جایگاه ائمه اطهار در میان بختیاری ها

در خصوص زمان و نحوه تشرف بختیاری ها به دین اسلام اختلاف نظر هایی وجود دارد.پاره ای از منابع حکایت دارندکه این ایل بدون خونریزی ، جنگ و استفاده از شمشیر به اسلام گرویدند. پاره ای خلاف این ادعا را دارند و از مقاومت بختیاری ها در مقابل سپاه ابوموسی اشعری والی بصره در سال 25 هجری سخن می گویند. آنچه با واقعیت های تاریخی مطابقت دارد آنست که مردم این سامان بعد از سقوط شوشتر در زمان خلیفه دوم بوسیله سپاه اسلام، به تدریج به اسلام گرویده اند. در همین خصوص مولف کتاب بختیاری تحت عنوان «ابتدای تشیع در بختیاری و شوشتر» می نویسد: «ایل بختیاری قبل از اینکه تشیع در مملکت ایران رواج داشته باشد، شیعی مذهب بودند و در مذهب خود کمال عصبیت را بخرج می دادند و سرایت این مذهب از شهر شوشتر به آنجا شذه است.»
 اسناد  و شواهد دیگری نیز حکایت از آن دارد که مذهب مردم خوزستان تا اواخر قرن نهم معتزلی بوده است.اما  شواهد و دلایل دیگری وجود دارد که درستی  این روایت را تایید نمی کند. اگر اعتباری هم داشته باشد نمی تواند همه خوزستان یا مذهب کل بختیاری ها را شامل شود. در کتاب«تاریخ تشیع در ایران» ضمن اشاره به سابقه تشیع در قم از اواخر قرن اول هجری و تاثیر و نقش شیعیان  قم بر رواج مذهب شیعه در مناطق همجوار به نقل از علامه مجلسی می نویسد: «عمده تشیعی که در منطقه جبال بوده احتمالا به جهت تاثیر پذیری تشیع قم بوده است.همچنین مولف یکی از عوامل ترویج مذهب تشیع در مناطق بختیاری و همجوار آن را  اعرابی می داند که در مناطق فریدن و گلپایگان استقرار یافتند. این اعراب از عربهای شیعه یمن بودند که به وسیله حضرت علی علیه السلام مسلمان شده بودند.

دو دلیل دیگر وجود دارد که حکایت از رونق مذهب تشیع در میان بختیاریها در همان قرون اولیه دارد. نخست: اینکه  مناطق لرنشین از جمله بختیاری در مسیر مهاجرت اعراب ، سادات ، امامزاده ها و حاملان مذهب تشیع بوده که از آنجا به قم و ساوه و ... مهاجرت میکردند. این مهاجرت ها تا قرن سوم نیز به خاطر ظلم و ستم دستگاه بنی امیه و بنی عباس تداوم داشت. از جمله تاثیرگذارترین مسافرتها که در تعیین نوع مذهب اهالی ایران  بسیار موثر بوده است ، سفر تاریخی امام رضا (ع) به ایران بود. شواهد زیادی وجود دارد که آن حضرت پس از اهواز به شوشتر ، لالی ، مسجدسلیمان ، سوسن ، ایذه و باغملک تشریف آوردند و در بعضی از این مناطق توقف داشته اند. اهالی نیز به منظور پاسداشت این مسافرت مبارک ، در این توقفگاهها یادمانهایی بنا کرده که تا به امروز در بین مردم از احترام بالایی برخوردارند. تعدد این اماکن باعث تامل فراوان است و نمی توان به سادگی از کنار آنها گذشت. اگرچه در منابع تاریخی مسیر آن حضرت را از بصره به اهواز و از آنجا به شیراز و سپس خراسان، ذکر کرده اند.
اگر این سند هم معتبر باشد نمی تواند به استدلال هجرت امام از مناطق بختیاری خللی وارد کند. زیرا علاوه بر وجود و آثار قدمگاههای  آن حضرت ‌، وجود  آرامگاههای امام زاده گانی نظیر سلطان ابراهیم، امام شاهزاده عبدالله، احمد موسی(شاهچراغ) و ... که از همین مسیر قصد هجرت به خراسان را داشته اند و در درگیری با کفار به شهادت رسیده اند نیز استدلال مذکور را تقویت می کند و علاوه بر آن ممکن است به خاطر موقعیت خاص و کوهستانی بودن منطقه ، امام پس از گذشتن از این مسیر، از ایذه به بهبهان و از آنجا به شیراز و خراسان مهاجرت کرده باشد.ابن حوقل  به سال 358 قمری ضمن عبور از خوزستان و ایذه(که آن زمان یکی از مناطق بختیاری نشین محسوب می گردد)  اشاره ای به فرهنگ ، لباس ، آداب و رسوم و مذهب این مناطق کرده است.

دلیل دیگر حاکمیت آل بویه بر همه یا بخشی از مناطق بختیاری نشین است.«دیترامان» از قول اصطخری(قرن چهارم قمری) می نویسد:فرمانروای وقت عضدالدوله که از سلاطین آل بویه بوده است در حدود سنه 338-372 تشکیلات محلی طوایف بختیاری را متحد الشکل ساخت.گرچه نامبرده اشاره ای به مذهب بختیاری ها نکرده است، اما با توجه به حاکمیت خاندان شیعی آل بویه و توجه آنها به ساکنان منطقه بختیاری ، نوع گرایش و مذهب (شیعه ) مردم «قبادخره» می توان گفت بسیاری از بختیاری ها شیعه بودند. دکتر امان الهی در باره محدوده  قبادخره می نویسد: این استان که بعدا ارکان با ارجان نام گرفت بین استان های فارس-خوزستان و اصفهان قرار داشته است.با توجه به توضیحات مذکور و وجود پلی در ایذه بنام «خره زاد»  و تشابه و ارتباط بین این دو (قبادخره و خره زاد ) می توان گفت که بخشی از بختیاری  جزء محدود قبادخره و  مذهب آنها نیز شیعه بوده است.
به هر صورت خواه بختیاری ها در قرون اولیه شیعه شده باشند ، خواه در قرون میانی، و چه به زور یا به اختیار، آنچه  واقعیت دارد اینست که این ایل یکی از اقوامی می باشد که افتخار آنرا دارند که صد در صد شیعه مذهب بوده و دوستدار ائمه اطهار علیهم السلام می باشند .هر طایفه  یا چند طایفه به یکی از امامزاده  و پیر ها تعلق دارند و یک نوع رابطه معنوی و مرید ومرادی بین آنها وجود دارد که طوایف را موظف می کند بعنوان نذر و حق سادات همه ساله مبالغی نقداً یا به صورت اجناس(محصولات کشاورزی) به آنها بپردازند و چنانچه کسی از این عمل سرباز زد، مورد تحقیر قبیله خود و گاه خشم و نفرین سادات مربوطه قرار می گیرد.  افراد هر طایفه معمولاً برای اثبات حقانیت ، یا تبرئه خود به امامزاده ی مربوطه سوگند یاد می کنند و در هنگام گرفتاریها، بیشتر به او متوسل می شوندتا جایی که امکان داشته باشد مردگان خود را جوار آنها دفن می کنند و مراسم مذهبی خصوصا سوگواری تاسوعا و عاشورا را درکنار آنها برگزار می کنند.  سادات  نیز تا حدودی در حل اختلافات مردم موثرند و به احترام آنان گاهی نزاع ها و در گیری های خونین متوقف شده و یا از قصاص و گرفتن دیه به احترام آنها صرف نظر می کنند.
 بطور کلی می توان اماکن مقدسه را به چند دسته تقسیم کرده و بطور اختصار به آنها اشاره می شود. هدف از این تقسیم بندی آنست که قداست آتها نزد مردم متفاوت است و در یک سطح از محبوبیت در بین مردم برخوردار نمی باشند.

1-امامزاده ها: همانطور که قبلا اشاره شد به دنبال مهاجرت امام رضا(ع) همراهان آن حضرت ، علویان و امامزادگانی که به قصد پیوستن به آن امام در زمان حیاتش و یا زیارت قبر وی در مراحل بعد به ایران مهاجرت می نمودند ، به جهت در مسیر قرارگرفتن منطقه بختیاری، امنیت مناطق کوهستانی، صفای مردم ایلیاتی و سابقه تشیع در منطقه احیاناً سبب ماندگار شدن بعضی از امامزادگان در این مناطق شد که برخی به شهادت رسیدند و یاوفات کردند و فرزندان آنها در منطقه بختیاری ساکن شدند و سادات منطقه اغلب از نوادگان آنها می باشند.
لازم به ذکر است که تعریف ما از امامزاده ها تنها فرزندان بلافصل امامان نمی باشند، بلکه ممکن است نوه،نتیجه و... را نیز شامل شود که تا چند واسطه به امام معصوم می رسند. مضافاً اینکه در میان مردم بختیاری افراط هم شده است و افراد مومن و غیر سید را نیز به امامزاده تشبیه کرده اند و برای آنها مقبره و بارگاه هم ساخته باشند. اما آنچه مورد توجه است اهمیت و علاقه مردم به این امامزاده هاست که به گونه ای سینه به سینه کراماتی نیز از آنها نقل می کنند و یا بعضاً به چشم خود دیده اند که از جمله امامزاده عبدالله، امامزاده ابراهیم، امامزاده شاه روبند و ... را می توان نام برد.

2-پیرها: منظور از پیر ها در واقع کسانی هستند که غیر سادات بوده ولی به خاطر زهد و پارسایی و داشتن تفکرات ارزشمند دینی به این اسم معروف شده اند. اما گاهی مردم آنها را نیز در ردیف امامزاده ها مطرح و به حساب می آورند. ولی بقعه و زائران آنان چشمگیر نبوده و در حد امامزاده ها رونق ندارد که می توان به پیر چول، بابازاهد، پیر بویر، پیر مهمید(محمود) و ... اشاره نمود.

3- قدمگاهها، یادگاهها و خواب سازها: در سراسر مناطق بختیاری نشین(و قاعدتاً جاهای دیگر) مکانهای مقدسی با عنوان یا بدون عنوان خاصی وجود دارد که برخی از آنها ممکن است محل توقف یا عبور امام و یا امامزاده ای باشد و یا اینکه به یاد یکی از پیامبران،ائمه یا امامزادگان و دیگر اولیاء ساخته یا نامگذاری شده باشندکه ممکن است  به ایران مسافرت نکرده باشند.  در بعضی از موارد عامل این نامگذاری و یا بارگاه ساختن خوابهای افراد و یا علایق آنها بوده است. لازم به ذکر است که در بعضی از اوقات افرادی با انگیزه های سودجویانه و عوام فریبانه دست به ساختن بقعه و بارگاهی زده اند و از احساسات پاک مردم سوء استفاده نموده و دست به چپاول آنان زده اند.                

نوشتن دیدگاه

* نمایش نظرات به منزله تائید آنها نمی‌باشد.
* مسئولیت نظر با کاربر می‌باشد.
* ایمیل فعال خود را وارد نمایید.
* در صورت امکان نام و شهرت خود را کامل وارد کنید.


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

درباره ما

تازه‌های کتاب

 کتاب «نخستین جرعه از این جام» میزبانی و قهرمانی تیم ملی فوتبال ایران در جام ملت های آسیا (۱۳۴۷-۱۹۶۸) را از زوایای سیاسی-اجتماعی و ورزشی با نگاهی تازه مورد کنکاش قرار داده است.
 شیمبار (شیم بار) جلگه گرمسیری شیمبار در شمال خوزستان واقع گردیده و تقریباً نزدیک به نقطه صفر مرزی بین استان خوزستان و چهار محال بختیاری قرار دارد. این منطقه گردشگری از توابع بخش چلو شهرستان اندیکا می باشد که در 45 کیلومتری شهر قلعه خواجه  و یکصد کیلومتری مسجدسلیمان و220 کیلومتری اهواز است.  
 «فراز و فرود ایل کیان ارثی با تاکید بر ظهور و سقوط محمدتقی خان بختیاری» عنوان کتابی است که توسط مصطفی علیزاده گل سفیدی به نگارش درآمده و آماده چاپ شده است. در این کتاب با استناد به منابع مختلف تاریخی به بررسی ایل کیان ارثی و روسای آن از دوره صفویه تا 50 سال پیش پرداخته و شامل 5 فصل به شرح ذیل است: