري  ، انصاف و جوانمردي  ، اعتماد ، تعاون و همكاري و فضايلي از اين قبيل سرمايه اجتماعي را ايجاد و تقويت نمايد. چراكه وجود اين صفات  سطح اول سرمايه اجتماعي كه اعتماد بين فردي و گروهي  است را  محقق و ايجاد مي كند . و به دنبال آن افراد يكديگر را مفيد ، صادق و با انصاف  مي دانند و به تعامل صحيح با هم مبادرت مي كنند. حال آنكه فقر اين خصلتهاي نيك و پسنديده را نابود  و در نتيجه سرمايه اجتماعي را فرسوده و نابود مي كند.
 
2- طايفه گرايي
يكي از معضلات جدي  منطقه حاكميت ساختار قبيله اي و نظام طايفه اي  و تاثير آن بر روابط وساختار اجتماعي ، فرهنگي ، سياسي و اقتصادي مي باشد. اين معضل سطح  اعتماد وهمبستگي عمومي را به اعتماد و همبستگي درون گروهي تنزل مي دهد. واقعيت اين است اعتماد بواسطه ي شناخت افراد متعامل و برقراري دوستي ميان آنها شكل مي گيرد. افراد يك جامعه بايد يكديگر را بپذيرند ،  نسبت به هم حسن نيت پيدا كنند ،  خود و ديگران را خيرخواه بدانند ، همديگر را مفيد ، موثر ، صادق ، درستكار ، با انصاف و دلسوز بشمارند ، حقوق يكديگر را رعايت كنند ، براي همه ي افراد شان و منزلت قايل شوند و تعامل صحيح  ميان آنان بر قرار شود. آنگاه اعتماد حاصل مي شود  و سرمايه ي اجتماعي كه لازمه ي توسعه و پيشرفت است ، ايجاد و تقويت مي شود و استحكام  مي يابد .
  در حاليكه وجود تعصبات طايفه ايي و تنظيم اهداف و روابط بر مبناي آن  ، ارزشها و هنجارهاي مثبت و ارزشمند را نابود مي سازد.  زيرا  طايفه گرايي سبب مي شود كه افراد  ، اعضاء طوايف ديگر را غير قابل اعتماد ، بي انصاف و مانع تحقق اهداف  خود بداند. در چنين وضعيتي بدگماني ، بدبيني  و روحيات ستيزه جويانه  شكل مي گيرد. فرد از جانب اعضاء ساير طوايف احساس امنيت نمي كند. و كسب قدرت ، ثروت و موقعيت بهتر توسط ديگران  را به منزله ي ناكامي ، محروميت و تحقير خود قلمداد مي كند. و به شدت احساس خطر مي نمايد. از اين رو به هر حربه اي توسل  مي جويد و چنگ مي زند تا  به زعم خود حريف و رقيب را از صحنه خارج كند و فرصتها را از وي سلب كند. غافل از آنكه تيشه به ريشه ي خود مي زند.
   در چنين اوضاع و شرايط اسف باري ناسازگاريهاي زيان آوري در همه عرصه ها پديد مي آيد ، فرصتهاي بيشماري سوحته مي شود و از بين مي رود ، توانمنديها ي بسياري كه پشتوانه ي طايفه ايي ندارند ،  ناديده گرفته مي شوند و مورد استفاده قرار نمي گيرند. اشخاص توانمند طوايف نيز بخشي از توان خود را براي حفظ موقعيت خود و بخشي از آن را براي تضعيف توان ديگران  و خارج ساختن آنها از صحنه ، بكار مي گيرند و در نتيجه فرصتهاي بسياري كه پيش روي داشتند از دست مي دهند و در نهايت خود و ديگران را به افرادي ضعيف شده و مستاصل تبديل مي كنند. ضمن اينكه زمينه ي حضور  افراد كم توان را با توجيهات به ظاهر قابل قبولي فراهم ساخته اند.
  در فضاي حاصل از نظام طايفه اي ، اخلاق سازندگي و روحيات مناسب براي توسعه  منزوي و تخريب مي شوند. نظم پويا و احساس امنيت ،  لازمه توسعه و سازندگي  است و طايفه گرايي و استفاده ابزاري از آن  موجبات نا امني ، بي اعتمادي  و مانع سرما يه گذاري و موجب فرار مغزها ، نخبگان و سرمايه ها از منطقه مي شود.
  براي دستيابي به توسعه ،  به اعتماد عمومي ،  همدلي ، انسجام و همبستگي عمومي  و علاقمندي به مشاركت ، بسيار نياز است . در حاليكه در نظام طايفه اي سطح اعتماد و انسجام عمومي به سطح بسيارپايين اعتماد و انسجام درون گروهي و طايفه اي تنزل مي يابدو مشاركت عمومي نيز به مشاركت افراد يك طايفه  محدود مي گردد. تضادها و ناسازگاريها تشديد مي يابد . نا امني گسترش مي يابد. هويت جمعي و همبستگي ملي و عمومي مخدوش مي شود. افول انسجام و همبستگي اجتماعي ،  گسترش اختلاف و تفرقه و تشديد تضادها و ناسازگاريها به فرو پاشي اجتماعي  و سياسي منجر مي شود . از ديدگاه صاحب نظران بستر  توسعه زماني ايجاد مي گردد و آهنگ آن وقتي شتاب مي گيرد كه اعتماد عمومي ، انسجام و همبستگي ملي ، وفاق  و نظم پويا در جامعه برقرار شود.
 
7- پيشنهادات
• اتخاذ تدابير و سياستهاي جمعيتي براي رسيدن به جمعيت مطلوب و برخورداري از شاخصهاي مناسب و مطلوب جمعيتي
• مبارزه همه جانبه با فقر و رفع مشكل بيكاري
• ايجاد مشاغل ، شانس و فرصتها و امكانات متعادل و برابر براي شهروندان جهت تسريع و تسهيل درا رتقاء اجتماعي
• ايجاد شبكه ي روابط اجتماعي موثر و قوي بين گروهها ، بهم ريختن روابط بسته ومحدود گروهها و ارتقاء شبكه اعتماد درون گروهي و قبيله اي به شبكه اعتماد عمومي و ملي و نهادينه كردن آن
• ايجاد و گسترش نهادهاي مدني از قبيل احزاب ، تشكلها ، NGO ها ، سنديكاها ، اتحاديه ها ، اصناف ، انجمنها ، كانونها ، باشگاهها ، تعاونيها ،  جمعيتها  و ... كه مي توانند تشابهات فكري ، عقيدتي ، سياسي ، اجتماعي و فرهنگي در افراد بوجود آورند. افراد را به هم نزديك كنند و روابط اجتماعي بين گروهي و اقوام را تقويت كنند وميان آنها احساس همنوعي ، همياري ، انسجام و اعتماد بوجود آيد. در واقع نهادهاي مدني جايگزين گروههايي مانند قبيله و قوم  مي شوند كه بر ويژگيهايي مانند  همخوني ، زبان ، قوميت و نژاد تاكيد مي ورزند.
 
• ثبات و امنيت ، در هم گسيختگي سازمانهاي اجتماعي يا روابط اجتماعي براي سرمايه ي اجتماعي بسيار ويرانگر است . لذا برقراري ثبات و تامين امنيت در ايجاد و تقويت سرمايه اجتماعي بسيار موثر است . شهروندان بايستي  در مقابل            آسيبهاي مختلف ، احساس ايمني كنند . اطمينان يابند كه جامعه و نهادهاي آن نيازهاي حياتي آنان را برآورده مي كنند ونسبت به جامعه و اعضاء آن و آينده خود خوشبين شود و اعتماد پيدا كند كه در صورتيكه با سختي ، كمبود و نارسائي مواجه گرديد از حمايت دولت و افراد جامعه برخوردار است. از طرفي وقتي شهروندان علاقمند هستند داوطلبانه در جامعه و براي جامعه مشاركت داشته باشند ، دولت امنيت آنان را نيز برعهده بگيرد و به آ نان تضمين و امنيت لازم را بدهد.
• سياستگزاريهاي صحيح و تدوين و اجراي برنامه هاي مناسب جهت از بين بردن تعصبات قبيله اي
• مبارزه با بيسوادي ، آموزش و توانمندسازي مردم با هدف از بين بردن عادات ، رسوم و سنن ناپسند
• تلاش در جهت تعديل و اصلاح آن دسته از سنتها و رسوم گروهي كه مانع از تعاملات مطلوب وصحيح اجتماعي مي شود.
• تاكيد بر فرهنگ سازي وگسترش و ترويج ارزشها و هنجارهاي مثبت ، نيك و پسنديده
• توجه جدي به نقش  رسانه ها در جهت ايجاد و تقويت سرمايه اجتماعي. « پيربور ديو» جامعه شناس معاصر معتقداست كه رسانه هاي جمعي از آن رو در تقويت سرمايه هاي اجتماعي موثر هستند كه شرايط و فضاي را براي كنشگر در جهت انتخاب عقلاني فراهم مي آورد. انتخاب عقلاني و عقلانيت گزينشي سبب تقويت اعتماد بين اشخاص  و افزايش مشاركت عمومي مي شود.
• دولت باید با یک برنامه ریزی صحیح ، فرهنگ سازی کند، در محتوای برنامه های درسی ، و ماموریت سازمانهای متولی آ موزش و فرهنگ ، تجدید نظر کند و ا مکا نا ت فرهنگی و آ موزشی جامعه را در جهت تغییرنگرش ،  روحیا ت و ا خلا ق ا فرا د سوق دهد.  وتلا ش کند ویژگیهای مانند : ا بتکا ر و خلا قیت ، کوشندگی ، انضبا ط فردی ، وقت شناسی وا همیت دا دن به زما ن ، کار آ مدی وکا را یی ، شرا فت در کار ، ا یجاد روحیه ی علمی وذهنی توا نا و جستجوگرونقاد ، ایجاد انگیزه ، احسا س نیا ز به پیشرفت ، علا قه به پس اندازو سرمایه گذا ری ، ا عتما دبه نفس ، خطرپذیری وتما یل به ریسک واز اين قبيل درافراد ايجاد و تقويت گردد.
 
نتيجه
توسعه پديده اي چند بعدي ، منظم و مستمر است و براي نيل به توسعه پايدار و متوازن   بايد « انسان» محورقرار گيرد. براي دستيابي به توسعه بايد بستر مناسب و شرايط مطلوبي فراهم ساخت . پس قبل از هر چيز بايد موانع توسعه را شناخت و با برنامه ريزي و سرمايه گذاري آنها را بر طرف كرد. اين موانع عديده و گوناگون اند و شناسايي و رفع آنها باعث پديد آمدن شرايط مطلوب براي تحقق توسعه مي شود. در مباحث توسعه كمتر به زمينه ها و بستر فرهنگي و اجتماعي توجه مي شود. در حاليكه مسايل اجتماعي و فرهنگي مقدم بر هر مساله ي ديگري و در ارتباط مستقيم با انسان هستند. توجه جدي به آنها گره گشاي توسعه قلمداد مي شود. ويژگيهاي نا مطلوب جمعيتي مانع از دگرگوني و تغيير  و موجب تشديد فقر و توسعه نيافتگي مي شود. لذا بايد با اتخاذ تدابير و سياستهاي جمعيتي صحيح و معقول ، بر رشد بي رويه ي جمعيت فائق آمد وجمعيت را به سوي« جمعيت مطلوب و متناسب»  سوق داد تا از ويژگيها و شاخصهاي جمعيتي مطلوبي برخوردار گردد.
  از طرفي توسعه زماني امكان پذير خواهدبود كه در فكر و انديشه ي بشر جاي پيدا كند و نوع نگرش ، عقيده ، باور و نظام فكري و ارزشي حاكم بر جامعه مهيا ي انجام تغييرات باشد. و آمادگي پذيرش دگرگوني را داشته باشد و احساس نياز نمايد كه تغييرات براي جامعه ضرورت دارد. بنابراين بايد نوع نگرش ، باور و ارزشهاي مربوط به كار و تلاش ، داشته هاي جامعه ، خود و محيط پيرامون تغيير پيدا كند تا مسير توسعه هموار شود.
از طرفي بايد روحيات و اخلاق مناسب براي توسعه را  در جامعه ايجاد كرد و آندسته از رسوم و آدابي كه با توسعه سازگاري ندارند، اصلاح و تعديل نمود تا ميل به توسعه ، عادات مناسب به براي تغيير، ميل به پس انداز و سرمايه گذاري و قدرت ريسك  كه لازمه توسعه مي باشد ، ايجاد ، نهادينه و تقويت شوند. با اصلاح ساختار سنتي و نهادينه كردن قانون و قانونمندي ، امنيت كه يكي از ضروريات توسعه مي باشد و براي سرمايه گذاري لازم است ، در جامعه حاكم گردد.  با برنامه ريزي ، سرمايه گذاري و فرهنگ سازي بايستي بيش از هر چيز اصلاح ساختارهاي سنتي را مد نظر قرار داد. شبكه ي اعتماد ملي و كلان را در جامعه ايجاد و تقويت نمود تا همبستگي و مشاركت فعال در جامعه تحقق پيدا كند و روحيات مناسب و شايسته در جامعه شكل گيرد كه بيش از هر چيز اصلاح و بهبود شرايط جامعه را به دنبال داشته باشد. و رفع معضلات ديگران و جامعه براي همگان ارزشمند و مهم تلقي گردد و افراد خود را در قبال همه مسئول بدانند. و در يك كلام ايجاد و تقويت سرمايه ي اجتماعي در منطقه مي تواند تا حد زيادي بستر مناسب براي توسعه را فراهم سازد.
 
پی نوشت:
*-(ارائه شده در همایش راهکارهای توسعه پایدار شهرستان ایذه در سال 1384)



نوشتن دیدگاه

* نمایش نظرات به منزله تائید آنها نمی‌باشد.
* مسئولیت نظر با کاربر می‌باشد.
* ایمیل فعال خود را وارد نمایید.
* در صورت امکان نام و شهرت خود را کامل وارد کنید.


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

درباره ما

تازه‌های کتاب

 کتاب «نخستین جرعه از این جام» میزبانی و قهرمانی تیم ملی فوتبال ایران در جام ملت های آسیا (۱۳۴۷-۱۹۶۸) را از زوایای سیاسی-اجتماعی و ورزشی با نگاهی تازه مورد کنکاش قرار داده است.
 شیمبار (شیم بار) جلگه گرمسیری شیمبار در شمال خوزستان واقع گردیده و تقریباً نزدیک به نقطه صفر مرزی بین استان خوزستان و چهار محال بختیاری قرار دارد. این منطقه گردشگری از توابع بخش چلو شهرستان اندیکا می باشد که در 45 کیلومتری شهر قلعه خواجه  و یکصد کیلومتری مسجدسلیمان و220 کیلومتری اهواز است.  
 «فراز و فرود ایل کیان ارثی با تاکید بر ظهور و سقوط محمدتقی خان بختیاری» عنوان کتابی است که توسط مصطفی علیزاده گل سفیدی به نگارش درآمده و آماده چاپ شده است. در این کتاب با استناد به منابع مختلف تاریخی به بررسی ایل کیان ارثی و روسای آن از دوره صفویه تا 50 سال پیش پرداخته و شامل 5 فصل به شرح ذیل است: