خطوط قرمز آزادی بیان از منظر قرآن کریم

مقدمه :
      آزادي يك لفظ مقدس و عامه و خاصه پسندي است كه نشأت گرفته از خلقت و فطرت انسان است ، و به همين دليل ضمير پاك آدمي از ازل جوياي آن مي باشد ؛ هيچ عقل سليمي نتوانسته كه انكارش كند ، بعثت انبياء و نزول وحي به خاطر آزادي انسان از غير « لا إله إلا الله » بوده و بردگي و استعباد ، استثمار  و در حصار خود قرار گرفتن و دگر پرستي  را همه يكتا پرستان روي زمين  مخالف آزادي آدم بعثت انبياء و نزول وحي به خاطر آزادي انسان ي مي دانند كه يكي از وجوه تفاوتش از دگر كائنات خلقت ، آزاد بودنش  مي باشد ( لقد خلقك الله حُرّاً ) .
     اگر چه آزادي همچون ديگر الفاظ مقدس جوهره اصلي خود را خاصه در اين دو قرن اخير از دست داده است و چه بسا نقطه مقابل بار معنوي  خود ، و تأمين كننده منافع ستمگراني است كه روزگاري با شمشير در بدست آوردن و حفظ آن نا توان بودند ؛ اما هنوز هم همين پوستين براي بشر مقدس است . و از همين روست كه شايد هيچ كنفراس اجتماعي در دنيا بر گذار نگردد ، مطبوعات و كتب اجتماعي به بازار پا ننهند ، قانون اجتماعي تصويب نگردد و..... مگر اينكه به لفظ آزادي مزيّن شده باشند .
        آزادي از نظر جامعه شناشناسان ، يعني آزادي طبيعي انسان كه فقط قوانين انساني ( نه چيز ديگر ) آن را تا جايي محدود مي كند كه براي نفع عموم  يا مصلحت همگاني ضرورت داشته و مقتضي باشد . اما آزادي را اهل سياست در آزادي بيان و عقيده و حق انتخاب سرنوشت سياسي خود  خلاصه كرده اند .

     آنچه مسلم بوده و مورد اقبال همه علماي اسلام چه در گذشته و چه در حال نيز مي باشد اصل آزاد بودن بيان در آن كتاب هدايت ، مي باشد . دستور خداوند براي مشورت كردن پيامبر با مردم در چندين مورد « وَ شاوِرْهُمْ في الأمرِ » و « « و أَمْرُهُمْ شوري بينهم » ( و... حكايت از اين دارد كه مردم در بيان ديدگاهشان آزاد بوده و مي توانستند حتي در مقابل رسول خدا (ص ) نيز ابراز عقيده كنند .

و در موارد متعددي از اهل كتاب خواسته است تا دليلي بر مدّعاي خود اقامه كنند. مانند اين آيه شريفه « وَقَالُواْ لَن يَدْخُلَ الْجَنَّةَ إِلاَّ مَن كَانَ هُوداً أَوْ نَصَارَى تِلْكَ أَمَانِيُّهُمْ قُلْ هَاتُواْ بُرْهَانَكُمْ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ » ( بقره /111) (يهود و نصاري گفتند هرگز داخل بهشت نمي شود مگر كسي كه يهودي يا نصاري باشداين آرزوي آنانست ،اي پيامبر بگو اگر راست مي گوئيد دليل خود را بياوريد)  يعني اينكه آنها آزادانه مي توانستند خواسته و براهين خود را عرضه نمايند و يا اين كلام حق تعالي در خصوص آزاد بودن مردم در اظهار تظلم « لاَّ يُحِبُّ اللّهُ الْجَهْرَ بِالسُّوَءِ مِنَ الْقَوْلِ إِلاَّ مَن ظُلِمَ وَكَانَ اللّهُ سَمِيعًا عَلِيمًا » ( النساء /148) (خدا دوست نمي دارد  كه كسي با گفتار زشت، به عيب خلق صدا بلندكند، مگر آنكس كه ظلمي به او رسيده باشد كه خدا شنوا به اقوال و به احوال بندگان دانا است ) . و آيه شريفه « الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ أُوْلَئِكَ الَّذِينَ هَدَاهُمُ اللَّهُ وَأُوْلَئِكَ هُمْ أُوْلُوا الْأَلْبَابِ »  ( الزمر /18) يعني (همان كسانيكه به سخن گوش فرا مي دهند و بهترين آن‌ راپيروي مي كنند، آنهايند كه خدا هدايتشان كرده و آنان صاحبان خرد هستند) حاكي از اين است كه نقل سخن آزاد مي باشد تا آنجا كه مردم بتوانند از ميانشان بهترينشان را انتخاب كنند .
    ولي اين نكته نيز مورد پذيرش قرآن كريم و اجماع همه آن دانشمندان اسلامي بوده و هست كه اين آزادي همچون ديگر انواع آزادي حد و مرز داشته و گسسته عنان نيست كه اگر مطلق بود هرگز ( أسْتَغْفِرُ الله ) آيات مربوط به ارتداد نازل نمي شد .
       از آنجايي كه در اين مقطع زماني خاصه در كشور ما آزادي بيان به يكي از جنجالي ترين بحث هاي سياسي ، فرهنگي تبديل شده است و مد روز مطبوعات ما مي باشد و هر كس به نحوي به موضوع نگاه كرده و مي پردازد ؛ بنابراين در اين مقاله سعي شده است در حد وسع خود با استفاده از آيات شريفه قرآن خطوط قرمز آزادي بيان ( حدود آزادي بيان ) ترسيم گردند ، كه اهمّ آن موارد عبارتند از :
الف :اجتناب از دروغ پردازي و سخن غير عالمانه و بي پايه و اساس
    از منظر قرآن هيچ كس مجاز به دروغ گفتن بنام آزادي و مختار به ايراد سخناني كه ادله و پايه و اساسي ندارند نيست و اگر تاريخ را ورق بزنيم بسياري از مصائبي كه بربشر و جوامع بشري فرود آمده از همين ممرّ بوده است . و برهمين اساس دروغ گناه كبيره و چه بسا مستوجب حد و مجازات در اين دنيا و به يقين كيفر اخروي دارد . : « وَاجْتَنِبُوا قَوْلَ الزُّورِ » ( الحج /30) ( و از گفتار باطل و دروغ اجتناب نمائيد ) قول زور در اصل به به معني سخن دروغ و باطل و خارج از حد اعتدال مي باشد در تفسير اين آيه آورده اند كه قَوْلَ الزُّورِ مطلق اقوال باطله و محرمه مي باشد .پس بپرهيزيم از هر گفتار باطل و بي پايه و اساس به هر كيفيت و كميتي كه باشد .  
      از طرف ديگر به صرف اينكه ما نقلي را از زبان ديگري بشنوييم و بدون اينكه پي به صحت و سقم آن نبريم مجاز به بيان آن نيستيم  خداوند متعال بياني را كه التقاطي و بدون علم و سنجش بوده تهمت دانسته و گناه عظيم مي داند : « إِذْ تَلَقَّوْنَهُ بِأَلْسِنَتِكُمْ وَتَقُولُونَ بِأَفْوَاهِكُم مَّا لَيْسَ لَكُم بِهِ عِلْمٌ وَتَحْسَبُونَهُ هَيِّنًا وَهُوَ عِندَ اللَّهِ عَظِيمٌ » ( النور /15) (زيرا شما آن سخنان منافقان را از زبان يكديگر دانسته و حرفي بر زبان جاري مي كنيد كه علم به آن نداريد و اين ( تهمت است ) كار را سهل و كوچك مي پنداريد در صورتي كه نزد خداوند بسيار بزرگ است ) با طناب ديگران به جهنم نرويم در خصوص شنيده ها به يقين برسيم  .  

ب : آزادي بيان بايد در چار چوب گفتار پسنديده و با رعايت حرمت  و بدور از بد زباني و افشاي عيوب ديگران باشد «  وَقُولُواْ لِلنَّاسِ حُسْناً » ( البقره /83) (وبامردم به زبان خوش سخن بگوييد) . اين آيه و آيات ذيل دستور اكيد دارند كه بيان ما بايد نيكو بدون كاربرد الفاظ زشت و تمسخر آميز و چند پهلو بوده و مؤدبانه و با لحني ملايم باشد حتي با دشمنان خود تا چه رسد به هم كيشان و مؤمنان ؛ بايد بهترين واژه ها و سخناني كه دوست داريم به ما بگويند به مردم بگوييم . يعني خوش سخني و گفتار نيك يك اصل قرآني و دستور الهي مي باشد . در همين باره امام باقر (ع) فرمود « هو عامٌ في المؤمن و الكافر »2 اين يك دستور جهانشمول است براي همه هم همدين و هم همنو .
     از طرف ديگر حق تعالي مي فرمايد : « يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا يَسْخَرْ قَومٌ مِّن قَوْمٍ ..... وَلَا تَلْمِزُوا أَنفُسَكُمْ وَلَا تَنَابَزُوا بِالْأَلْقَابِ بِئْسَ الاِسْمُ الْفُسُوقُ بَعْدَ الْإِيمَان » ( الحجرات /11) (اي كسا ني كه ا يمان آورده ايد قومي قوم ديگري را مسخره و ا ستهز ا نكنند... يكد يگر ر ا عيب نگذاريد وبلقب هاي بد و صفات سوء يكديگررا نخوانيد وصدا نزنيد بد است اين بد ذكريست بعد از ا يمان » . از اين آيات اينگونه استنباط مي گردد : ترور شخصيت افراد بنام آزادي ممنوع است چه با تمسخر باشد چه با عيبجويي چه با لقب ناپسند دادن ، چه بياني باشد و چه نوشتاري و رفتاري و با ايما و اشاره . اي اهل ايمان شما آزاد نيستيد گروهي را با با بيان و اعمالتان به تمسخر بگيريد اين تمسخر ها ، اين عيبجويي ها ، اين ناسزاگويي ها ، اين زشت نام بردنها فسقند و فاسق شدن بعد از ادعاي ايمان داشتن بد دردي است . حتي  اگر عيوب ديگران صحت هم داشته باشد حق نداريم آنها را بيان كنيم .
   حال به اين آيه شريفه دقت نماييم :« لاَّ يُحِبُّ اللّهُ الْجَهْرَ بِالسُّوَءِ مِنَ الْقَوْلِ إِلاَّ مَن ظُلِمَ وَكَانَ اللّهُ سَمِيعًا عَلِيمًا »( النساء /148) (خدا دوست نمي دارد  كه كسي با گفتار زشت، به عيب خلق صدا بلندكند، مگر آنكس كه ظلمي به او رسيده باشد كه خدا شنوا به اقوال و به احوال بندگان دانا است ) .

ج : تهمت زدن و اهانت نمودن به ديگران ممنوع است

       بيان نمودن موضوعي بدون تحقيق و اثبات آن جايز نيست چه بسا اهانت آميز بوده و موجب هتك حرمت ديگري گردد، ويا به دروغ نسبت دادن امري به كسي ؛ سپس آن را به خورد افكار عمومي دادن نه تنها روا نيست بلكه اين خود موجب سلب آزادي اجتماعي مردم مي گردد . « يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ إِذَا جَاءكَ الْمُؤْمِنَاتُ يُبَايِعْنَكَ عَلَى أَن لَّا يُشْرِكْنَ بِاللَّهِ شَيْئًا وَلَا يَسْرِقْنَ وَلَا يَزْنِينَ وَلَا يَقْتُلْنَ أَوْلَادَهُنَّ وَلَا يَأْتِينَ بِبُهْتَانٍ يَفْتَرِينَهُ بَيْنَ أَيْدِيهِنَّ وَأَرْجُلِهِنَّ وَلَا يَعْصِينَكَ فِي مَعْرُوفٍ فَبَايِعْهُنَّ وَاسْتَغْفِرْ لَهُنَّ اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ » ( الممتحنة /12) (اي پيامبر (ص) وقتي  زنان مؤمن مي آيند كه با تو بر ايمان بيعت كنند كه ديگر هرگز به خداشرك نياورند و سرقت و زنا نكنند و اولاد خود را به قتل نرسانند و بر كسي افترا و بهتان ، ميان دست و پاي خود نبندند و با تو در هيچ امر به معروفي مخالفت نكنند، با اين شرايط با آنها بيعت كن و براي آنان از خدا طلب آمرزش و غفران نما، همانا خدا آمرزنده ومهربانست ) .
« ... فَتَبَيَّنُواْ وَلاَ تَقُولُواْ لِمَنْ أَلْقَى إِلَيْكُمُ السَّلاَمَ لَسْتَ مُؤْمِنًا » ( النساء /94) ( در باره آنها تحقيق كنيد و به كسي كه به شما سلام مي كند نگوييد، تومؤمن نيستي ) .

د : مخافت نكردن با حكم خدا و رسولش

« وَمَا كَانَ لِمُؤْمِنٍ وَلَا مُؤْمِنَةٍ إِذَا قَضَى اللَّهُ وَرَسُولُهُ أَمْرًا أَن يَكُونَ لَهُمُ الْخِيَرَةُ مِنْ أَمْرِهِمْ وَمَن يَعْصِ اللَّهَ وَرَسُولَهُ فَقَدْ ضَلَّ ضَلَالًا مُّبِينًا » ( الاحزاب / 36) (هيچ‌ مرد و زن‌مؤمني‌ را سزاوار نيست‌ كه‌ وقتي‌ خدا و رسولش‌ امري‌ را صادر نمودند، خود را در آن‌امر صاحب‌ اختيار بدانند و هر كس‌ خدا و رسولش‌ را نافرماني‌ كند، به‌ تحقيق‌ به‌ ضلالتي‌آشكار گمراه‌ گشته‌ » .
        از آيات قرآن اينچنين استنباط مي شود كه آزادي بيان توجيهي براي مخالفت نمودن با احكام ثابت الهي و سنت و قوانين موضوعه توسط رسول اكرم ( ص) نيست و اين امر عصيان و عملي شيطاني و دال بر گمراهي مي باشد .

ه: پرهيز از تحريف و پوشاندن و ناديده گرفتن حقايق ديني

       خداوند فرموده است :« وَآمِنُواْ بِمَا أَنزَلْتُ مُصَدِّقاً لِّمَا مَعَكُمْ وَلاَ تَكُونُواْ أَوَّلَ كَافِرٍ بِهِ وَلاَ تَشْتَرُواْ بِآيَاتِي ثَمَناً قَلِيلاً وَإِيَّايَ فَاتَّقُونِ - وَلاَ تَلْبِسُواْ الْحَقَّ بِالْبَاطِلِ وَتَكْتُمُواْ الْحَقَّ وَأَنتُمْ تَعْلَمُونَ » ( البقره /41و 42) (  به قرآني كه نازل كرديم ايمان آوريد كه تورات شمارا تصديق مي كند و اوّل كافر به آن نشويد و آيات مر ا به بهاي كم نفروشيد و از قهرمن بپرهيز يد ) و (و حق را بوسيله باطل نپوشانيد و آن را انكار نكنيد) .
      در اين آيات سه هشدار است يكي اينكه سبقت گرفتن در كفر يك بدعت است و ممكن ديگران نيز از آن پيروي كنند و بدعت يك آفت ويرانگر در دين و جامعه مي باشد . دوم اينكه آيات و كتاب خدا به بهاي ناچيز فروخته نشود در اين  جمله يك استعاره مكنيه است و استعاره از اين است كه با قرآن ظلم و ستم ها و دروغ ها را توجيه نكنيد كه اين عين تحريف قرآن مي باشد . سوم اينكه چهره نوراني و پر شكوه حق و حقيقت را با گرد و غبار باطل و تحريف نپوشانيد و. در مجمع البيان در ذيل همين آيه آمده است « راستي و راستگويي حق و دروغ و دروغ گويي باطل و بيداد است ».
     آگاهانه كتمان حق نمودن حق ستيزي است و اين از عدم پذيرش حق بدتر و عذابش سنگين تر مي باشد ؛ در اين آيه قيد « در حالي كه خود مي دانيد » يعني همه واقعيتها را خود مي دانيد و به عمد و قصد .... به تحريف حقايق و باطل را رنگ و بوي حق دادن مي پردازيد .  
« يَا أَهْلَ الْكِتَابِ لاَ تَغْلُواْ فِي دِينِكُمْ وَلاَ تَقُولُواْ عَلَى اللّهِ إِلاَّ الْحَقِّ » ( النساء / 171)  (اي ا هل كتاب غلو در د ين خو د نكنيد و نگو ئيد بر خد ا جز حق » .
     اگر چه بايد گفت نشان بالندگي يك جامعه نوشتن و قلم زدن است و بايد به قلم و دستي كه قلم را گرفته بوسه زد اما مع الأسف در اين آشفته بازار دنياي امروز بعضي از مدعيان حقوق و سعادت بشر به خاطر رسيدن به اميال دنيوي خود از قبيل زر و قدرت و شهرت جهاني و نام خود را از خبر گذاريهاي جهان شنيدن ، نه تنها به تحريف حقايق ديني اقدام مي نمايند و نص صريح قرآن را نا ديده مي گيرند بلكه بر آنچه باطل است لباس حق پوشانده و با تبليغ و جوسازي و سوء استفاده از افكار عمومي ، باطل خود را منافقانه زيبا و جذاب جلوه گر نموده و به تضعيف پايه هاي اعتقادي مردم همّت گماشته اند . حال آنكه از منظر قرآن هيچ كس آزاد نيست كه اقدام به بدعت گذاري در دين و تحريف حقايق آسماني و تضعيف اصول دين نمايد .

و : ممنوعيت اقوال افتراء آميز و غير عالمانه در باره امور ديني

« وَلاَ تَقُولُواْ لِمَا تَصِفُ أَلْسِنَتُكُمُ الْكَذِبَ هَـذَا حَلاَلٌ وَهَـذَا حَرَامٌ لِّتَفْتَرُواْ عَلَى اللّهِ الْكَذِبَ إِنَّ الَّذِينَ يَفْتَرُونَ عَلَى اللّهِ الْكَذِبَ لاَ يُفْلِحُونَ »( النحل / 116)  (و براي‌ آن‌توصيف‌ دروغي‌ كه‌ بازبانهايتان‌ مي‌كنيد مگوييد، اين‌ حلال‌ است‌ و اين‌ حرام‌، تابه‌ خدا افتراء بزنيد، كساني‌ كه‌ به‌ خدا دروغ‌ ببندند رستگار نمي‌شوند) . يعني آن كس كه به درجه اي از آگاهي نسبت به علوم ديني و فقه و احكام الهي و استنتاج آنها با ادله و براهين نقلي و عقلي نرسيده باشد و اجتهاد ش مسلم نشده است حق برداشت شخصي و سليقه اي در خصوص حلال و حرام خداوند ندارد ، كه اين بيان و برداشت يا دروغ است يا افتراء و هر دو از رزائل اخلاقي و مستوجب عذاب الهي مي باشند.
    « لا تقولوا علي الله الا الحقّ »( النساء / 171)  نمي توان به خدا نسبت دروغ داد و آنچه زاييده فكر خودمان است به خدا ارتباط و نسبت دهيم حتي اگر توصيف باشد . از سر خود نبايد حلال و حرام را مشخص كرد روا و ناروا معين نمود بنام آزادي نبايد حدود و مرزها و حريم را بشكنيم .

ز : افراط و تفريط دراقوال ديني ممنوع

« قُلْ يَا أَهْلَ الْكِتَابِ لاَ تَغْلُواْ فِي دِينِكُمْ غَيْرَ الْحَقِّ » ( النساء / 171)  (بگو اي‌ اهل‌ كتاب‌،در دين‌ خود غلو و زياده‌ روي‌ به‌ ناحق‌ نكنيد » .
  حكماء گفته اند « كلّ شيءٍ جاوزَ عن حدِّهِ انعَكَسَ الي ضدّهَ » هر چيزي كه از حد خود بگذرد به ضد خودش تبديل مي شود .  
     1) در دين خدا غلو نكنيد ، اندازه نگه داريد چيزي بخدا نبنديد 2) افراط و تجاوز از حد ممنوع ، حتي اگر به قصد خير و مدح باشد .3) گزافه گويي و پندار گرايي ممنوع است 4) در ابراز عقايد خود و گفتار بايد محور حق باشد  .

ح : لزوم رعايت عدل و انصاف در سخن

«  وَإِذَا قُلْتُمْ فَاعْدِلُواْ » ( الانعام / 152) (و هنگامي‌ كه‌ سخن‌ مي‌گوييد عدالت‌ بورزيد،) مع الإسف اخلاق انتفاعي و اين اصل كه هدف وسيله را توجيه مي كند در اين دوره از عمر كره خاكي باعث شده اند كه فضايلي چون رعايت عدالت و بجاي آوردن انصاف در كلام به فراموشي سپرده شوند و خاصه در مسائل سياسي تنها عيوب و كاستيهاي طرف مقابل بر زبان ها جاري و بر جرايد ساريست و به ندرت ديده مي شود كه انتقادي به خود يا افراد هم سلك خود هر چند به خطا رفته باشند بيان گردد.
      در تفسير گازر ذيل اين آيه آمده است « چون سخن گوييد راست گوييد اگر چه آن سخن بر بعضي از خويشاوندان باشد و آن كس كه كه در قول حيف روا دارد در فعل هم روا دارد » .
    اين آيه و امثال آن تأكيد بر اين نكته دارند بيرون از جاده صداقت و عدالت كلامي بر زبان نياوريم و از مرز عدالت تجاوز نكنيم .

ط :  پخش نكردن اخبار امنيتي

« وَإِذَا جَاءهُمْ أَمْرٌ مِّنَ الأَمْنِ أَوِ الْخَوْفِ أَذَاعُواْ بِهِ وَلَوْ رَدُّوهُ إِلَى الرَّسُولِ وَإِلَى أُوْلِي الأَمْرِ مِنْهُمْ لَعَلِمَهُ الَّذِينَ يَسْتَنبِطُونَهُ مِنْهُمْ وَلَوْلاَ فَضْلُ اللّهِ عَلَيْكُمْ وَرَحْمَتُهُ لاَتَّبَعْتُمُ الشَّيْطَانَ إِلاَّ قَلِيلاً »0 (( النساء / 83)  ( و چون امري باعث ايمني يا ترس مسلمين است و بايد پنهان داشت منتشر مي سازند در صورتيكه كه اگر به رسول و صاحبان حكم رجوع مي كردند همانا تدبير كار را آنان كه اهل بصيرتند مي دانستند و اگرنه اين بود كه فضل خدا شامل حال شماست همانا جز انكي همه شيطان را پيروي مي كردند  ) . بيان مسائل امنيتي جامعه و كشور ممنوع مي باشد و شايد امروزه هيچ سياستمداري ( چه ديندار و چه بي دين ) در دنيا يافت نشود كه اين واقعيت را انكار نمايد . و آن عده اي كه دانسته يا ندانسته بنام آزادي بيان مي خواهند اين قبيل موضوعات را به سطح افكار عمومي داخلي و لاجرم خارجي بكشانند يا نمي دانند كه مي بايست متنبه گردند و يا أجير دشمنند كه مي بايست تنبيه گردند .
     نتايج شوم اين اقدام 1) افشا مسائل امنيتي به ضرر مادي و معنوي و حيثيتي جامعه و موجب فساد است . 2) تلاش و برنامه را بيهوده مي كند . 3) در افكار و اراده مردم و مسئولين تزلزل ايجاد مي نمايد و روحيه آنها تضعيف مي شود . 4) در جبهه خودي پريشاني و سر در گمي ايجاد نموده و در جبهه دشمن اتحاد و يكپارچگي بوجود مي آورد . 2) دشمن از برنامه و نقشه و مقصد ما اطلاع پيدا كرده و در صدد خنثي نمودن و از بين بردن آنها بر مي آيد .
    بنابراين بيان اين مسائل تحت هر عنوان و با هر اصطلاح ، نه تنها جايز نيست كه جرم هم مي باشد .

ي : ممنوع بودن سخنان لغو و بيهوده و گمراه كننده

« وَالَّذِينَ هُمْ عَنِ اللَّغْوِ مُعْرِضُونَ » (و كسانيكه‌ از لغو روي‌ گردانند) .« وَمِنَ النَّاسِ مَن يَشْتَرِي لَهْوَ الْحَدِيثِ لِيُضِلَّ عَن سَبِيلِ اللَّهِ بِغَيْرِ عِلْمٍ وَيَتَّخِذَهَا هُزُوًا أُولَئِكَ لَهُمْ عَذَابٌ مُّهِينٌ » ( لقمان /6) (بعضي‌ از مردم‌ خريدار گفتار بازيچه‌ هستند،تا بدون‌ علم‌ مردم‌ را از راه‌ خدا گمراه‌ كنند و راه‌ خدا را مسخره‌ مي‌گيرند، آنان‌ عذابي‌خفت‌ آوردارند) .
    لغو در لغت هر گفتار و عملي است كه فايده قابل ملاحظه اي نداشته باشد ( گفتار و ادعاي بيهوده ) و به همين دليل بعضي از مفسرين آن را به باطل تفسير كرده اند .
    پيام اين آيات  : 1) با بيان افكار و گفتار هاي بيهوده توان و انرژي گوينده و شنونده آنها به هدر مي رود . 2) بيان همين افكار بيهوده زمينه ساز دشمني ها ، كينه و قطع رحم و حبّ و بغضهاي بي جا مي گردد و به جامعه و روابط اجتماعي مردم آسيب مي رساند . 3) بيان مسائل بيهوده گناه و نافرماني مي باشد .
     پس گفتار بيهوده يا ناروا ، نوشتار بي ثمر يا غير صحيح ، عملكرد بي حاصل با ادله فوق الذكر از ديد قرآ‎ن مردود است .   
   
ك : پرهيز از پخش مطالب مشكوك

« وَلاَ تَقْفُ مَا لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ إِنَّ السَّمْعَ وَالْبَصَرَ وَالْفُؤَادَ كُلُّ أُولـئِكَ كَانَ عَنْهُ مَسْؤُولاً » ( اسرا / 36)  (به‌ دنبال‌ چيزي‌ كه‌ به‌ آن‌ علم‌ نداري‌ مرو، كه‌ همانا گوش‌ و چشم‌ ودل‌ همه‌ در باره‌ آن‌ مورد بازخواست‌ واقع‌ مي‌شوند) .
  آنچه را نداني پيروي مكن ، تقليد كوركورانه ممنوع . اين آيه عموميت دارد يعني هر گفتار و كردار يا تصميمي كه از روي علم نباشد را شامل است .
إِذْ تَلَقَّوْنَهُ بِأَلْسِنَتِكُمْ وَتَقُولُونَ بِأَفْوَاهِكُم مَّا لَيْسَ لَكُم بِهِ عِلْمٌ وَتَحْسَبُونَهُ هَيِّنًا وَهُوَ عِندَ اللَّهِ عَظِيمٌ» ( نور /15) (آن‌ زمان‌ كه‌ آن‌ افك‌ را از زبان‌ يكدگير تلقي‌ كرده‌ و حرفي‌را به‌ زبان‌ مي‌گفتيد كه‌ به‌ آن‌ علمي‌ نداريد و اين‌ كار را سهل‌ و ساده‌ مي‌پنداشتيد درحاليكه‌ در نزد خدا بسيار بزرگ‌ است‌.) .يعني اينكه طرح مسائل شبهه بر انگيز و چند پهلو خواه در خصوص اعتقادات و باورهاي مردم و يا در خصوص مسائل روز و سياسي و فرهنگي ، از آن جهت كه باعث گمراهي عده ا ي و هدر رفتن وقت و انرژي عده اي ديگر جهت خنثي كردن تبعات طرح آن مسائل را دارد و همچنين موجبات ضعف پايه هاي اعتقادي مردم و بدبيني نسبت به ديگران مي گردد ممنوع است .  نبايد بدون علم و اطمينان مطلبي را دنبال نمود يا بدون تحقيق سخني گفت و نبايد از روي تقليد و پيروي كوركورانه كسي را نيك يا بد خواند و كسي را نكوهش يا ستايش كرد . اخبار مشكوك و شايعات وگمانه ها و دروغها نبايد مبناي اظهار نظر و بيان موضوعي باشند .
    پيامدهاي شوم اين رذيله : 1) هرج و مرج در روابط اجتماعي  2) هيچ كس از گمان بد در امان نخواهد بود  3) هيچ كس به ديگري اعتماد نخواد كرد 4) حيثيت افراد به خطر مي افتد 5) قضاوتهاي عجولانه اي صورت خواهد گرفت . 6) بروز نا هنجاريهاي اجتماعي

ل: پرهيز از كاربرد سخنان و كلماتي كه مورد سوء استفاده دشمن قرار مي گيرند

« يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ لاَ تَقُولُواْ رَاعِنَا وَقُولُواْ انظُرْنَا وَاسْمَعُوا ْوَلِلكَافِرِينَ عَذَابٌ أَلِيمٌ » ( البقره /104) يعني (اي كسا نيكه ا يمان آورده ايد كلمه « راعنا»را نگو ئيد و بجاي آن بگو ئيد« انظرنا» و بشنويد, و براي كافران عذ اب درد ناك ا ست ) .
در تفسير اين آيه آمده است كه لفظ « راعنا » نزد قوم يهود نوعي ناسزاست  و به معني « بشنو ، خدا ترا كر كند » مي باشد و به همين دليل كه ممكن است از كاربرد آن لفظ سوء استفاده گردد در اين آيه براي خطاب به پيامبر منع شده است . اما آنچه از اين آيه استنباط مي شود اين است كه در بيان خود بايد مراقب الفاظ و كلام خود بود كه مبادا لفظي بكار رود كه برداشت هاي ديگري از آن شود و موجبات شايع پراكني و تبليغات سوء دشمنان گردد.

م : آزادي بيان محدود به پرهيز از شايعه پراكني است

« لَئِن لَّمْ يَنتَهِ الْمُنَافِقُونَ وَالَّذِينَ فِي قُلُوبِهِم مَّرَضٌ وَالْمُرْجِفُونَ فِي الْمَدِينَةِ لَنُغْرِيَنَّكَ بِهِمْ ثُمَّ لَا يُجَاوِرُونَكَ فِيهَا إِلَّا قَلِيلا » ( الاحزاب /60) ( اگر منافقان و آنانكه در دلشان مرض و ناپاكيست و هم انانكه در مدينه اهل ايمان را مضطرب و هراسان مي كنند دست نكشند ما هم تو را بر آنان مسلط كرده تا از آن پس جز اندك زماني در مدينه در جوار تو زندگي نكنند ) .
    يكي ديگر از مشكلاتي كه امروزه دست به گريبان جامعه و خاصه جامعه مطبوعاتي ماست وجود شايعات و شايعه پراكناني است كه خواسته يا نا خواسته بر پيكره اعتماد عمومي مردم و وحدت جامعه ضربه هاي طاقت فرسايي وارد مي آورند و مع الأسف نام آن را آزادي بيان گذاشته اند . واين امر نيز از از منظر قرآن از مرزهاي ممنوعه آزادي بيان مي باشد .
  پس آنچه از اين آيه استنباط مي گردد اين است كه : 1) نشر اكاذيب وشايعه سازي و شايعه پراكني و دامن زدن به شايعه به قصد استفاده نا مشروع ممنوع مي باشد . 2) شايعه پراكنان نبايد به حال خود رها شوند بايد با جديت با آنان برخورد كرد 3) تحت عنوان آزادي ظن و گمانها را به خورد مردم دادن خلاف است .

نتيجه
 دروغ پردازي ، جعل و نقل سخن بي پايه و اساس ممنوع
رعايت حرمت ها و اجتناب از به كار بردن الفاظ و القاب زشت       
تهمت زدن و اهانت نمودن ممنوع
پخش سخنان بيهوده و گمراه كننده و مشكوك و شبهه انگيز ممنوع  
مخالفت كردن با حكم الهي و رسول اكرم ( ص)  ، نقل غير عالمانه در باره امور ديني ، تحريف آنها و ناديده گرفتنشان ممنوع
رعايت عدل و انصاف در بيان
  بيان مطالبي كه مورد سوء استفاده دشمنان شوند ممنوع  
شايعه پراكني ممنوع

نوشتن دیدگاه

* نمایش نظرات به منزله تائید آنها نمی‌باشد.
* مسئولیت نظر با کاربر می‌باشد.
* ایمیل فعال خود را وارد نمایید.
* در صورت امکان نام و شهرت خود را کامل وارد کنید.


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

درباره ما

تازه‌های کتاب

 کتاب «نخستین جرعه از این جام» میزبانی و قهرمانی تیم ملی فوتبال ایران در جام ملت های آسیا (۱۳۴۷-۱۹۶۸) را از زوایای سیاسی-اجتماعی و ورزشی با نگاهی تازه مورد کنکاش قرار داده است.
 شیمبار (شیم بار) جلگه گرمسیری شیمبار در شمال خوزستان واقع گردیده و تقریباً نزدیک به نقطه صفر مرزی بین استان خوزستان و چهار محال بختیاری قرار دارد. این منطقه گردشگری از توابع بخش چلو شهرستان اندیکا می باشد که در 45 کیلومتری شهر قلعه خواجه  و یکصد کیلومتری مسجدسلیمان و220 کیلومتری اهواز است.  
 «فراز و فرود ایل کیان ارثی با تاکید بر ظهور و سقوط محمدتقی خان بختیاری» عنوان کتابی است که توسط مصطفی علیزاده گل سفیدی به نگارش درآمده و آماده چاپ شده است. در این کتاب با استناد به منابع مختلف تاریخی به بررسی ایل کیان ارثی و روسای آن از دوره صفویه تا 50 سال پیش پرداخته و شامل 5 فصل به شرح ذیل است: